ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

تکه ای از بهشت در دل جهنم !

برای وقت هایی که به آرامش نیاز داریم اکثرا سفر به مکانی سرسبزو خوش آب و هوا رو به هر جای دیگه ای ترجیح می دیم. دلمون می خواد توی طبیعت باشیم و از صدای آب رودخونه یا صدای پرنده ها لذت ببریم، ولی هستن جاهایی که می تونن حس داشتن آرامش واقعی رو بهتون القا کنن. جایی مثل کویر که با آسمون پر ستاره و سکوتی که تو شبهاش داره، واقعا حیرت انگیزه. 
بین کویرهای زیادی که تو دنیا وجود دارن یه کویر عجیب و فوق العاده زیبا خودنمایی می کنه که در اون یه سراب واقعی وجود داره. سرابی که درست وسط رمل های کویر چشم هرکسی رو خیره می کنه. البته وقتی بهش نزدیک میشی دیگه سراب نیست یه دریاچه است. یه دریاچه بی نظیر که درست وسط کویر جنوب لیبی جا خوش کرده و با درخت های سرسبزی که دورش قرار گرفتن، جز جذاب ترین کویر دنیا شناخته شده، دریاچه اوباری ...

دریاچه اوباری

این دریاچه تو یکی از پر آفتاب ترین و خشک ترین مناطق جهان قرار گرفته که همین موضوع باعث شده تا گردشگرای زیادی برای بازدید از این بهشت زمینی به این منطقه سفر کنن و از نزدیک این زیبایی رو لمس کنن. اطراف این دریاچه به اندازه ای زیبا و سرسبزه که شاید باورش براتون سخت باشه که تو دل کویر یه همچین بهشتی وجود داشته باشه.
مرکز غواصی لیبی عمق این دریاچه رو بین 7 متر تا 32 متر حساب کرده و به دلیل نمکی که داخل آب این دریاچه وجود داره هشدار داده تا کسایی که روی بدنشون زخم دارن اینجا شنا نکنن. 
تنها راه عاقلانه ای که برای بازدید از این بهشت وجود داره اینه که حتما با تورهای محلی همراه باشین. چون فقط این گروه ها می تونن برای شما چادر بزنن و غذای مورد نیازتون رو تامین کنن. 

دریاچه اوباری

دریاچه اوباری

دریاچه اوباری

دریاچه اوباری


خانه های تاریخی کاشان

این مجموعه از نظر تزئینات و معماری، از آثار بی‌نظیر ایرانه، که شامل 5 حیاط و کودال باغچه می‌شده، ولی بعد از فوت مالکش هر کدوم جداگانه به فروش می‌رن. معماری این خونه از نوع نقاب داره که مسائل مذهبی مثل اکثر خونه های تاریخی کاشان توش رعایت شده، و نکته جالبش اینه که از دو قسمت زمستان نشین و تابستان نشین تشکیل شده که شما تو هر فصلی از این خونه بازدید کنین،‌یه جای مناسب برای اتراق پیدا می‌کنین. این مجموعه تاریخی 190 ساله تو محله سلطان امیر احمد واقع شده.

 

خانه تاریخی احسان

خیلی از افرادی که تو این خونه اقامت داشتن، معتقدن که این خونه، یکی از بهترین هتلای سنتی ایرانه. این خونه اولین هتل سنتی کاشانه، که تو محله قدیمی درب باغ ساخته شده. توش هم اقامت‌گاه سنتی داره،‌هم مدرن. ولی اقامت تو قسمت سنتی این خونه تاریخی یه چیز دیگس. دو تا از زیبا‌ترین قسمتای این خونه 100 ساله که مربوط به دوره قاجاره، بادگیر مرتفع و اتاق 7 دریش.

 

خانه تاریخی مرتضوی 

این خونه از خونه های دوران قاجاره، که سبک ساختش خیلی شبیه به دوران پهلوی و فضاهای اصلیش شامل سرداب، شاه نشین، پنج دری، ایوان تابستانی، حوض خانه و هشتی ورودی می‌شه و تزئینات متنوعی در اون بکار رفته. این خونه زیبا تو خیابون قلعه جلالی واقع شده.

 

خانه تاریخی خواجه تاج الدین

این خونه که کنار مسجد آقا بزرگ تو خیابون فاضل نراقی واقع شده، یکی از خونه های خیلی قدیمی کاشانه، که حدود 700 سال قدمت داره و جالبیش اینه که از جاذبه های مذهبی شهر کاشان هم هست چون توش یه امامزاده دفن شده.

 خانه نقلی

این خونه 180 ساله، پشت مسجد آقا بزرگه، و موسسش شخصی به نام نقلی بوده، ولی این اسم واقعا بهش میاد، چون خیلی کوچولو و با مزه‌ست، الانم به هتل سنتی تبدیل شده و با اینکه نسبت به بقیه هتل ‌های سنتی کاشان خیلی امکاناتش کمتره، اما خیلی ‌ها واسه اقامت انتخابش می‌کنن و توش خاطره دارن.

 

 

 

زرگر، عجیب ترین روستای ایرانی!

همه ما ممکنه روستاهای خیلی زیبایی رو تو اقصی نقاط ایران دیده باشیم و بهشون سفر کرده باشیم، ولی مطمئنا، کمتر کسی ممکنه بدونه که  تو 100 کیلومتری غرب تهران، تو شهرستان آبیک استان قزوین، یه روستای عجیب هست، که یه قصه خیلی جالب داره، اونم اینه که اهالی این روستا، به زبون لاتین می‌نویسن و به رومانی(زرگری) صحبت می‌کنن، یعنی زبون مادریشونه، ولی در عین حال به زبون ترکی هم تسلط دارن. در واقع می‌شه گفت هم ایرانین، هم اروپایی. آدمای خیلی مهربونین که  از نظر ظاهری صورتاشون، هم شبیه آریایی‌هاست هم گلادیاتورها و وایکینگ‌ها. قد و قامتای بلندی دارن، شغلشون هم مثل خیلی از روستایی‌های دیگه غالبا دامداری و کشاورزیه، دینشون اسلامه، مذهبشون هم شیعه‌ست. خیلی مهمون نوازن و در ابتدای ورود از مسافرا با یه دوغ خنک پذیرایی می‌کنن. بسیار عاشق پیشه و وفادارن، یعنی وقتی زنی تو روستا شوهرش رو از دست می ده دیگه هیچ وقت ازدواج نمی کنه، یا مردی که ازدواج کرده هیچوقت به همسرش خیانت نمی‌کنه، وگرنه از روستا طرد می‌شه.
نکته مبهم و جالبی که وجود داره اینه که خودشون هم دقیق نمی‌دونن متعلق به کجای جهان هستن و اصلا چی شده که سر از ایران در آوردن و شدن یه رومانوی مسلمون شیعه ایرانی!!
تنها چیزی که قدیمیای روستا یادشون میاد اینه که وقتی جوون بودن یه پیرمردی تو روستاشون بوده، که به زبون روسی همه حساب کتاباشو انجام می‌داده. ولی بعد از مرگ اون دیگه زبون روسی به طور کلی بر می‌افته و کل اهالی روستا به زبون رومانی صحبت می‌کنن و به لاتین می‌نویسن.

تنها چیزی که قدیمیای روستا یادشون میاد اینه که وقتی جوون بودن یه پیرمردی تو روستاشون بوده، که به زبون روسی همه حساب کتاباشو انجام می‌داده. ولی بعد از مرگ اون دیگه زبون روسی به طور کلی بر می‌افته و کل اهالی روستا به زبون رومانی صحبت می‌کنن و به لاتین می‌نویسن.
تا اینکه یه روز بچه های تحصیلکرده این روستا تصمیم می‌گیرن یه کاری کنن، تا هم وطنای خودشون رو تو دنیا پیدا کنن، واسه همین، چند تا کلمه رو به زبون رومانو تو اینتر نت منتشر می‌کنن و از همه مردم جهان می خوان که هرکس می‌تونه این کلمه هارو ترجمه کنه، یا در واقع زبان رومانویی بلده، به ایران بیاد. کارشونم نتیجه می‌ده و بعد از گذشت چند ماه 3 نفر از فرانسه و انگلیس به ایران میان و کلی خوشحال می‌شن از اینکه هم وطن‌های خودشون رو تو ایران پیدا کرده بودن. طبق گفته اهالی زرگر، این 3 مسافر از خیرین و تجار بزرگ کشور خودشون بودن که‌‌ یتیم های زیادی رو هم تحت حمایتشون داشتن، ولی چیزی که براشون عجیب بوده این بوده که رومانی های ایران چرا مثل بقیه هموطناشون که حدود 18000 نفر میشن، تو اروپا تشکیلات ندارن و تو نشست سالیانه ترکیه حضور ندارن، یا اینکه چرا زبان رومانی رو با زبان ترکی و فارسی آمیخته کردن و اصالتش به شکلی که تو اروپا تلفظ می شه از دست رفته!

افسانه‌هایی در مورد رومانو

 به طور کلی می‌شه گفت رومانو ها آواره‌ اند و معلوم نیست از چه سرزمینی اومدن و اصلا چی شده که تو جهان پراکنده شدن. شخصی به نام سرهنگ تو اهالی آبادی زرگر هست، که از بقیه، به تاریخچه رومانو ها مسلط تره. اون می‌گه هیچ کس جز زرگر ها از زبان رومانی سر در نمیاره و حتی از این قضیه تو جنگ ایران و عراق هم استفاده می‌کردن و بیسیم چیا با این زبون با هم صحبت می‌کردن، تا عراقیا چیزی متوجه نشن. در ضمن می گه کسی قطعی نمیدونه که رومانی ها از کجا میان ولی یه افسانه هایی وجود داره، مثلا اینکه، رومانو ها طایفه‌ای هستن که از مرز های شمالی ایران وارد شدن و کم کم یکجا نشین شدن و مشغول به دامپروری. یه عده هم می‌گن اصالتا ایرانی‌اند و از سربازای شجاع  قزلباش شاه عباس صفوی بودن، یه عده هم می‌گن تو جنگ ایران و روم 200 نفر از رومانی ها به دست سربازای ایرانی اسیر می‌شن ولی چون اندام های قوی و ورزیده داشتن پادشاه ایران می بخشتشون و تو یه جایی در قزوین ساکن می‌شن. آخرین افسانه هم اینه که رومانی های ایران از بقایای کولی های اروپا هستن، واسه همین زرگر ها نمیدونن اصالتا اروپایی هستن یا ایرانی، ولی بیشتر خودشون رو ایرانی می‌دونن و خیلی هم به ایران عشق می‌ورزن.



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران