نژاد لر

لُر
نام قومی از نژاد آریایی است که‌ در غرب و جنوب غربی کشور ایران زندگی می‌کنندزبان این قوم لریزبان‌های هندو اروپایی است و به زبان کردی و فارسی شباهت زیادی دارد.[۱] ویژگی‌های زبان لری نشان می‌دهد که زبان منطقه کنونی لرستان در تاریخ باستان از سوی ناحیه پارس صورت گرفته و نه از سوی ناحیه ماد.[۲]
است. زبان لری مانند زبان فارسی و کردی از شاخه
سلسله‌ها و پادشاهان


  • عیلامیان: در زمان‌های تقریبا ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد تا ۶۴۰ سال قبل از میلاد در مناطق لرنشین حکومت می‌کردند و قدرت بسیاری داشتند و با اینکه دشمنان بسیار قوی مانند سومریانسومر را تصرف کنند و آن را مستعمرهٔ خود کنند و چند سال بعد هم آن را کاملا شکست دادند و ویران کردند. ایلامیان بعد از سال‌ها قدرت از آشوریان شکست سنگینی خوردند و دولت مقتدرشان از بین رفت. پایتختشان آنزان (ایذه کنونی) بود. کلمهٔ عیلامی به معنی کوهستانی است و اشاره به مردم زاگرس نشین دارد.[۳] داشتند. اما توانستند پایتخت
  • ایلمایی‌ها: در زمان اشکانیان در منطقه‌های لرنشین و بختیاری حکومت خودمختاری به نام ایلمایی بود که البته قدرت ایلامیان را نداشتند اما در نوع خود قدرتمند بودند. البته با اشکانیانمستعمرهٔ اشکانیان بودند و با آنها روابط خوبی داشتند.[۴][۵] روابط خوبی داشتند و به نوعی
  • اتابکان لر: اینان به اتابکان لر بزرگ و کوچک نیز مشهور بودند و مدت حکومتشان بسیار طولانی (حدود ۶۰۰ سال) بود. این سلسله در مناطق لرنشین حکومت می‌کردند. ابتدا بصورت دولت نیمه مستقلی پایه گذاری شد و تنها باج و خراجی به دولت‌های ایران (خلفای عباسی، مغولان و صفویه) می‌داد و در سال‌های بعدی قدرت بیشتر گرفتند. دیگر به دولت‌های ایران مالیات نمی‌دادند و صد سال آخر کاملا مستقل از دولت ایران بودند و البته صفویان با شکست شاه وردی خان لر این منطقه را تصرف و سلسله را نابود کردند.[۶]

  • زندیه: این حکومت که توسط کریم خان زند بایه گذاری شد. قلمرو اش مناطقی فراتر از مناطق لرنشین بود.و پایتختش شیراز بود.اما شاهان و بنیانگذارانش لر بودند. این حکومت یکی از بهترین و عادل ترین حکومت‌های بعد از اسلام در ایران بود. این سلسله با شکست خوردن لطفعلی خان زند(شاهزادهٔ شجاع زند) از آغا محمد خان قاجار نابود شد.[۷]

  • ایلخانان لر و بختیاری: در زمان قاجاریه در مناطق لرنشین خان‌هایی بودند که علاوه بر اینکه مامور دادن مالیات بودند، بر این منطقه حکومت هم می‌کردند. اما با وجود این که در بعضی موارد خودمختار بودند اما مستقل از دولت ایران نبودند. در زمان محمد تقی خان بختیاری(ممتی خون) بختیاری‌ها اعلام استقلال کردند، اما توسط انگلیسی‌ها پذیرفته نشد. اما تا چندین سال بختیاری‌ها نزد خودشان استقلال داشتند و به دولت قاجاریه نه تنها مالیات نمی‌دادند بلکه کاروان‌های مالیاتی قاجاریه که از مناطق دیگر مانند اعراب می‌گرفتند را غارت می‌کردند و اینگونه بختیاری‌ها با قاجاریه دشمن شدند. اما بعد از قتل محمد تقی خان اوضاع آرام گرفت و حسینقلی خان روابط بختیاری-قاجاریه را سامان بخشید. بعد از چند سال که بختیاری قدرت نظامی بالا گرفت. قاجاریان که از قدرت بختیاری هراس داشتند در یک مهمانی حسینقلی خان بختیاری را کشتند