گردشگری وآشنایی با نقاط دیدنی ایران و جهان
هتل بینالمللی زمانی که در خارج از ایران شكل گرفت کم کم به مرزهای ما هم راه پیدا کرد اما هیچ گاه به معنای واقعی کلمه در ایران پا نگرفت. در تعاریف گردشگری، به هتلی میتوان عنوان «بینالمللی» اطلاق كرد كه حداقل یك شاخه یا شعبه دیگر در كشوری غیر از كشور خود داشته باشد و به شكل هتل های زنجیره ای عمل كند و سیستم و گردش کار آنها یکی باشد. مثل هتل های هیلتون وهایت، رامادا، هالیدی این، شرایتون و…. تازه این هتلهای زنجیرهای نیز نام بینالمللی را بر سردر خود ندارند.
حال سوال اینجاست چرا بعضی از هتلها در ایران بهخود اجازه داده و یا مجوز گرفتهاند که بر سردر خود نام هتل بینالمللی یا بزرگ نصب کنند چراکه نه بزرگ هستند و نه شعبهای در کشورهای دیگر دارند.
شاید در دسترس ترین پاسخ این باشد كه این هتلها در خارج ایران دفتر رزرو دایر كردهاند! اما راهاندازی این دفاتر دلیلی بر بینالمللی بودن هتل نیست چراكه حتی یک پانسیون، هتل آپارتمان یا مسافرخانه نیز میتوانند دفتری دایر كرده و اقدام به پذیرش مسافركنند. هتل بین المللی معمولا به هتلهای زنجیره که اغلب در تمام کشورها به همان نام وجوددارد و گردانندگان آنها نیز از دانش فنی لازم برخوردار هستند اطلاق میشود.
هتل هایی که در ایران از نامهای هتل بزرگ یا هتل بینالمللی استفاده می کنند، هنوز یک رستوران دارند و اگر هتلی هم چند رستوران داشته باشد فقط قیمت غذا ها متفاوت است نه نوع و تنوع غذاها
ستاره های حلبی
برخی از این هتلداران فکر می کنند به صرف داشتن ستارههای زیاد در كنار نام هتل میتوانند عنوان بینالمللی بر آن بگذارند در حالیكه چنین نیست. بهعنوان مثال در کانادا و در شهر هالیفکس دو هتل هالیدی این، وجود دارد و هر دو هتل درجه پائین دارند و در مانیل فلیپین هتل هالیدی این، درجه بالاتری دارد و بسیار لوکس تر از هتل های شهرهالی فکس کانادا است.
هتل بزرگ چیست؟
اصطلاح هتل بزرگ هم توسط بسیاری از هتلداران ایرانی استفاده می شود بدون اینكه تعدادی از آنان بدانند هتل بزرگ دارای چه مفهومی است. به عنوان مثال در ایران هتلی وجود دارد كه با 150 اتاق خود را هتل بزرگ میداند و هتل دیگری كه با بیش از 400 اتاق و 3 رستوران خود را هتل بزرگ نمیدانند. اگر از این هتلها سئوال شود مفهوم هتل بزرگ چیست و یا شرایط نام هتل بزرگ چه باید باشد، نمیدانند.
هتل بزرگ در همه دنیا با یك عنوان تعریف شده است و دارای ضوابط و استانداردهای خاصی است و اگر هتلی شرایط لازم را داشته باشد می تواند از این عنوان استفاده كند. هتل هایی که در ایران از نامهای هتل بزرگ یا هتل بینالمللی استفاده می کنند، هنوز دارای یک رستوران خاص هستند و اگر هتلی هم چند رستوران دارد فقط قیمت غذا ها متفاوت است نه نوع و تنوع غذاها، هنوز هتلی در ایران وجود ندارد که سالن برای برگزاری سمینار بینالمللی که درآن سیستم simultanious ترجمه همزمان و ... پیش بینی شده باشد.
هتل بزرگ به هتلی گفته میشود كه تمام امكانات یك هتل معمولی را داشته و علاوه بر آن تعداد زیاد از انواع اتاق مثل سوئیت، آپارتمان، كابانا، بنگلو و…را داشته باشد. همچنین دارای امكاناتی از قبیل استخر، مانژاسب سواری، قایق سواری، زمین گلف، پمپ بنزین و… باشد. متاسفانه در ایران تعدادی از هتلها عنوان بینالمللی و بزرگ دارند، اما نه شعبهای در خارج از كشور ندارند و نه امكانات لازم برای مهمانان.
اصطلاح هتل بزرگ هم توسط بسیاری از هتلداران ایرانی استفاده می شود
بدون اینكه تعدادی از آنان بدانند هتل بزرگ دارای چه مفهومی است.
به عنوان مثال در ایران هتلی وجود دارد كه با 150 اتاق خود را هتل بزرگ میداند و هتل دیگری كه با بیش از 400 اتاق و 3 رستوران خود را هتل بزرگ نمیدانند
استفاده ابزاری از این عناوین در كوتاه مدت میتواند درآمدی نصیب هتل كند اما در درازمدت هیچ سودی در بر نخواهد داشت و بهترین تبلیغ، خدمات و سرویسدهی خوب و قیمت مناسب به میهمانان است.
بد نیست از چند هتل بینالمللی و بزرگ درسطح دنیا نام ببریم كه درحال حاضر با چه امكاناتی مشغول فعالیت هستند و آنها مقایسهای گذرا كنیم با هتلهای بزرگ در ایران.
هتل كنكورد Concords hotels با شعبههایی درپاریس، لندن، مادرید، میلان، فرانكفورت، ژنو، میامی، آمستردام، توكیو و برزیل؛ با داشتن 12968 اتاق كه فقط درشعبه توكیو 1059 اتاق، 13 رستوران، 5 استخر و سالنی باگنجایش 2500 نفر دارد نه ازعنوان بزرگ استفاده می كند و نه ازبینالمللی. همچنین هتل «هالیدی این» كه برای ایرانی ها شناخته شده است با 1600 شعبه، هتل pacific در توكیو با 945 اتاق و 41 سوئیت و انواع رستورانهای چینی، ژاپنی، فرانسوی و… از عنوان بزرگ استفاده نكرده است.
هتل هایی كه به عنوان بزرگ در ایران فعالیت می كنند نه تنها بزرگ نیستند كه در مقام مقایسه اصلاً به حساب نمی آیند. وقتی در لاس وگاس هتلی با 5600 اتاق وجود داشته باشد آیا می توانیم به هتل با 150 یا 300 اتاق عنوان بزرگ بدهیم.
امروزه هتلهایی كه بالغ بر 1000 اتاق دارند، درخاور دور و آمریكا و اروپا خود را هتل بزرگ نمینامند. در حال حاضر چه از نظر اتاق و چه از نظر امکانات و خدمات و شرایط در ایران هتل بزرگ نداریم و استفاده از عناوین بینالمللی و هتل بزرگ تنها جنبه تبلیغاتی دارد که از آن استفاده می كنند و این عناوین باعث آماده کردن مسافر برای پرداخت پول بیشتر و گمراه کردن مسافر است.
ایرانی كه «مندویل» برای اروپاییان به تصویر كشیده بود، عبارت بود از بهشتی روی زمین، كشوری صاحب تجمل، مكانی پر از نور و الوان و دارای باغهای آفتابگیر و معطر كه زمزمه نهرهای جاری و نغمه پرندگان، هوای آن را پركرده بود.
ساكنان شهرهای خوب و دلكش آن را مردمان حكیم و خردمند و فالگیران و ستارهشناسان و منجمان غیبگو و امیران و بزرگان صاحب شوكت و جلال و همچنین پیران رند و عیاران تشكیل داده بودند و زمامدارانش در قصرهایی با گنبد طلایی میزیستند كه اتاقهای آن با گوهر شب چراغ روشن شده بود و... به این ترتیب، در خانههای انگلیسی خانوادهها در برابر آتش بخاری و قالیچه قاب شده مینشستند و بانوان حرص و ولعی برای شنیدن اخبار مشرق زمین داشتند.
«ژ.تونو» مسافر دیگری است كه به ایران سفر كرد و سفرنامه نوشت و در ایران (در شهر میانه) هم فوت كرد. او در كتاب «داستان یك سفر به مشرق زمین» مینویسد: «تنها حس كنجكاوی و اشتیاق به آموختن، این مسافر را به سفر وامیدارد و داد و ستد و كار و مشغله، اغلب مسافران دیگر را بدین كار برمیانگیزد.»
ایرانی كه «مندویل» برای اروپاییان به تصویر كشیده بود، عبارت بود از بهشتی
روی زمین، كشوری صاحب تجمل، مكانی پر از نور و الوان و دارای باغهای
آفتابگیر و معطر كه زمزمه نهرهای جاری و نغمه پرندگان، هوای آن را پركرده بود
«شاردن» هم مینویسد: «شور و شوقی كه به شناخت این كشور شاهنشاهی پهناور داشتم تا بتوانم اطلاعات صحیح و وسیعی از آن بدهم، مرا به بازگشت به آنجا برانگیخت...خلاصه برای كسب اطلاع در باب ایران، چنان رنج بردم كه بر سبیل مثال میتوانم بگویم كه اصفهان را بهتر از پاریس میشناسم و به زبان فارسی به همان سهولت فرانسوی حرف میزنم، خواندن و نوشتن فارسی معمول و عادی را میدانم و سراسر ایران را بارها طی كردهام.»
«شاردن» بهتر از همه به این نكته پی برده بود كه ایران چیزی كه حس كنجكاوی را ارضا كند، در خود نهفته دارد. همین حس كنجكاوی برانگیز ایران بود كه باعث شد دومین سفر «شاردن» به ایران 6 سال به طول بیانجامد، «تاورنیه» 6مرتبه به ایران سفر كند و «رافائل دو مانس» 40سال در این كشور زندگی كند. اینچنین بود كه فكرهای بلندپرواز اروپائیان عهد الیزابت هم نمیتوانست چیزی گرانبهاتر از لباس شاه ایران تصور كند كه جواهر نشان و در شكوه و جلال همچون خورشید درخشان بود!
ایران افسونگر
ایران افسون میكرد. بدون چون و چرا افسون میكرد. در نظر جهانگردان ماجراجو، ایران عبارت بود از مجموعه داستانهایی كه عطش آنها را فرو مینشاند، چنانكه شور و شوق و اعجاب این مسافران از خلال سفرنامهها كاملا پیداست. علاقه به كشف سرزمینهای ناشناخته و غوطهور شدن در افسانههایی كه در آن قالیچه حضرت سلیمان در پرواز و كاخ پادشاهان پر زرق و برق بود، مسافران را به سوی ایران فریبا میكشاند.
آنها برای دانستن رازهای سحرآمیز و باغهای دلفریب به این سرزمین میآمدند و با جذبه انكارناپذیر خط میخی حك شده بر دل كوهها و شكل و شمایل صوفیان دوره گرد روبهرو میشدند.
«شاردن» در رابطه با ایران مینویسد: «جایی نیست كه در برابر ایران، چه به خاطر میزان گرما و سرمایش، چه بهعلت ذوقها و قریحههایش، و چه به سبب همه چیزهای عالی و نادری كه در آنجا به سرحد وفور وجود دارد، ناگزیر سر تسلیم فرود نیاورد.»
كالاهایی كه تاجران از ایران میآوردند و تجملپرستان طالب آن بودند هم در اشاعه ذوق و علاقه به ایران سهیم بود. همه اینها باعث میشد ماجراجویان به ایران سفر كنند، هرچند كه سفرشان مخاطراتی همچون طوفان و غرق شدن كشتی و برخورد با دزدان و راهزنان و ابتلا به بیماریها و مسیر طولانی را به همراه داشت.
شاردن در باب مهمان نوازی ایرانیان میگوید: چیزی كه در شیوه زندگی ایرانیان، گذشته از قناعت آنان مرا سخت به اعجاب میآورد، مهمان نوازی آنان است. وقتی ایرانیان خوان غذا میگسترند، نه تنها درها را نمیبندند، بلكه هر كس را كه در آنجا باشد و یا فرامیرسد و حتی اغلب غلامانی كه اسب را بر در نگاه میدارند، بر سر سفره میخوانند
ایران متمدن
اروپا پی برده بود كه ایران در عرصه فرهنگ و ادب درسهای بسیاری برای آموختن به آنان دارد. چنین بود كه 4 نفر فرانسوی در فوریه سال 1667، در تخت جمشید به هم رسیدند. آنها عبارت بودند از: «شاردن»، «تونو»، «تاورنیه» و «دولند» (دولیه). این ملاقات مظهر گروه نوینی از مسافران بود كه شیوه مشاهده كردن، بررسی، سنجیدن و استدلال را میدانستند. این از مسافران سعی میكردند كه زبان فارسی و حتی زبان باستانی ایران را بیاموزند. «تونو»، «پتی دلاكروا» و «گالان» به نام شرقشناس به سفر شرق پرداختند. «گالان» 3 بار به شرق سفر كرد و در موقع سومین اقامت خود در شرق، زبان عربی، تركی و فارسی را به حد كمال آموخت و مشاهدات و بررسیهای شگفتی انجام داد. «پتی دلاكروا»، با ارباب علم و ادب پیوند یافت و با آنان در باب مسائل ادبی و مذهبی به مذاكره پرداخت. رهآورد این سفر، قصههای ایرانی «هزار و یكشب» بود كه در سالهای 1710 تا 1712 ترجمه آنها در 5جلد منتشر شد.
ایران امن و راحت
«رافائل دو مانس» مینویسد: «هنگامی كه مسافر به خاك ایران قدم میگذارد، در آنجا از بركت وجود دستگاه امنیتی هوشیار و بیدار و مجازات شدید تبهكاران، امنیت راهها به سرحد كمال است...»
«تاورنیه» هم مینویسد: «در باب كاروانسراهای ایران، متوجه شدیم كه بهطور كلی، بهتر از كاروانسراهای تركیه ساخته شده و راحتتر از آنهاست و بیش و كم در سراسر كشور در فواصل لازم از آنها میتوان یافت.»
مسافران مغرب زمین اطمینان داشتند كه در راه اصفهان و نیز در پایتخت ایران، همكیشان یا هموطنان خود را میبینند و از مساعدت آنان برخوردار میشوند. اگر كسی امروزه به موزه كلیسای وانك اصفهان برود، اجازهنامههای فعالیت بازرگانی و اسناد حمایت از مسیحیان و ارمنیان را دقیقا در دو قرنی كه مسافران بسیاری برای دیدار از ایران سفر كردند (از زمان شاه عباس تا پایان سلسله زندیه)، خواهد دید. ارمنیهای ایرانی، در لیورن، ونیز و آمستردام مؤسساتی دایر كرده بودند و با بازارهای اروپا رفتوآمد داشتند. راههای امن و مطمئن و تدابیر حمایتی رسمی كه برای خارجیان بهوجود آمده بود، هجوم مسافران خارجی را به سوی ایران آسان میكرد.
ایران مهماننواز
شاردن در باب مهمان نوازی ایران میگوید: «چیزی كه در شیوه زندگی ایرانیان، گذشته از قناعت آنان مرا سخت به اعجاب میآورد، مهمان نوازی آنان است. وقتی ایرانیان خوان غذا میگسترند، نه تنها درها را نمیبندند، بلكه هر كس را كه در آنجا باشد و یا فرامیرسد و حتی اغلب غلامانی كه اسب را بر در نگاه میدارند، بر سر سفره میخوانند.»
خوردنی های ایران
یكی از انواع گردشگری دنیا که امروز هم رواج دارد، گردشگری Food & Drink است كه البته بسیار هم خاطرخواه دارد! ایران در این زمینه هم گردشگران را به سوی خود میخواند. مسافران از میوههای شگفتانگیز و از انگور و خربزه و گرمك و انواع هندوانه و خرما و پسته و بادام و حتی بادمجان ایران صحبت به میان آوردهاند. تا آنجا که«شاردن» تا به شربت معطری كه عطش تبآلوده او را فرومینشاند، بسیار ارزش مینهاد.
جالب اینكه نحوه غذا خوردن ایرانیان، یك نوع سبك زندگی را در اروپا بهوجود آورد. «كلمان هوار» با اطمینان خاطر می گوید كه قهوهخانه را «تونو» در اروپا معمول كرد. رونق و اشتهار قهوهخانههای پاریس هم در تاریخ ادبی و هنری قرن هجدهم، فصلی بسیار معروف است. اولین قهوهخانهای كه برای مشتریانش آب یخ آورد، «پروكوپ» بود و مردم پاریس بلافاصله از این نوشیدنی فرحبخش و خنككننده استقبال كردند، ولی نمیدانستند كه آب یخ و انواع شربت در ایران متداول است.
اگر بخواهید، میتوانید یک تاکسی کرایه کرده و بسیاری از مناطق را از داخل ماشین ببینید. اگر هم به پیادهروی علاقه داشته باشید، میتوانید در یکی از تورها اسم نوشته و هم در هزینه و هم در وقت خود صرفه جویی کنید.
معبد گارنی
این معبد، به خدای طلای رومیها نسبت داده شده و به وسیلهی یکی از پادشاهان ارمنی به نام ترداد اول در قرن یک میلادی ساخته شده. هنگامی که مسیحیت وارد ارمنستان شد، از این معبد به عنوان خانهی تابستانی خانوادهی سلطنتی استفاده میشد.
حمام رومان
محل استقرار شاه بوده و امروزه به وسیله ساختمانی مدرن پوشیده شده است. در قرن هفتم میلادی، کلیسایی نیز کنار آن ساخته شد. حمام رومان را از پانزده نوع سنگ طبیعی رنگارنگ ساختهاند. در خرابههای نزدیک معبد، ویشاپ که تصویری است حجاری شده از یک اژدها، بر روی یک سنگ قرار گرفته. این سنگ، علامتی برای وجود آب در محل بوده. بعضی از نوشتههای میان سنگ، نوشتههایی از شاه آرگیشتی در قرن هشت قبل از میلاد بوده. معنی آنچه نوشته این است: «آرگیشتی، پسر مِنوآ، انسانها و احشام را از گارنی به اِرِبونی آورد تا بتواند جامعهی جدیدی را بسازد.»
صومعهی گِقارد
این صومعه، بعد از اینکه پهلوی حضرت مسیح به وسیلهی نیزه، هنگام به صلیب کشیدن او، سوراخ شد، به این نام نامیده شد. صومعهی گقارد در گوشهی درهای بسیار زیبا و چشمنواز قرار گرفته است. نیزهی متعلق به آن دوره نیز در این مکان نگهداری میشده اما حالا در خزانهی مقدس در اشمیاتزین نگهداری میشود. افسانهها، این صومعه را مربوط به قرن چهارم میدانند. این صومعه، قبلاً آیریوانک نام داشته که به معنای صومعهای است که در غار بوده است. در سال ٩٢٣ میلادی، این صومعه در تهاجم اعراب به آتش کشیده شد.
هنگامی که به صومعه رسیدید، بالای تپه، میتوانید خانههایی را که به دست راهبان ساخته شده ببینید. به درختانی که نزدیک صومعه قرار دارند، تکههایی از پارچه بسته شده. این کار توسط مردم یا بهتر است بگوییم توسط کسانی که دعا و تقاضایی دارند بسته میشود و با این کار میخواهند دعا یا خواستهی آنها قبول شود.
کنار دیوارهای صومعه، دو کلیسای اصلی آن قرار دارند که مربوط به قرن سیزده هستند. بیرون، بالای در جنوبی، یک علامت خانوادگی وجود دارد که مربوط به خانوادهی پرنس زاکاریان است که این بنا را ساخته. موضوع این سَمبُل، شبیه سَمبُلهای خاورمیانهای است و علامت شیر پادشاهی نیز در آن به چشم میخورد. سمت راست دهلیز، دو ورودی به سمت کلیساهای کوچک وجود دارد که از سنگ ساخته شدهاند. ورودیای که سمت چپ قرار دارد، مربوط به سال ١٢٤٠ میلادی است و در آن حوضی وجود دارد که میگویند آب آن مقدس است و خوشیمن و پاشیدن مقداری از آن روی پوست، باعث شادابی و جوان ماندن آن میشود.
کلیسای جامع وارتنوتس
این کلیسا، حدود ١٤٠٠ سال قبل ساخته شده. ماکتی از این کلیسا در موزهی تاریخ ارمنستان در ایروان قرار دارد. در سال ٩٣٠ میلادی، زلزله باعث تخریب این بنا شد. ستونهای باقیمانده، نشان از تأثیر فرهنگ یونان و روم دارد و این تأثیر در بیشتر ویرانههای کلیساها، حتی در زمان شوروی سابق، به چشم میخورد. استخری که در وسط ساختمان قرار دارد، برای غسل تعمید ساخته شده.
کوه آراگاتس
این کوه، در بیشتر مواقع سال، دارای قلههایی پوشیده از برف است. اگر قصد کوهنوردی را دارید، بهترین موقع، تابستان است. در تمام فصول، ابرها در چالهها و حفرههایی به عمق ١٠ متر گرد هم جمع میشوند. بنابراین حواس خود را جمع کنید و همیشه ساعات اولیهی صبح را برای صعود به بالای کوه انتخاب کنید. آژانسهای زیادی هستند که تورهایی را به سمت کوه آراگاتس ترتیب میدهند. تورهای دوروزه، شامل راهنما، حمل و نقل و تجهیزات چادرزنی و ... هستند.
مناطق بکر و حفاظت شدهی خسرو
این منطقه دارای تپههای ناهموار و سراشیبیهای پوشیده از درخت است که در بالای درههای آزات، ووتانکوک و رودخانههای خسرو قرار گرفته است. منطقه به چهار قسمت تقسیم شده است. قسمت اصلی و معروف آن، گذرگاه تنگ بین گارنی و گرارد است که پیاده هم میتوان از آنجا عبور کرد. برای دیدن سایر مناطق، به ماشین شاسی بلند احتیاج دارید. آژانسهای زیادی در ایروان وجود دارند که تورهایی با قیمتهای مناسب در اختیار شما قرار میدهند.
دریاچه سِوان
این دریاچه در ارتفاع ١٩٠٠ متری از سطح دریا قرار گرفته است و مساحت آن در حدود ٩٤٠ کیلومتر و پهنای آن ٨٠ کیلومتر در ٣٠ کیلومتر است همچنین بزرگترین دریاچهی قفقاز و از بزرگترین دریاچههای کوهستانی آب شیرین در جهان است. نام سوان از ریشه اورارتویی سیونا به معنی سرزمین دریاچهها گرفته شده. حدود ٣٦ جویبار به این دریاچه میریزند و تنها رودخانهای که از سوان سرچشمه میگیرد، رود هرازان است.
دریاچهی سوان در استان گغارکونیک قرار دارد و تا ایروان حدود ٦٠ کیلومتر فاصله دارد. برای فرار از گرمای طاقتفرسای ایروان، سواحل این دریاچه مناسبترین جاست. به دلیل وجود آب تازه و سالم، این دریاچه دارای تنوع زیستمحیطی زیادی است و انواع ماهی مثل نوعی قزلآلا، یا آنطور که محلیها میگویند ایشخان، در این دریاچه وجود دارد.
پارک ملی سوان، از برکت وجود دریاچهی سوان به وجود آمده است و طرفداران حفظ منابع ملی، در حال تلاش هستند تا دولت را متقاعد کنند که برنامههایی برای بالا بردن سطح آب دریاچه انجام شود. از سال ٢٠٠٢ به بعد، سطح آب حدود دو متر بالاتر آمده است و این مسأله، سبب ایجاد آبهای سالمتر و پاکتر و ماهیهای بیشتر شده است.
معمولاً توریستهای زیادی به این دریاچه سر میزنند. اما به جز ١٠ هفتهی تابستان که جزو گرمترین روزهای سال است، این دریاچه خلوت است. بهجز کلیسایی که مربوط به قرون وسطی است و اطراف دریاچه قرار دارد، تقریباً سایر قسمتهای رودخانه، مورد بازدید قرار نمیگیرد. در این دریاچه، جزیرهای هم بوده به نام جزیره راهبان که توسط راهبهها سه کلیسا در آن ساخته شده. با گذشت زمان و پایین رفتن سطح آب، جزیره به ساحل متصل شده و شبهجزیره را ساخته است.
شهر سِوان
شهر کوچک سِوان در ٦ کیلومتری صومعهی سِوان قرار گرفته است. از ساحل غربی دریاچه، میتوانید از طریق راهی خاکی به شهر برسید. اصلیترین خط ساحلی در امتداد ضلع جنوبی شبه جزیره سواناوانک قرار دارد. این ساحل، خیلی زود تبدیل به اصلیترین ساحل در تابستانهای گرم شد و ورزشهای ساحلی مثل والیبال ساحلی، اسکی روی آب و قایقهای پدالی، خیلی زود در آنجا رونق گرفت.
منطقه باستاني معروف به شهر يري در شمال غربی روستای پيرازمیان در 31 کیلومتری شرق مشگین شهر در کنار رود قره سو قرار دارد. وسعت این منطقه تاریخی 400 هکتار است و از سه قسمت دژ نظامی، معبد و قوشا تپه تشکیل می شود. قدمت قلعه و معبد به 1450 پیش از میلاد و قوشا تپه به 7 هزاره پیش از میلاد می رسد.
اولین بار در حدود ده سال پیش از انقلاب اسلامی چارلز برنی در این محوطه کاوش کرد و از سال 1383 تا 1385 سه فصل حفاری به سرپرستی علیرضا هژبری نوبری در آن انجام شد.

در اولین فصل حفاری که در آبان 83 آغاز شد قبرهای عصر آهن بررسی شدند که پیش از آن توسط جویندگان عتیقه تخریب شده بودند و تنها ساختمان بندی قبرها معلوم بود. در این دوره سفالهایی مربوط به دوره کالکولتیک کشف شد و قدمت منطقه را به 3500 سال از از عصر آهن به عقب برد. این سفالها شبیه سفالهای مناطق باستانی دالما و حاجی فیروز هستند. به این ترتیب برای اولین بار قدمت سکونت بشر در استان اردبیل به دوره مس- سنگ رسید. برخی از سفالها منقوش و برخی با طرح سبدی بودند. تعدادی سفال دو لایه نیز در حفاری کشف شد که احتمال می رود لایه دوم سفال برای ترمیم قسمتهای شکسته سفال به کار رفته است.


در منطقه یری تعداد زیادی سنگ شیشه برنده (ابسیدین) کشف شد که می تواند گواهی بر ارتباط این منطقه با قفقاز و آناتولی باشد زیرا سابقه استخراج این نوع سنگ در این مناطق شناخته شده است. از ابسیدین برای برش سنگهای سخت در دوره کالکولتیک استفاده می شده است.
در منطقه یری چند دوره تاریخی از مس- سنگی ، عصر آهن1 و عصر آهن 2 مشخص شد و بقایایی از قلعه ای متعلق به دوره آهن کشف گردید.
در فصل بعدی حفاری در سال 84 بقایایی از سفال، مفرغ و نقوش انسانی دیده شد که باستان شناسان آنها را نذوراتی متعلق به معبد می دانستند. یکی از این دو معبد در زیر دیوار دفاعی قلعه قرار داشت . باستان شناسان نتیجه گرفتند در دوره اورارتویی که ساکنان شهر یری بر روی معبد خود قلعه ساخته بودند از دین خود روی گردانده اند و خدای اورارتویی (خالدی) را پذیرفته اند. البته این امر می تواند اختیاری یا به اجبار صورت گرفته باشد.

در این فصل حفاری یک لایه نیز در زیر محوطه داخلی قلعه کشف شد که به شهری متروک و قدیمی تر تعلق داشته است. برخی سفالهای قهوه ای مایل به بنفش و سفالهای داغدار و سیاه نیز در این محل کشف شدند که به پیش از عصر آهن تعلق دارند.


در فصل سوم حفاری مشخص شد که در دوره اورارتوییان قلعه به آتش کشیده و متروک شده است. وجود خاکستر در لایه های خاک قلعه نشان دهنده آتش سوزی قلعه است. به این ترتیب دوره های متوالی زندگی بشر از 7000 تا دوره اورارتوییان در شهر یری به صورت متوالی مشخص شد. در این فصل تعداد زیادی ظروف سفالی، اشیای زرین مانند آویز، دگمه های زینتی و پلاکهای طلایی و مفرغی کشف گردید.
نیایشگاه اصلی منطقه یری در این فصل از زیر خاک بیرون آمد که شامل بیش از 300 سنگ افراشت با ارتفاعهای مختلف از 35 تا 250 سانتیمتر با شکلهای انسانی هستندو اشکال حجاری شده روی سنگها مشابهند و حاوی صورت آدمی (بدون دهان)، دست و شمشیر هستند.
«این منطقه بدون شک استقرار تک دوره ای نداشته است. چارلز برنی دوره آنرا همزمان با هخامنشیان ولی خارج از محدوده دولت آنها می داند. اینگراهام و سامرز آنرا به پیش از هزاره اول تعلق دانسته اند. با توجه به نبود سفال در کنار سنگ افراشت نمیتوان نظر دقیقی در مورد زمان سنگ افراشت داد ولی آنها میانه هزاره دوم تا میانه هزاره اول را بهترین دوره برای سنگ افراشت دانسته اند. معماری قبور مربوط به عصر آهن2 است. »
در مناطق دیگری از آذربایجان نیز سنگ افراشت وجود دارد مانند سنگ افراشت "نشت بان سراب" ولی هیچ کدام دارای حجاری نیستند.
در غرب محل تجمع سنگها غاری قرار دارد که ساکنان محلی آنرا قاراکوهبل نام نهاده اند. روبروی آن چند تخته سنگ بر روی هم گذاشته شده اندو به این ترتیب سه فصل حفاری منطقه باستانی یری در سال 84 به پایان رسید.

«منطقه یری که وسیع ترین منطقه تاریخی استان اردبیل و یکی از با اهمیت ترین مناطق پیش از تاریخ شمال غرب ایران است به شماره 6162 به ثبت آثار ملی رسید. ولی به دلیل عدم حفاظت از منطقه سرمای بی سابقه زمستان سال 86 سنگ افراشتها را مورد حمله قرار داد و در اول بهمن 86 با یک زیر نویسی تلوزیونی در شبکه خبر اعلام شد که 80% از آثار تاریخی منطقه یری بر اثر سرما از میان رفته است. در واقع یکی از باارزش ترین و بی نظیرترین آثار باستانی ایران و جهان در اثر بی مسولیتی سازمان میراث فرهنگی از دست رفت و به هیچ وجهه قابل مرمت نیست.»
قصر تابستاني
قصر تابستاني پكن كه در سال 1750 ميلادي ساخته شده است، شاهكاري در طراحي باغهاي چيني است. در اين محوطه چشمانداز طبيعي تپهها و آبها با سرسراها، معابد، پلها و قصرهاي ساخته دست بشر تركيب شده است و مجموعهاي هماهنگ كه واجد ارزشهاي زيباشناختي والايي است را به وجود ميآورد. مجموعه باستاني قصر تابستاني پكن از سال 1998 در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شده است.
تپه «عمر طولاني» (با ارتفاعي حدود 60 متر) و درياچه كونمينگ (كه حدود دو سوم مساحت كل مجموعه را تشكيل ميدهد) مهمترين عناصر طبيعي مجموعه قصر تابستاني پكن هستند. اين مجموعه كه در كل نزديك به 3 كيلومتر مربع مساحت دارد، حدود 70 هزار متر مربع از عمارتهاي گوناگون را در خود جاي داده است.
مجموعه قصر تابستاني در حومه ناحيه هايديان و در 15 كيلومتري مركز پكن واقع شده است. هسته اوليه اين مجموعه در زمان حكومت سلسله جين (1234 ـ 1115) ساخته شد و طي دوران حكومت امپراتوران فئودال اين سلسله گسترش يافت. اما در دوره حكومت سلسله كينگ (1911 ـ 1644) بود كه اين مجموعه به شكل فعلي خود درآمد و به يك باغ مجلل سلطنتي تبديل شد كه اسباب سرگرمي خانوادههاي سلطنتي را فراهم ميآورد.

مجموعه قصر تابستاني پكن مانند بسياري ديگر از مجموعه باغهاي سلطنتي چين از سه تپه و پنج باغ (تپه عمر طولاني، تپه چشمه يشم و تپه معطر؛ باغ خيزابهاي زلال، باغ بهار جاودان، باغ كمال و تابندگي، باغ آرامش و تابندگي و باغ آرامش و لذت) تشكيل شده است. صنعتگران و هنرمنداني كه در ساخت اين مجموعه شركت داشتند با سرمشق قرار دادن طبيعت، مناظري بديع و عمارتهايي خلق كردند كه نمونهاي از اوج معماري و هنر چين در آن زمان است.
مجموعه قصر تابستاني پكن كه حول محور «برج بخورات بودايي» ساخته شده است، بيش از 3 هزار سازه و عمارت كوچك و بزرگ چون پلها، راهروها، تالارها، برجها و... را در خود جاي داده است. اين مجموعه را ميتوان به چهار محوطه اصلي كه عبارتند از: محوطه تپه پيشين، محوطه تپه پسين و پشت درياچه، محوطه بارگاه و محوطه جلوي درياچه تقسيم كرد.
ــ محوطه تپه پيشين: اين محوطه باشكوهترين بخش قصر تابستاني پكن است و بيشترين بناها و عمارتهاي اين مجموعه را در خود جاي داده است. اين محوطه از طرحي متمايز با ديگر نقاط مجموعه برخوردار است و عمده عمارتهاي آن در طول محوري ساخته شدهاند كه درياچه كونمينگ را به مركز تپه وصل ميكند. از جمله عمارتهاي مهمي كه در اين محوطه قرار گرفتهاند ميتوان به دروازه ابرهاي متفرق، تالار ابرهاي متفرق، تالار افتخار اخلاقي، برج بخورات بودايي، تالار بحر خرد و... اشاره كرد.
ــ محوطه تپه پسين و پشت درياچه: هر چند عمارتهاي كمتري در اين بخش به چشم ميخورند، اما اين محوطه از نظر چشمانداز طبيعي بسيار زيبا و چشمنواز است و درختان هميشه سبز انبوه و گذرگاههاي پيچ در پيچي را در خود جاي داده است. بازديدكنندگان از اين محوطه آرامش و زيبايي نادري را تجربه ميكنند كه در كمتر نقطهاي از جهان ميتوان نظير آن را پيدا كرد. از جمله زيباترين بخشهاي اين محوطه ميتوان به باغ جاذبههاي هماهنگ و كوي سوژو اشاره كرد.
ــ محوطه بارگاه: اين محوطه جايي است كه امپراتريس دواگر سيكسي و امپراتور گوانگجو با صاحبمنصبان و وزراي خويش ديدار ميكردند و به رتق و فتق امور مملكتي و استراحت ميپرداختند. بازديدكنندگان از اين محوطه پس از عبور از دروازه شرقي عمارتهاي اصلي تشكيلدهنده قصر تابستاني پكن را ميبينند كه عبارتند از تالار سخاوت و طول عمر (كه دفتر كار امپراتور محسوب ميشده است)، تالار خيزابهاي يشمي (كه محل زندگي امپراتور گوانگجو بوده است)، تالار طول عمر شادمانه (كه محل زندگي امپراتريس سيكسي بوده است) و تالار فضيلت و تناسب (كه محل سرگرمي امپراتريس بوده است.(

ــ محوطه جلوي درياچه: اين محوطه كه از نظر مساحت بزرگترين بخش مجموعه است، درياچه كونمينگ و سواحل شرقي و غربي آن را در خود جاي داده است. پل هفده قوس و جزيره نانهو در كنار خود درياچه كه با امواج كوچك و لرزان به استقبال درختان بيد مجنوني ميآيد كه براي بوسه زدن به سطح آب سر بر روي درياچه خم كردهاند، از ديدنيترين قسمتهاي اين محوطه هستند.
مانند بسياري ديگر از قصرها و باغهاي سلطنتي پكن، بخشهاي زيادي از مجموعه قصر تابستاني در سال 1860 و در جريان هجوم نيروهاي انگليسي و فرانسوي به چين دستخوش ويراني و آتش شد. اما در سال 1888 امپراتريس دواگر سيكسي از محل بودجه نيروي دريايي چين، به مرمت اين مجموعه اقدام كرد، آن را باغ تابستاني خواند و به اقامتگاه خود تبديل كرد. همچنين اين مجموعه بار ديگر در سال 1900 و در جريان هجوم نيروهاي متحد هشت كشور به چين صدمه ديد كه آسيبهاي ناشي از اين حمله نيز در سال 1902 ترميم شد.
در سال 1924، هنگامي كه پس از پيروزي انقلاب چين آخرين امپراتور اين كشور از شهر ممنوع بيرون رانده شد، درهاي مجموعه قصر تابستاني پكن نيز مانند بسياري ديگر از بناهاي سلطنتي اين كشور به روي عموم مردم گشوده شد.
- از آنجا که چادر از پارچه ساخته شده است، در تماس با اجسام تیز و برنده به سرعت پاره می شود به همین جهت باید در بسته بندی آن دقت شود تا میخ های چادر و تیرک ها در کیسه ای محکم و به طور جداگانه در کنار چادر جای گیرد و از قرار دادن آنها در لابه لای چادر به صورت بدون حفاظ خودداری کرد.
- چادر را روی باربند اتومبیل و زیر بارهای سنگین و تحت فشار قرار ندهید.
- هیچگاه چادر را به صورت خیس جمع نکنید و اگر مجبور به این کار شدید در اولین فرصت مناسب آن را از کیسه مخصوص چادر خارج و در هوای آزاد خشک کنید.
- برای بیشتر شدن دوام کف چادر بهتر است قبل از نصب آن، در زیر چادر پارچه یا زیر انداز قرار دهید تا از برخورد مستقیم آن با سطح زمین جلوگیری شود.
- بندهای چادر را تا حد لازم بکشید و سفت کنید، چرا که فشار بیش از حد موجب پاره شدن بند یا بدنه چادر می شود.
- برای باز و بسته نمودن زیپ های چادر از دو دست استفاده کنید و به صورت صاف و بدون زاویه آنها را باز کنید و ببندید.
- تیرک ها و میخ ها را همیشه در کیسه مخصوص آنها حمل کنید و از پخش کردن آنها در موقع نصب و یا جمع آوری چادر خودداری نمایید تا در زیر پا کج و شکسته نشوند و ضمناً از گم شدن آنها جلوگیری شود.
- همواره بعد از جمع آوری میخ ها و تیرک ها آنها را بشمارید و از کامل بودن آنها در قبل و بعد از برنامه مطمئن شوید.
- از قرار دادن چادر در کنار مواد نفتی و شیمیایی و شستن آن با این مواد جداً خودداری نمایید.
- هرگونه پارگی کوچک و آسیب جزیی را قبل از زیادتر شدن آن ترمیم نمایید.
1- خانواده ها جهت مسافرت
2- رانندگان بیابانی
3- محیط بان های محیط زیست
4- کوهنوردان
5- امدادگران هلال احمر
6- نیروهای رزمی دریایی، هوایی، زمینی
7- چوپانان و دامداران بیابانگرد
8- کشاورزان
9- اردوهای جمعی طبیعت گردی
كشوري توريستي با سابقه تاريخي كهن و قديمي در خاور دور. كشوري بزرگ با تمدني چند هزار ساله.
"نام چين از نام خاندان سين كه بر اين كشور فرمان مي راندند گرفته شده است."
خوب حالا بريم سراغ شهر پكن پايتخت جمهري خلق چين با جاذبه هاش.
ديوار چين Great Wall:
خواستم اول از ديوار معروفش نگم، اما انگار شدني نيست. آخه يه چيزي برام جاي سواله، اگه شما فهميدين به منم بگين. ديوار چين كه به ديوار بزرگ بين خود چينيا معروفه از عجايب هفتگانه جهانه. حالا بريم سراغ علامت سوال من. تو ويكي ديوار چين همين موضوع عنوان شده اما تو ويكي عجايب هفتگانه اسمي از ديوار چين برده نشده، احتمالا نيست، شايدم باشه. ولي كلا آخره ديواره. ميشه گفت يكي از باشكوه ترين ساخته هاي دست بشر كه از 7350 كيلومتر آن حدود بيست درصد يعني 1542 كيلومتر باقي مونده. ديوار چين در اصل براي مقابله با هجوم اقوام مهاجر، مثه مغولها، تركها و هونها ساخته شده بوده. شروع ساخت اين دژ بزرگ به اولين امپراطور چين، يعني كين شين هوانگ در بين سالهاي 220-206 قبل از ميلاد بر ميگرده و پايان كارش مربوط به زمان حكومت سلسله مينگ مي شده. ديوار چين سمبل و نشانه بارزي از خرد، پشتكار و سرسختي مردم چينه. يكي از نكات جالب توجه كه در ساخت اين ديوار وجود داره، استفاده از آرد برنج در ساختار آجرهاي اونه تا دوام و قدرت ديوار افزايش پيدا كنه. در طول سالهاي ساخت ديوار چين، بسياري از كارگراني كه به هر علت مي مردن اجسادشون تو اين ديوار مدفون مي شده، به همين خاطر اين ديوار به «طويل ترين گورستان زمين» نيز شهرت داره.
ميدان تيان آن من (دروازه صلح آسماني) Tian An Men :Square
بزرگ ترين ميدان جهان و نماد پكن
بين همه دروازههاي پكن، تيان آن مِن از همه مهمتره، در كل از دروازه هاي قديمي ديگه شهر پكن چيزي جز نام باقي نمونده.
مدت هزار سال ميدان تيان آن من محل برگزاري مراسم باشكوه سلسه هاي فئودال حاكم بر چين بوده. تا بالاخره در سال 1959 به مناسبت برگزاري جشنهاي دهمين سالگرد جمهوري خلق چين، با تغييرات اساسي ايجاد شده كه شامل خراب كردن ديوارهاي سرخ سه جهت اون مي شد و گسترشش از شرق و غرب و ايجاد موزه تاريخ انقلاب و تالار بزرگ خلق به ترتيب در شرق و غرب و آرامگاه قهرمانان خلق در وسط ميدان مي شد. از اون به بعد جايگاه اختصاصي پادشاهان در مراسم گذشته و سان ديدن از ارتش به روي مردم باز شد و تيان آن من به ميدان واقعي مردم تبديل شد. اين دروازه در دوران امپراتوري سلسله مينگ و چينگ نقش دروازه هاي ورودي شهر ممنوعه رو بازي مي كرد و مردم عادي تو اون زمان اجازه ورود به تيان آن منو نداشتن.
تيان آن من 54 هكتار وسعت داره و ميتوونه بيش از پونصد هزار نفرو تو خودش جاي مي ده براي همين بزرگترين ميدان جهانه.
شهر ممنوعه Forbidden City:
تو مركز پكن مجموعه باستاني سحر آميزي به نام شهر ممنوعه ديده نوازي مي كنه و به روايتي وسيع ترين، كامل ترين مجموعه معماري چوبي جهان بشمار ميره.
اين شهر طبق نظام تشريفاتي سلسله هاي فئودالي و اصول طبقاتي ساخته شده، طرح كلي، وسعت، شيوه، معماري، رنگ و تزئينات همه نمايانگر امتياز خاندان سلطنتي و سلسله مراتب اشرافيه. قصر تاي حه، قصر جون حه و قصر بايو حه سه قصر اين مجموعه با شكوهن. قصر تاي حه مركز تمامي شهر ممنوعه و تخت سلطنتي طلايي رنگ امپراتور ي بوده. از سال 1924 بازديد از اين مجموعه به عنوان كاخ موزه براي عموم آزاد شد و ممنوعه بودنش پايان گرفت.
كاخ تابستاني Summer Palace:
كاخ تابستاني از كلاسيك ترين و برجسته ترين باغ هاي دنيائه، و ميشه گفت اصلي ترين نمونه از باغ به سبك چينيه كه در 15 كيلومتري مركز پكن قرار داره.
نام اوليه كاخ تابستاني باغ غير مسطح بوده كه يكي از امپراطوران اين كاخ رو براي مادرش ساخت تا مراسم تولد مادر جانو اينجا برگزار كنه. كه مربوط به 800 سال پيش و مربوط به دوران سلسله جين(Jin Dynasty) ميشه. در زمان امپراطريس سي شي (Empress Dowager Cixi) بود كه نام كاخ تابستاني (Yiheyuan) بر آن گذاشته شد. امپراطريس سي شي بسيار عياش٬ ولخرج و البته هنرمند بود. 48 سال حكومت همراه با عياشي و فساد سي شي باعث ضعيف شدن پايه هاي حكومت امپراطوري چينگ Qing Dynasty شد. در سال ۱۹۰۸ ميلادي با مرگش سلسله چينگ هم به پايان رسيد.
در محوطه كاخ تابستاني است درياچه كومينگ كه از منحرف ساختن رودها به اين سمت به صورت مصنوعي ساخته شده قرار داره تا ساكنان كاخ از زيبايي دلپذير آب در كنار كوهستان برخوردار شن. اين تكنيك فنگ شويي است كه چيني ها به آن بسيار معتقدند. فنگ شويي تكنيك ساخت خانه براساس ۴ عنصر آب، باد، خاك و آتش است به صورتي كه كمترين اتلاف انرژي در آن خانه برقرار شده و عناصر حياتي در كنار هم بالاترين سطح حيات رو به اون خونه بيارن.
در ضمن درازترين گالري نقاشي اينجا يعني تو كاخ تابستاني واقع شده. ايواني طولاني كه بر روي سقف و ديواره ها نقاشي هاي باستاني چيني كشيده شده است. خود ايوان تماما از چوب است.

معبد بهشت (Temple of Heaven (Tian Tan:
معبد بهشت يا تيان تان بزرگترين معبد چينه و يكي از 10 تا معبد شگفت انگيز جهان به حساب مياد. معبد بهشت واقع در 2 كيلومتري شهر ممنوعه پكنه و در قرن 14 ميلادي توسط امپراتوري مينگ ساخته شده و نسبت به باقي معابد چين در رتبه اول قرار داره. معبد بهشت عبادتگاه امپراتوران مينگ و كونينگ بوده و به همين دليل اين امپراتوران خودشونو تيان زي يا «پسر بهشت» مي ناميدن. به همين دليل جرات نمي كردن محل اقامت خودشونو يعني شهر ممنوعه رو بزرگتر از اقامتگاه خدا بسازند. در بيرون يكي از دروازه ها به نام Imperial Vault of Heaven سه سنگ انعكاس قرار گرفته كه اگه رو به دروازه و روي سنگ اول وايسين و صحبت كنين انعكاس صداي خودتونو ميشنوين. به همين ترتيب اگه روي سنگ دوم و سوم وايسين به ترتيب دو و سه انعكاس مي شنوين. يكي ديگه از جاهاي مشهور معبد، ديوار انعكاسه كه اگه شما و نفر ديگه اي در دو طرف پاي ديوار وايسين و حرف بزنين طرف مقابل به وضوح صداتونو مي شنوه. اين پديده از تئوري امواج صدا استفاده مي كنه. علاوه بر ساختمان هاي جالب توجه، ديديني هاي ديگه اي نيز در اين قصر وجود داره كه از بين اون ها مي شه به سرو 9 اژدها اشاره كرد. علت اين نام گذاري به خاطر شاخه هاي تو در توي اونه انگار كه 9 اژدها به هم تابيده شدن. قدمت اين سرو به پيش از 500 سال مي رسه.
در سال 1964 از طرف سازمان ملل و براساس پيشنهاد كنفرانس بينالمللي ترانسپورت و جهانگردي آن سازمان در رُم تعريفي براي جهانگردي به تصويب رسيد كه بدين شرح است: فرآيندي كه شخص يا گروهي به منظور تفريح، بازديد از نقاط ديدني، معالجه، مطالعه، تجارت، ورزش و يا زيارت به كشوري غير از كشوري كه در آن اقامت دارند، سفر كنند؛ مشروط براينكه حداقل مدّت اقامت آنها از 24 ساعت كمتر و از شش ماه بيشتر نباشد.[1]
تلاش در جهت كاهش وابستگي اقتصادي كشور به در آمدهاي نفتي و استفاده بهينه از منابع طبيعي كشور از اهداف اساسي برنامههاي توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است. اين أَمر مستلزم گسترش ساير فعاليتهاي ارزآور مانند جهانگردي و ايرانگردي است.[2]
پديدۀ مسافرت از محلّي به محلّي و از كشوري به كشوري ديگر، بدون آنكه قصد مهاجرت يا اقامت مستّمر يا اشتغال به كار در بين باشد، در حال حاضر به عنوان جهانگردي خوانده ميشود. در گذشتههاي دور مردان جسوري كه سيّاح خوانده ميشدند، نظير “ابن بطوطه”، “ناصر خسرو”، “ماركوپولو” و... براي اقناع حسّ كنجكاوي يا به دلايل مذهبي و يا شناخت آنچه كه در نقاط ديگر جهان ميگذرد و آشنايي با منشها و رفتار مردمان مختلف جهان، بار سفر ميبستند. از طرف ديگر قرنها پيش از ميلاد مسيح فينيقيها كه مردمي تجارت پيشه بودند از طريق دريا و زمين براي عرضه و فروش محصولات خود و خريد اجناس و محصولات ديگران اقدام به سفر ميكردند و اين شجاعت و استقبال از خطر آنان، راه را براي اشاعۀ تمدن و گسترش فرهنگ اقوام مختلف و آشنا ساختن آنها با يكديگر گشود.
اصطلاح جهانگرد(Tourist) از قرن نوزدهم معمول شد. در آن زمان اشرافزادگان فرانسه براي تكميل تحصيلات خود، اقدام به مسافرت مينمودند که به آنها توريست گفته می شد؛ بعدها در فرانسه اين اصطلاح در مورد كساني به كار رفت كه براي سرگرمي و وقت گذراني و گردش به فرانسه سفر ميكردند. به مرور زمان با تعميم بيشتر به كساني اطلاق شد كه اصولاً به منظور وقتگذراني و گردش به سفر ميرفتند. از همان زمان توريسم و توريست به مسافريني گفته شد كه هدف آنها استراحت، گردش، سرگرمي و آشنايي با مردم بود؛ نه كسب درآمد و اشتغال به كار. در زبان فارسي دو واژۀ جهانگردي و جهانگرد، جاي توريسم و توریست را گرفت.
توسعۀ جهانگردي و پيشرفت آن زمانی شروع شد كه از يك سو قوانين و مقرارتي در زمينه حق مرخّصي براي كارمندان و كارگران به مرحلۀ اجراء در آمد و از طرف ديگر بالا رفتن سطح زندگاني مردم در كشورهاي صنعتي، امكان مسافرت را ايجاد كرد. اين دو عامل همراه با حسّ كنجكاوي آنان نسبت به وضع زندگي و پيشرفت ساير ملل بود كه به توسعۀ جهانگردي كمك شاياني كرد. علاوه بر اينها افكار روشنفكران در مورد بهبود بخشيدن به وضع كلّي اجتماعي خود و ضرورت دوري از محيط كار و فشارها و ناراحتيهاي عصبي ناشي از تكامل و توسعۀ صنعتي و اشاعۀ زندگي ماشيني، همگي باعث شد كه جهانگردي به عنوان يك پديدۀ اجتماعي مورد توجه قرار گيرد.[3]
جهانگردي بر حسب اغراضی که مردم به جهت آن سفر میکنند، دارای اقسام ذیل است:
1- جهانگردي تفريحي؛ افراد يا دستههايي را شامل ميشود كه با هدف تفريح، استراحت، گذراندن تعطيلات از سرزمين خود به سفر ميروند.
2- جهانگردي درماني؛ شامل افرادي ميشود كه براي استفاده از تغييرات آب و هوا، با هدف پزشكي و درماني و استفاده از آبهاي معدني، اقدام به مسافرت ميكنند.
3- جهانگردي فرهنگي؛ که در آن افراد براي آشنايي با فرهنگ و هنر و آداب و رسوم ملل مختلف، آثار تاريخي و مطالعۀ علمي، اقدام به سفر ميكنند.
4- جهانگردي مذهبی؛ هدف از این نوع جهانگردی زیارت اماکن مقدسه، بازدید از اماکن مذهبی مثل مساجد و کلیساها و معابد قدیمی، شرکت در مراسم عبادی و ...
5- جهانگردي ورزشي؛ كه هر نوع مسافرتي را كه به منظور فعاليتهاي ورزشي انجام می گیرد، شامل ميشود؛ مانند كوهنوردي، شكار، شركت در مسابقات و تماشاي مسابقات و...
6- جهانگردي تجاري؛ مثل مسافرتهايي كه افراد براي شركت در بازارها و نمايشگاهاي كالا و صنايع تأسيسات كارخانهاي و نظاير آن انجام ميدهند.
7- جهانگردي سياسي؛ مسافرت به منظور شركت در جشنهاي بينالمللي و مراسم خاص و كنگرهها و كنفرانسها را جهانگردي سياسي ميگويند.
توسعۀ جهانگردي براي رشد اقتصادي و اجتماعي:
جهانگردي داراي خاصيّت ويژهاي است كه ميتوان آن را به منزلۀ نيروي محرك توسعۀ اقتصادي در تمام كشورها محسوب داشت. هيچ كشوري را نمیتوان يافت كه فاقد مواد اوليّۀ لازم براي توسعۀ جهانگردي باشد. آنچه كه كشورها را از هم متمايز ميسازد، خود به تنهايي جاذبۀ جهانگردي به شمار ميرود. طرحهاي جهانگردي در كشورهاي در حال توسعه از طريق ارائۀ كمكهاي فني و قرضههاي مالي به طور وسیعی از طرف بيشتر سازمانهاي مالي بينالمللي و دفاتر تأمينكننده كمكهاي اقتصادي و مالي جهاني مورد حمايت قرار گرفته است.
آسيبشناسي جهانگردي از چشم انداز منتقدان:
برخي از صاحبنظران، جهانگردي بينالمللي، را نوعي استعمار اقتصادي تلقّي ميكنند و برخي نیز به توأم بودن جهانگردي با تو¬ّرم بيش از اندازه اقتصادي تصریح میکنند؛ زيرا هزينههايي كه جهانگردان وارد شونده بر يك كشور، صَرف اقامت، پرداخت به كاركنان و همينطور خرید كالا و غذا و افرد وابسته به اين صنعت ميكنند، موجب ايجاد فشار در بازار كالاها و خدمات شده و در نتيجه سطح قيمتها را بالا ميبرند. همچنين افزايش تعداد جهانگردان موجب توسعۀ تأسيسات مورد نياز جهانگردان گرديده و از اين طريق باعث ترقّي سريع بهاي زمين و مستغّلات ميگردد. از طرف دیگر مخالفين این امر، اشتغال در صنعت جهانگردي را موجب تنزّل حيثيّت افراد يك ملّت می دانند.[4]
چشماندازهاي مثبت به جهانگردي:
به نظر مسئولان سازمان جهاني جهانگردي، اين فعاليت، به طور كلّي از نظر اجتماعي و فرهنگي آثار مثبتي دارد.
جهانگردي، گسترش افقهاي انديشۀ ساكنان كشورهاي مقصد را از راه تغيير نگرش بومی و كاهش پيشداوريهای با خصلت ملّي را ميسّر ميسازد. جهانگردي از نظر فرهنگي گسترش فرهنگهاي منطقهاي، هنرهاي مردمي، و گنجينهها را امكانپذير ميسازد.
در حقيقت فوائد ناشي از فراگيري مهارتها، آشنايي با عقايد جديد يا نحوه و سطح زندگي جديد، لزوماً به معناي فراموش شدن نحوۀ زندگي سنتّي نيست كه بعضي از منتقدين ذكر كردهاند، بلكه با نظارت و برنامهريزي و چارچوب صحيح و مقرّرات آگاهانه و حفاظت از محيط زيست ميتوان حداكثر استفاده را از اين صنعت برد.[5]
در مواردي كه برنامهريزيهاي جهانگردي مبتني بر مطالعات و بررسيهاي قبلي بوده است، نتيجه مطالعات غالباً نشان داده كه سرمايهگذاران مطلع، سرمايهگذاري در صنعت جهانگردي را مرجّح بر ساير سرمايه گذاريها تشخيص دادهاند.
به طور كلّي برخي از تأثيرات مثبت جهانگردي در كشورها عبارت است از:
1) صدور كالا از طريق خريد و رهآوردهاي جهانگردي توسط سياحان؛
2) ايجاد خدمات مختلف براي استفاده جهانگردان؛
3) توسعه و پيشرفت انواع تأسيسات جهانگردي و صنايع وابسته؛
4) توسعه و پيشرفت آژانسهاي مسافرتي؛
5) توسعه و پيشرفت وسائل حمل و نقل؛
6) استفاده از درآمد ناشي از سرمايه گذاريهاي خارجي؛
7) توسعه راهها و فرودگاهها؛
8) ايجاد مؤسسات و مراكز حفظ و نگهداري آثار باستاني و تاريخي؛
9) توسعه مؤسسات ديگر وابسته به صنعت جهانگردي؛
10) به وجود آمدن جاذبههاي مختلف جهانگردي.
بازار قدیمی شهر کرمانشاه دارای قدمتی بیش از یک صد و پنجاه سال است. این بازار هنوز پویایی خود را حفظ کرده و نقش مهمی در اقتصاد این شهر و شهرهای هم جوار آن دارد. در گذشته های نه چندان دور به غیر از داد و ستد، بخشی از فعالیت های تولیدی نیز در همین بازار انجام می گرفت. با گذشت زمان از تعداد تولید کنندگان که بیشتر صنعت گر بودند، کاسته شد و در نتیجه سهم تولید در بازار بسیار محدود گشت.
از عمده ترین مراکز تولیدی می توان به بازار مسگرها و آهنگرها، زین سازان، راسته صحافان، راسته تفنگ سازان در تیمچه سید اسماعیل اشاره کرد. امروزه بخش تولید تنها به بازار آهنگرها، بازار کلوچه پزها و بخش کمی از بازار زرگرها محدود شده است. برخی از راسته های بازار با نام اقلیت های قومی یا مذهبی نظیر بازار یهودی ها و یا راسته ترک ها معروف است. در مسیر طولانی بازار سراها و کاروان سراهای متعددی وجود داشته است که خدماتی را در اختیار مسافرین و بازرگانان قرار می دادند.
از جمله سراهای بازار کرمانشاه می توان به سرای کاشانی، سرای حکیم الدوله، سرای نور، سرای اصفهانی ها، سرای وکیل الدوله، سرای خرما فروش ها، سرای فراش باشی، سرای عمادالدوله، سرای سنگ تراش ها و سرای رنگ رزها اشاره کرد. به غیر از سراها ابنیه با ارزش دیگری در مجموعه بازار وجود دارد که از جمله آنها مسجد عمادالدوله، مسجد و حمام حاج شهباز خان است.