ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

تاریخ اقوام ایرانی

تاريخ كردها
تمام سرزمین کردستان از زمان امپراتوری ماد تا سال ۱۵۱۴ میلادی یکی از ایالات ایران بود. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از سرزمین کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی ‌گردید. امپراتوری عثمانی سالها بر بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، فرمان‌راندند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: سرزمین کردستان، سرزمینهای عربی، آسیای کوچک و بالکان تدريجا تقسیم و یا مستقل گرديدند. بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار می‌گیرد.

امپراتوری ماد (۵۵۰ پ.م.)



تاریخ کردستان پیش از اسلام

منطقه امروزی کردستان عراق در دوران باستان بخشی از امپراتوری آشور را تشکیل می‌داد. آشور بانیپالهوخشتره شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. هوخشتره در سال ۶۱۴ پ م از کوه‌های زاگروس گذشت و ضمن تسخیر آبادی های آشوری سر راه، شهر اشور پایتخت دولت آشور را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، نبوپلسر پادشاه بابل به دیدار هوخشتره آمد و در آنجا پیمان دوستی ایران و بابل تجدید شد. در سال ۶۱۳ پ م شاه آشور در نینوا بود و این شهر نیز در سال ۶۱۲ پ م تسخیر شد. نبوپلسر رهبر بابلی‌ها به همکاری با ماد روی اورد. در سال ۶۳۳ پ م در گذشت.
در دوره‌های بعدی این منطقه بخشی از امپراتوری‌های ماد، هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی گشت.
برخی منابع از قبیل گزنفون درباره کردان ساکن زاگرس در ارتش هخامنشيان که با لشکريان اسکندر جنگ و ستيز مي کردند و از زبان استرابون جغرافي دان يونان باستان و اراتسن دبير اسکندر درباره طوايف کردان بارزانی که با لشکريان اسکندر در حال عقب نشيني جنگيدند بسيار سخن رفته است .
برخی منابع از قبیل نولدکه (NOLDKE ۱۸۹۷) آورده‌اند که طوایف کردی که در نواحی مرکزی و جنوب ایران وجود داشتند در خلال دوره شاهنشاهی ساسانی به علت فتوحات ایران و حرکت جمعیت به طرف شمال غربی مهاجرت کرده و در سرزمین کردو (KURDU) ساکن شده و با کردهای آنجا مخلوط شده‌اند و نام آنها را قبول کرده‌اند این مردم که قبلا به نام مرتی‌ها شناخته می‌شدند در جنگهای مداوم ساسانیان و اشکانیانپارتها) با رومی‌های بیزانسی شرکت داشته‌اند و با روم در جنگ بوده اند. اینان در قرن چهارم میلادی از طرف رومی‌ها به نام کرچخ شناخته می‌شدند.بر حسب سرزمین و لهجه‌های محلی کردهای قدیمی نام‌های کاردوخ (KARDUKH) و کاردیخ (KARDIKH) که سکنه و بومیان آن بوده‌اند بر این مردم اطلاق شده است

 

- - - - - - - - -

آشنایی با اقوام ایرانی و لباس های آنها+عکس
تنوع قومیتی به عنوان یک واقعیت
تاریخی ـ سیاسی همواره با جغرافیای سیاسی ایران پیوند خورده است. سرزمین
ایران در مقوله تنوع زبانی و قومی درجهان با ۲۴درصدی همانندی در رتبه
شانزدهم قرار دارد. در ایران اگرچه فارسی زبانان با بیش از ۶۰درصد جمعیت

اکثریت دارند ولی وجود شش قومیت عمده در درون این واحد ملی و تاثیرات
گسترده آنها بوسیله تحولات تاریخی واقعیت مشهودی است.

آشنایی با اقوام ایرانی و لباس های آنها+عکس

آشنایی با اقوام ایرانی و لباس های آنها+عکس

آشنایی با اقوام ایرانی و لباس های آنها+عکس

آشنایی با اقوام ایرانی و لباس های آنها+عکس

آشنایی با اقوام ایرانی و لباس های آنها+عکس

آشنایی با اقوام ایرانی و لباس های آنها+عکس

آشنایی با اقوام ایرانی و لباس های آنها+عکس

آشنایی با اقوام ایرانی و لباس های آنها+عکس

آشنایی با اقوام ایرانی و لباس های آنها+عکس

آشنایی با اقوام ایرانی و لباس های آنها+عکس

آشنایی با اقوام ایرانی و لباس های آنها+عکس

آشنایی با اقوام ایرانی و لباس های آنها+عکس

آشنایی با اقوام ایرانی و لباس های آنها+عکس

آشنایی با اقوام ایرانی و لباس های آنها+عکس


«ماژلان» زندگي‌‌نامه فرناون دما‌گاليئيس


«ماژلان» زندگي‌‌نامه فرناون دما‌گاليئيس مشهور به فرديناند ماژلان، دريانورد پرتغالي است كه در قرن پانزده و شانزده ميلادي مي‌زيست.

ماژلان، نوشته سيمور‌ گيتس‌پاند است. او داستان خود را از نخستين سفر ماژلان آغاز مي‌كند.


در اين سفر ماژلان در لنگرگاه ليسبون با ناوگان بزرگ درياسالار آلمئيدا، متشكل از بيست‌ و ‌دو كشتي، به سمت شرق روانه مي‌شود. او در اين سفر يكي از افرادي بود كه كارشان كشيدن طناب‌هاي بادبان و شستن كشتي بود و در روز، وظيفه جنگيدن را بر عهده داشت.


او با مقام نجيب‌زادگي كه داشت، توانسته ‌بود به دربار پادشاه راه يابد. در آن‌جا دريانوردي و رياضيات آموخته ‌بود و در تيراندازي و شمشيرزني نيز مهارت يافته بود.


براي آنان كه خواهان سفر به سرزمين‌هاي بيگانه بودند، شرط برگزيده ‌شدن آن بود كه بتوانند از خود دفاع كنند. مي‌دانست كه بهره گرفتن از كتاب‌ها براي حرفه او امري ضروري به شمار مي‌رود، به‌همين دليل هيچ‌گاه از مطالعه باز نمي‌ايستاد.


ماژلان در اين سفر شش سال از وطن و خانواده خود دور مانده ‌بود. در اين سال‌‌ها تنها دوستي فرانسيسكو سرانو، پسرعمويش، به او دل ‌گرمي مي‌داد.


در دوران ماژلان، ليسبون، به سبب بازرگاني پردامنه خود با شرق، نخستين پايتخت بازرگاني جهان شده ‌بود. ماژلان در اين زمان در انديشه مشاركت در پيشرفت اين موفقيت بازرگاني، بود.


وي پس از سفرها و ازخودگذشتگي‌هاي بسياري كه از خود نشان داد به مقام فرمانده ناوگان سلطنتي اسپانيا و درياسالار ناوگان جزاير ادويه، منصوب شد.


وي بزرگ‌ترين سفر خود‌ را در سال 1519 آغاز كرد. به دستور پادشاه اسپانيا آنتونيو پيگافتا، وقايع‌نگار معروف آن دوران، ماژلان را در اين سفر همراهي مي‌كرد.


دريانوردان كشتي‌هاي ماژلان نخستين كساني بودند كه پي بردند اگر ما كره زمين را در جهت خلاف گردش آن دور بزنيم، يك روز از زمان عقب خواهيم‌ ماند.


اين مطلبي بود كه حتي كريستف‌ كلمب هم از آن خبر نداشت.


كشتي‌هاي ماژلان در اين سفر، در ماه نوامبر 1521 به جزاير ادويه رسيده ‌بودند.


ماژلان نخست جزيره مالايا را در جنوب ‌شرقي آسيا كشف كرد و اين اكتشافات را تا پايان زندگي ادامه داد. ناوگان او راه جديدي را به‌ سوي چين و جزاير ادويه گشود و درياي آرام را كشف كرد.


سرزمين‌هاي تازه كشف‌ شده ضميمه حكومت اسپانيا شد و مسيحيت در اين سرزمين‌ها رواج يافت.


زندگینامه ی ناصر خسرو قبادیانی

در اواخر قرن چهارم هجری.ق و در قریه قبادیان از توابع مرو، کودکی زاده شد که بعدها فخر عالم شعر و ادب گردید، او که در واقع از شعرای بزرگ قرن پنجم هجری قمری بشمار می‌رود، در خانواده‌ای متمول بدنیا آمد که از لحاظ مادی در ردیف بزرگان روزگار خود بودند. شاعر ما یعنی حکیم ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی ملقب به " حجت " از شاعران و نویسندگان بسیار توانا و بزرگ ایران و از گویندگان درجه ی اول زبان فارسی است. وی در ماه ذی قعده ی سال 394 هجری در قبادیان از نواحی بلخ بدنیا آمد.که نیز در اشعارش به روشنی به آن اشاره شده است.


ادامه مطلب

ماركوپولو، سياح ونيزي
 686 سال پيش در روز 8 ژانويه سال 1324 ميلادي ماركوپولو ، سياح و تاجر ونيزي مشهور در سن 70 سالگي درگذشت. ماركوپولو هنگام مرگ به دليل روايت سفرش به دربار قوبيلاي قا آن امپراتور مغول در سراسر اروپا مشهور بود.

ماركو 15 ساله بود كه پدرش نيكولو و عمويش ماتئو 2 تاجر اهل ونيز از يك سفر طولاني به سرحدات چين به ونيز بازگشتند.

اين 2 تاجر روسيه جنوبي و آسياي ميانه كه از چند دهه قبل به دليل فتوحات چنگيزخان جزو امپراتوري مغول محسوب مي شد را درنورديده و خود را به چين رساندند كه قوبيلاي قا آن امپراتور مغول بر آن فرمانروايي مي كرد.

قوبيلاي قا آن به نيكولو و ماتئو ماموريت داد كه چند راهب مسيحي را با خود به چين بياورند.

برادران پولو اندك زماني پس از بازگشت به وطن بار ديگر زادگاهشان را با يك پيام از سوي پاپ به مقصد چين ترك كردند.

اين بار ماركو نوجوان نيز همراه آنها بود.راهبان مسيحي به دليل ترس از مسافرت دريايي از همراهي با برادران پولو خودداري كردند.

هنگام رسيدن به چين ، قوبيلاي قاآن از آنها استقبال شاياني كرد و ماركوپولو جوان به يكي از نزديكان امپراتور تبديل شد و حتي حكومت يك شهر به عهده او گذاشته شد.

سرانجام پس از يك غيبت 24 ساله ماركوپولو با انبوه هداياي امپراتور قوبيلاي قاآن چين را ترك كرد و به زادگاهش ونيز بازگشت.

در روز 7 سپتامبر سال 1298 ميلادي ماركوپولو در يك جنگ دريايي با جمهوري جنوا كه رقيب جمهوري ونيز محسوب مي شد به همراه 7000 نفر ديگر اسير مي شود. او سال هاي طولاني در زندان مالپاگا در جنوا محبوس بود.

در دوران زندان ماركوپولو روايات سفرش به دربار قوبيلاي قا آن را به روستيچلو دو پيزا هم سلولي اش ديكته مي كند.

روستيچلو كه از هنر نويسندگي برخوردار بود روايات ماركوپولو را به قلمي شيوا مي نويسد سپس اين دست‌نوشته ها در اروپاي قرون وسطي آن زمان به زبان هاي مختلف ترجمه شده و توسط كاتبان ديگري تكثير مي شود.

به اين ترتيب ، در روز 8 ژانويه سال 1324 ميلادي ماركوپولو سياح و تاجر ونيزي كه به دليل روايت سفرش به دربار قوبيلاي قاآن در سراسر اروپا در اوج شهرت بود در سن 70 سالگي درگذشت.

داستان هاي سفرهاي ماركوپولو علي رغم سپري شدن قرن ها هنوز براي خوانندگان جالب و جذاب است.با اين حال ، امروز برخي از كارشناسان معاصر ترديد دارند كه ماركوپولو هرگز به چين رفته باشد!.

 


اولین جهانگردان ایرانی(برادران امیدوار)

در سال 1333 عیسی و عبدالله امیدوار به قصد دیدن نادیده‌های این کره خاکی بر موتورسیکلت‌های خود سوار شده و تهران را ترک کردند. برادران امیدوار در مدت ده سال جنگل‌های مخوف و وحشتناک آمازون و آفریقا، صحرای گرم و سوزان ربع‌الخالی عربستان، سرزمین‌های ناشناخته آمریکا، استرالیا، قطب شمال و جنوب یخ زده و منجمد... درنوردیده‌اند





پیش از آن نیز این دو برادر که به دلیل عضویت در تشکیلات کوهنوردی و صخره‌نوردی باشگاه نیرو و راستی، قله‌های بسیاری را با یکدیگر فتح نموده بودند، دست به سفرهای چند ماهه‌ای به کشورهای اطراف ایران و شهرهای داخل ایران با دوچرخه زده بودند.

برادران امیدوار در مدت ده سال جنگل‌های مخوف و وحشتناک آمازون و آفریقا، صحرای گرم و سوزان ربع‌الخالی عربستان، سرزمین‌های ناشناخته آمریکا، استرالیا، قطب شمال و جنوب یخ زده و منجمد... درنوردیده‌اند.

آن‌ها هفت سال اول سفر خود را با موتورسیکلت و سه سال آخر را نیز با استفاده از اتومبیلی که شرکت سیتروئن به آن‌ها اهدا کرده بود، پیمودند.

در طول این سفر که به دیدن، اندیشیدن و تجربه‌اندوزی گذشته است، بيشتر از همه درباره نخستين بوميانی که در گذشته دور به آمريکا آمده و در آن‌جا ماندگار شده بودند، به پژوهش پرداخته‌اند.

در عبور از شهرهای کوچک و بزرگ دنیا در بسياری از کالج‌ها و دانشکده‌ها درباره آن‌چه که در جهان ديده بودند، سخنرانی کرده و فیلم‌هایی که تهیه کرده بودند را به نمایش گذاشته و بخشی از هزینه‌های سفر خود را نیز از این طریق تامین می‌کردند.

در همان سال‌ها، صدها مقاله مصور که چکيده تحقيقات این دو برادر دربزرگ‌ترين مجلات و روزنامه‌های کشورهای دنيا به چاپ رسيد و نام آن‌ها را به عنوان دو جهانگرد ایرانی بر سر زبان‌ها انداخت.

عبدالله امیدوار در گفت و گویی با بی‌بی‌سی از نخستین انگیزه‌های خود برای سفری به دور دنیا می‌گوید:

«يادمه وقتی هشت ساله بودم، يه روز پدرم داشت روزنامه کيهان می‌خوند و توی صفحه اول نوشته شده بود «در تبت دنبال يک خدا می‌گردند!» من از پدرم پرسيدم ما از موقعی که به دنيا اومديم، فقط يه خدا داشتيم! پس چطور اينا دارن دنبال خدا می‌گردن؟ پدرم گفت: پسر، در تمام دنيا يه مذهب نيست و هر کشوری غذا، لباس و فرهنگ مختلفی داره. با شنيدن اين جمله از پدرم توی من هيجان عجيبی به وجود آمد و گفتم اگر دنيا اون‌قدر ديدنيه، من بايد حتماً از تمام تاريکیای جنگلای مخوف و تمام پنج قاره ديدن کنم.»

با به پایان رسیدن این سفر و بازگشت به ایران عیسی امیدوار در ایران ماند و عبدالله به شیلی رفته و در آن‌جا اقامت گزید.

موزه برادران امیدوار

[url=http://forum.patoghu.com/redirector.php?url=http%3A%2F%2Fwww.omidvar-brothers.com%2FFa%2FDefault.aspx" target="_blank" rel="nofollow">موزه برادران امیدوار[/url] اولین موزه انسان‌شناسی در ایران است. این موزه پنجم مهرماه 1382 در هفته جهانگردی در مجموعه سعدآباد افتتاح شد.

ماحصل سفر این دو برادرهزاران عکس، تصویر، فیلم، موسیقی ملل مختلف، صنایع دستی و بسیاری از تحقیقات و خاطراتی است که دراین ساختمان گردآوری شده‌اند.

این موزه سه گالری دارد که در دو گالری آن آثار اهدایی برادران امیدوار به معرض نمایش گذاشته شده ‌است.

گالری سوم اتاق نمایش فیلم است که در آن فیلم سفر و اسلایدهای گرفته شده توسط این دو برادر به نمایش درمی‌آید.

گفتنی است با تهیه کتاب و فیلم سفرنامه برادران امیدوار که در بازار موجود است، می‌توان با بسیاری از داستان‌های واقعی دو برادر آشنا شد.














 

جهت‌یابی

انواع روش های جهت یابی و یافتن مسیر برای زمانی که کوهستان ، جنگل ، دشت یا بیایان گم شده ایم چگونه امکانپذیر است؟ جهت یابی چیست و چگونه به ما کمک می کند؟

یافتن جهت‌های جغرافیایی را جهت‌یابی گویند. جهت‌یابی در بسیاری از موارد کاربرد دارد. برای نمونه وقتی در کوهستان، جنگل، دشت یا بیابان گم شده باشید، با دانستن جهت‌های جغرافیایی، می‌توانید به مکان مورد نظرتان برسید. یکی از استفاده‌های مسلمانان از جهت‌یابی، یافتن قبله برای نماز خواندن و ذبح حیوانات است. کوهنوردان، نظامیان، جنگل‌بانان و ... هم به دانستن روش‌های جهت‌یابی نیازمندند.

هرچند امروزه با وسایلی مانند قطب‌نما یا GPS می‌توان به راحتی و با دقت بسیار زیاد جهت جغرافیایی را مشخص کرد، در نبود ابزار، دانستن روش‌های دیگر جهت‌یابی مفید و کاراست. در اینجا به برسی انواع روش های جهت یابی خواهیم پرداخت.

 

 جهت‌های اصلی و فرعی

اگر رو به شمال بایستیم، سمت راست‌مان مشرق (شرق، باختر)، سمت چپ‌مان مغرب (غرب، خاور) و پشت سرمان جنوب است. 

جهت‌های جغرافیایی، که شمال با رنگ قرمز مشخص شده

این چهار جهت را جهت‌های اصلی می‌نامند. بین هر دو جهت اصلی یک جهت فرعی وجود دارد. مثلاً نیمساز جهت‌های شمال و شرق، جهت شمالِ شرقی (شمالِ شرق) را مشخص می‌کند.

با دانستن یکی از جهت‌ها، بقیهٔ جهت‌ها را می‌توان به سادگی مشخص نمود. مثلاً اگر به سوی شمال ایستاده باشید، دست راست شما شرق، دست چپ شما غرب، و پشت سر شما جنوب است.

 

روش‌های جهت‌یابی

 برخی روش‌های جهت‌یابی مخصوص روز، و برخی ویژهٔ شب اند. برخی روش‌ها هم در همهٔ مواقع کارا هستند.

توجه شود که: بسیاری از این روش‌ها کاملاً دقیق نیستند و صرفاً جهت‌های اصلی را به صورت تقریبی‌ مشخص می‌کنند. برای جهت‌های دقیق باید از قطب‌نما استفاده کرد، و میل مغناطیسی و انحراف مغناطیسی آن را هم در نظر داشت.

آن‌چه گفته می‌شود اکثراً مربوط به نیمکره شمالی است؛ به طور دقیق‌تر، بالای ۲۳٫۵ درجه (بالای مدار رأس‌السرطان). در نیم‌کره جنوبی در برخی روش‌ها ممکن است جهت شمال و جنوب برعکس آن‌چه گفته می‌شود باشد.

 

 

روش‌های جهت‌یابی در روز

 جهت‌یابی با سمت خورشید

1- خورشید صبح تقریباً از سمت شرق طلوع می‌کند، و شب تقریباً در سمت غرب غروب می‌کند.

این مطلب فقط در اول بهار و پاییز صحیح است؛ یعنی‌ در اولین روز بهار و پاییز خورشید دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند، ولی در زمان‌های دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد. در تابستان طلوع و غروب خورشید شمالی‌تر از شرق و غرب است، و در زمستان جنوبی‌تر از شرق و غرب می‌باشد. در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید حداقل حدود ۲۳٫۵ درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد، که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی‌ نیست. در واقع از آن‌جا که موقعیت دقیق خورشید با توجه به فصل و عرض جغرافیایی متغیر است، این روش نسبتاً غیردقیق است.

تنها جایی که خورشید همیشه دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند، استواست.

2- در نیمکرهٔ شمالی زمین، در زمان ظهر شرعی خورشید همیشه دقیقاً در جهت جنوب است و سایهٔ اجسام رو به شمال می‌افتد.

ظهر شرعی یا ظهر نجومی در موقعیت جغرافیایی شما، دقیقاً هنگامی است که خورشید به بالاترین نقطه خود در آسمان می‌رسد. در این زمان، سایهٔ شاخص به حداقل خود در روز می‌رسد، و پس از آن دوباره افزایش می‌یابد؛ همان زمان اذان ظهر.

 

برای دانستن زمان ظهر شرعی می‌توانید به روزنامه‌ها مراجعه کنید یا منتظر صدای اذان ظهر باشید. ظهر شرعی حدوداً نیمه بین طلوع آفتاب و غروب آفتاب است.

3- حرکت خورشید از شرق به غرب است؛ و این هم می‌تواند روشی برای یافتن جهت‌های جغرافیایی باشد.

 

جهت‌یابی با سایهٔ چوب(شاخص)

شاخص، چوب یا میله‌ای نسبتاً صاف و راست است (مثلاً شاخه نسبتاً صافی از یک درخت به طول مثلاً یک متر) که به طور عمودی در زمینی مسطح و هموار و افقی(تراز و میزان) فرو شده است.

 

روش اول: نوک(انتهای) سایهٔ شاخص روی زمین را [مثلاً با یک سنگ] علامت‌گذاری می‌کنیم. مدتی (مثلاً ده-بیست دقیقه بعد، یا بیشتر) صبر می‌کنیم تا نوک سایه چند سانتیمتر جابه‌جا شود. حال محل جدید سایهٔ شاخص (که تغییر مکان داده است) را علامت‌گذاری می‌نماییم. حال اگر این دو نقطه را با خطی به هم وصل کنیم، جهت شرق-غرب را مشخص می‌کند. نقطهٔ علامت‌گذاری اول سمت غرب، و نقطهٔ دوم سمت شرق را نشان می‌دهد. یعنی اگر طوری بایستیم که پای چپ‌مان را روی نقطهٔ اول و پای راستمان را روی نقطهٔ دوم بگذاریم، روبروی‌مان شمال را نشان می‌دهد، و رو به خورشید (پشت سرمان) جنوب است.

از آن‌جا که جهت ظاهری حرکت خورشید در آسمان از شرق به غرب است، جهت حرکت سایهٔ خورشید بر روی زمین از غرب به شرق خواهد بود. یعنی در نیم‌کره شمالی سایه‌ها ساعتگرد می‌چرخند.

هر چه از استوا دورتر بشویم، از دقت پاسخ در این روش کاسته می‌شود. یعنی در مناطق قطبی (عرض جغرافیایی بالاتر از ۶۰ درجه) استفاده از آن توصیه نمی‌شود.

در شب‌های مهتابی هم از این روش می‌توان استفاده کرد: به جای خورشید از ماه استفاده کنید.

 

 

روش دوم(دقیق‌تر): محل سایهٔ شاخص را زمانی پیش از ظهر علامت گذاری می‌کنیم. دایره‌ یا کمانی به مرکز محل شاخص و به شعاع محل علامت‌گذاری شده می‌کشیم. سایه به تدریج که به سمت شرق می‌رود کوتاه‌تر می‌شود، در ظهر به کوتاه‌ترین اندازه‌اش می‌رسد، و بعداز ظهر به تدریج بلندتر می‌گردد. هر گاه بعد از ظهر سایهٔ شاخص از روی کمان گذشت (یعنی سایهٔ شاخص هم‌اندازهٔ پیش از ظهرش شد) آن‌جا را به عنوان نقطهٔ دوم علامت‌گذاری می‌کنیم. مانند روش پیشین، این نقطه سمت شرق و نقطهٔ پیشین سمت غرب را نشان می‌دهد.

در واقع هر دو نقطه سایهٔ هم‌فاصله از شاخص، امتداد شرق-غرب را مشخص می‌کنند.

با این‌که روش پیشین نسبتاً دقیق است، این روش دقیق‌تر است؛ البته وقت بیشتری برای آن لازم است.

برای کشیدن کمان مثلاً طنابی(مانند بند کفش، نخ دندان) را انتخاب کنید. یک طرف طناب را به شاخص ببندید، و طرف دیگرش را به یک جسم تیز؛ به شکلی که وقتی طناب را می‌کشید دقیقاً به محل علامت‌گذاری شده برسد. نیم‌دایره‌ای روی زمین با جسم تیز رسم کنید.

وقتی سایهٔ شاخص به حداقل اندازهٔ خود می‌رسد(در ظهر شرعی)، این سایه سمت جنوب را نشان می‌دهد (بالای

۲۳٫۵ درجه).

 

جهت‌یابی با ساعت عقربه‌دار

ساعت مچی معمولی (آنالوگ، عقربه‌ای) را به حالت افقی طوری در کف دست نگه می‌داریم که عقربهٔ ساعت‌شمار به سمت خورشید اشاره کند. در این حالت، نیمسازِ زاویه‌ای که عقربهٔ ساعت‌شمار با عدد ۱۲ ساعت می‌سازد (زاویهٔ کوچک‌تر، نه بزرگ‌تر)، جهت جنوب را نشان می‌دهد. یعنی مثلاً اگر چوب‌کبریتی را [به طور افقی] در نیمهٔ راه میان عقربهٔ ساعت‌شمار و عدد ۱۲ ساعت قرار دهید، به طور شمالی-جنوبی قرار گرفته‌است.

 

نکات

این که گفته شد عقربهٔ کوچک ساعت به سمت خورشید اشاره کند، یعنی این‌که اگر شاخصی [مثلاً چوب‌کبریت] ای که در مرکز ساعت قرار دهیم، سایه‌اش موازی با عقربهٔ ساعت‌شمار و در جهت مقابل آن باشد. یا این‌که سایهٔ عقربهٔ ساعت‌شمار درست در زیر خود عقربه قرار گیرد. یا مثلاً اگر چوبی ده-پانزده سانتیمتری را در زمین به‌طور عمودی قرار دهیم، ساعت روی زمین به شکلی قرار گرفته باشد که عقربهٔ ساعت‌شمارش موازی با سایهٔ چوب باشد.

دلیل این‌که زاویه بین عقربهٔ ساعت‌شمار و ۱۲ را نصف می‌کنیم این است که: وقتی خوشید یک بار دور زمین می‌چرخد، ساعت ما دو دور می‌چرخد(دو تا ۱۲ ساعت). یعنی گرچه روز ۲۴ ساعت است (و یک دور کامل را در ۲۴ ساعت طی می‌کند)، ساعت‌های ما یک دور کامل را در ۱۲ ساعت طی می‌نماید. اگر ساعت ۲۴ ساعته‌ای می‌داشتید، که دور آن به ۲۴ قسمت مساوی تقسیم شده بود، هر گاه عقربهٔ ساعت‌شمار را رو به خورشید می‌گرفتید عدد ۱۲ ساعت همیشه جهت جنوب را نشان می‌داد.

این روش وقتی سمت صحیح را نشان می‌دهد، که ساعت مورد نظر درست تنظیم شده باشد. یعنی اگر در بهار و تابستان ساعت‌ها را نسبت به ساعت استاندارد یک‌ساعت جلو می‌برند، ما باید آن را تصحیح کنیم(ابتدا ساعت‌مان را یک ساعت عقب ببریم سپس روش را اِعمال کنیم؛ یا نیمساز عقربهٔ ساعت‌شمار را [به جای 12] با 1 حساب کنید). همچنین در همهٔ سطح یک کشور معمولاً ساعت یکسانی وجود دارد، که مثلاً در ایران حدود یک ساعت متغیر است (ایران تقریباً بین دو نصف‌النهار قرار دارد؛ لذا ظهر شرعی در شرق و غرب ایران حدوداً یک ساعت فاصله دارد.) ساعت صحیح هر مکان همان ساعتی است که هنگام ظهر شرعی در آن در طول سال، اطراف ساعت ۱۲ ظهر است. در واقع برای تعیین دقیق جهت‌های جغرافیایی ساعت باید طوری تنظیم باشد که هنگام ظهر شرعی ساعت ۱۲ را نشان دهد.

روش ساعت مچی تا ۲۴ درجه امکان خطا دارد. برای دقت بیشتر باید از آن در عرض جغرافیایی بین ۴۰ و ۶۰ درجه [شمالی یا جنوبی] استفاده شود؛ هر چند در عرض جغرافیایی ۲۳٫۵ تا ۶۶٫۵ درجه [شمالی یا جنوبی] نتیجه‌اش قابل قبول است.(البته در نیم‌کردهٔ جنوبی جهت شمال و جنوب برعکس است.) در واقع هر چه به استوا نزدیک‌تر شویم، از دقت این روش کاسته می‌شود. ضمناً هر چه زمان به کار بردن این روش به ظهر شرعی نزدیک‌تر باشد، نتیجهٔ آن دقیق‌تر خواهد بود.

اگر مطمئن نیستید کدام طرف شمال است و کدام طرف جنوب، به یاد بیاورید که خورشید از شرق بر می‌خیزد، در غرب می‌نشیند، و در ظهر سمت جنوب است.

توجه کنید که اگر این روش را در هنگام ظهر شرعی (یعنی ساعت ۱۲) اجرا کنیم، جهت عقربه ساعت‌شمار خود به سوی جنوب است. یعنی مانند همان روش «جهت‌یابی با سمت خورشید»، که گفتیم خورشید در ظهر شرعی به سمت جنوب است.

اگر از ساعت دیجیتال استفاده می‌کنید، می‌توانید ساعت عقربه‌داری را روی یک کاغذ یا روی زمین بکشید (دور دایره‌ای از ۱ تا ۱۲ بنویسید، و عقربهٔ ساعت‌شمار را هم بکشید)، و سپس از روش بالا استفاده کنید.

حتی وقتی هوا آفتابی نیست و خورشید به راحتی دیده نمی‌شود هم گاه سایهٔ خوشید را می‌توان دید. اگر یک چوب‌کبریت را عمود نگه دارید، سایهٔ آن برعکس جهت خورشید می‌افتد.

 

 

روش‌های جهت‌یابی در شب

 جهت‌یابی با ستارهٔ قطبی

 از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره‌ قطبی در آسمان می‌چرخند، در نیم‌کرهٔ شمالی زمین ستارهٔ قطبی با تقریب بسیاری خوبی (حدود ۰٫۷ درجه خطا) جهت شمال جغرافیایی (و نه شمال مغناطیسی) را نشان می‌دهد؛ یعنی اگر رو به آن بایستیم، رو به شمال خواهیم بود.

یافتن ستاره قطبی با دب اکبر

 

برای یافتن ستارهٔ قطبی روش‌های مختلفی وجود دارد:

به وسیلهٔ مجموعه ستارگان «دبّ اکبر»: صورت فلکی دبّ اکبر شامل هفت ستاره‌است که به شکل ملاقه قرار گرفته‌اند: چهار ستاره آن تشکیل یک ذوزنقه را می‌دهند، و سه ستارهٔ دیگر مانند یک دنباله در ادامه ذوزنقه قرار گرفته‌اند. هر گاه دو ستاره‌ای که لبهٔ بیرونی ملاقه را تشکیل می‌دهند (دو ستارهٔ قاعده کوچک ذوزنقه؛ لبهٔ پیالهٔ ملاقه؛ محلی که آب از آن‌جا می‌ریزد) را [با خطی فرضی] به هم وصل کنیم، و پنج برابر فاصله میان دو ستاره، به سمت جلو ادامه دهیم، به ستاره قطبی می‌رسیم.

به وسیلهٔ مجموعه ستاره‌های «ذات‌الکرسی»: صورت فلکی ذات‌الکرسی شامل پنج ستاره است که به شکل W یا M قرار گرفته‌اند. هرگاه (مطابق شکل) ستارهٔ وسط W (رأس زاویهٔ وسطی) را حدود پنج برابرِِ «فاصلهٔ آن نسبت به ستاره‌های اطراف» به سوی جلو ادامه دهیم، به ستارهٔ قطبی می‌رسیم.

 

نکات

صورت‌های فلکی ذات‌الکرسی و دبّ اکبر نسبت به ستارهٔ قطبی تقریباً روبه‌روی یکدیگر، و دور ستاره قطبی خلاف جهت عقربه‌های ساعت می‌چرخند. اگر یکی از آن‌ها پشت کوه پنهان بود، با دیگری می‌توان ستارهٔ قطبی را یافت. فاصلهٔ هر کدام از این دو صورت فلکی تا ستارهٔ قطبی تقریباً برابر است.

اگر برای یافتن ستاره‌ها در آسمان از نقشه ستاره‌یاب (افلاک‌نما) استفاده می‌کنید، به‌خاطر داشته باشید که ستاره‌یاب‌ها موقعیت ستاره‌ها را در زمان، تاریخ و موقعیت جغرافیایی (طول و عرض جغرافیایی) خاصی نشان می‌دهند.

هر چه از استوا به سوی قطب شمال برویم، ستارهٔ قطبی در آسمان بالاتر (در ارتفاع بیشتر) دیده می‌شود. یعنی ستارهٔ قطبی در استوا (عرض جغرافیایی صفر درجه) تقریباً در افق دیده می‌شود، و در قطب شمال(عرض جغرافیایی ۹۰ درجه) تقریباً بالای سر (سرسو، سمت‌الرّأس، رأس‌القدم) دیده می‌شود. بالاتر از عرض جغرافیایی ۷۰ درجه شمالی عملا نمی‌توان با ستارهٔ قطبی شمال را پیدا کرد.

 

جهت‌یابی با هلال ماه

 اگر به دلیل وجود ابر یا درختان نمی‌توانید ستاره‌ها را ببینید، می‌توانید از ماه برای جهت‌یابی استفاده کنید.

هلال ماه کهنه (نیمه دوم ماه قمری)

ماه به شکل هلال باریکی تولد می‌یابد، و در نیمه‌های ماه قمری به قرص کامل تبدیل می‌شود، و سپس در جهت مقابل هلالی می‌شود. در نیمهٔ اول ماه‌های قمری قسمت خارجی ماه (تحدب و کوژی ماه، برآمدگی و برجستگی ماه) مانند پیکانی جهت غرب را نشان می‌دهد. در نیمهٔ دوم ماه‌های قمری، تحدب ماه به سمت مشرق است.

اگر خطی از بالای هلال به پایین آن وصل کنیم و ادامه دهیم، در نیمهٔ اول ماه قمری شکل p و در نیمهٔ دوم شکل q خواهد داشت.

کره ماه در نیمهٔ اول ماه‌های قمری پیش از غروب آفتاب طلوع می‌کند، و در نیمهٔ دوم پس از غروب، تا پایان ماه که پس از نیمه‌شب طلوع می‌نماید.

پیدا کردن جنوب توسط ماه: اگر خطی فرضی میان دو نوک تیز هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمین ادامه دهید، تقاطع امتداد این خط با افق، نقطه جنوب را [در نیم‌کرهٔ شمالی زمین] نشان می‌دهد.

این روش جهت‌یابی چندان دقیق نیست، ولی حداقل راه‌نمایی تقریبی را فراهم می‌سازد. در زمان قرص کامل نمی‌توان از این روش استفاده کرد. وقتی ماه به صورت قرص کامل است، می‌توان به کمک حرکت ظاهری ماه (که از مشرق به طرف مغرب است) جهت‌یابی کرد.

 

روش‌های دیگر جهت‌یابی در شب

حرکت ظاهری ماه در آسمان از شرق به غرب است.

خوشه پروین: دسته‌اى (حدود ده تا پانزده) ستاره، به شکل خوشه انگور، در یک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه‌ پروین می‌گویند. این ستارگان مانند خورشید از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولى در همه حال دُمِ آن‌ها به طرف مشرق است.

ستارگان بادبادکی: حدود هفت -هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک یا علامت سوال می‌باشند. این ستارگان نیز از شرق به غرب حرکت می‌کنند، و در همه حال دنباله بادبادکى آنها به‌طرف جنوب است.

کهکشان راه شیری تودهٔ عظیمی از انبوه ستارگان است که تقریباً از شمال شرقی به جنوب غربی امتداد یافته است. در شمال شرقی این راه باریک است، و هر چه به سمت جنوب غربی می‌رود، پهن‌تر می‌شود. هر چه به آخر شب نزدیک‌تر می‌شویم، قسمت پهن راه شیری به طرف مغرب منحرف می‌شود.

 

 

روش‌های جهت‌یابی، قابل استفاده در روز و شب

 جهت‌یابی با قبله

اگر جهت قبله و میزان انحراف آن از جنوب (یا دیگر جهت های اصلی) را بدانیم، می‌توانیم شمال را تشخیص دهیم. مثلاً اگر در تهران ۳۷ درجه از جنوب سمت به غرب متمایل شویم (یعنی حدوداً جنوب غربی)، به طرف قبله ایستاده‌ایم. پس هرگاه در تهران جهت قبله را بدانیم، اگر ۳۷ درجه از سمت قبله در جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف جنوب ایستاده‌ایم، و اگر ۱۴۳ درجه (37-180) در خلاف جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف شمال ایستاده‌ایم.

قبله را از راه‌های مختلفی می‌توان یافت:

قبله‌نما: دقیق‌ترین روش تعیین قبله، به‌وسیلهٔ قبله‌نماست، که آن هم با یک قطب‌نما انجام می‌گیرد؛ و اگر ما قطب‌نما داشته باشیم، با آن قطب را مشخص می‌کنیم!

محراب مسجد: محراب مساجد به طرف قبله است. در نمازخانه‌ها هم معمولاً جهت قبله مشخص شده است.

قبرستان: مرده را در قبر روی دست راست، به سمت قبله می‌خوابانند. پس اگر شما طوری ایستاده باشید که نوشته‌های سنگ قبر را به درستی می‌خوانید، سمت چپ‌تان قبله است.

دستشویی: از آن‌جا که قضای حاجت رو به قبله نباید باشد، معمولاً توالت‌ها را عمود بر قبله می‌سازند. این هم -در جایی که اصول اسلامی ساخت رعایت شده- می‌تواند کمک‌کار باشد.

 

جهت‌یابی با قطب‌نمای دست‌ساز

اگر قطب‌نمایی به همراه نداشتید، ولی اتفاقاً یک سوزن یا میخ کوچک در جیبتان یافتید، این روش کمک‌کار شما در ساخت یک قطب‌نما خواهد بود. البته احتمال استفاده از آن در شرایط واقعی کم است، ولی انجام آن کاری سرگرم‌کننده است.

با مالش دادن یک سوزن فقط در یک جهت به آهن‌ربا -یا حتی احتمالاً چاقوی خودتان-، یا مالیدن آن فقط در یک جهت به پارچهٔ ابریشمی یا پنبه‌ای، سوزنْ مغناطیسی یا قطبی می‌شود؛ مانند سوزن قطب‌نما. (مثلاً با ۳۰ بار مالش دادن سوزن به آهنربا از طرف خودتان به سمت بیرون، سوزن به اندازهٔ کافی خاصیت آهنربایی پیدا می‌کند. همچنین مالش سر سوزن از پایین به بالا بر پارچهٔ ابریشمی باعث می‌شود که سر سوزن نقطه شمال را نشان دهد). حتی می‌توانید آن‌را در یک جهت میان موهای سر خود بکشید. توجه کنید که همیشه فقط در یک جهت مالش دهید.

حال اگر آن‌را روی یک چوب‌پنبه یا پوشال کوچک قرار دهید(سوزن را به چوب‌پنبه چسب بزنید، یا درون آن فرو کنید؛ یا در دو طرف سوزن چوب‌پنبه‌هایی کوچک فرو کنید)، و روی آب (آب راکد یا ظرفی پر از آب) شناور نمایید، مانند یک قطب‌نما عمل می‌کند، و سر سوزن رو به شمال می‌چرخد. برای این‌که سمت شمال و جنوب سوزن را اشتباه نکنید، این نکته را در نظر بگیرید که -در نیمکرهٔ شمالی زمین- آن سمت قطب‌نما که تقریباً رو به خورشید و ماه است، سمت جنوب است، زیرا آن‌ها در قسمت جنوبی آسمان قرار دارند. همچنین می‌توانید سوزن را با یک آهنربا امتحان کنید، و سپس سمت شمال را با علامتی روی آن مشخص نمایید.

روش دیگر ساخت آهنربا این است که یک میله یا سوزن آهنی یا فولادی را در جهت میدان مغناطیسی زمین تراز کنیم، و سپس آن‌را حرارت داده یا بر آن ضربه وارد کنیم. حال اگر این آهنربا را روی سطحی با اصطکاک کم قرار دهیم (روی یک تکه چوب کوچک در آب شناور سازید، یا مثلاً سوزن را با یک ریسمان غیرفلزی آویزان(معلق) نمایید) قطب‌نمای ما کار می‌کند؛ یعنی میله آن‌قدر می‌چرخد تا در راستای میدان مغناطیسی زمین (شمالی-جنوبی) قرار گیرد.

مغناطیسی کردن سوزن با باتری: اگر سیمی را دور سوزن بپیچانید و برای چند دقیقه سر سیم را به ته باتری وصل کنید، سوزن مغناطیسی می‌شود.

به دلیل کشش سطحی آب، می‌توان سوزن را به تنهایی روی سطح آن شناور کرد. مثلاً می‌توان سوزن را روی کاغذی گذاشت، و کاغذ را روی آب گذاشت. اگر کاغذ روی آب بماند که بهتر، و اگر کاغذ در آب فرو برود احتمالاً سوزن روی آب باقی می‌ماند. اگر سوزن را با گریس یا روغنی غیرقابل‌حل در آب چرب کنید (مثلاً با مالش سوزن به موهای خود سوزن را چرب نمایید)، کار آسان‌تر خواهد شد. چرب بودن سوزن سبب می‌شود که سوزن روی سطح آب شناور بماند.

 

جهت‌یابی با نشانه‌های طبیعی

هرگونه‌ای از درختان برش‌ها و خصوصیات خاصّ خود را دارد. باد و آفتاب بر درختان تأثیر می‌گذارند و این سرنخی است برای محاسبه جهت شمال-جنوب.

این روش‌ها خیلی قابل اطمینان نیستند. مثلاً «باد غالب» ممکن است حالت عادی را به طور قابل‌ملاحظه‌ای تغییر دهد و باعث تغییر و انحراف آن شود. همچنین در جنگل‌های انبوه -به دلیل عدم نفوذ و رسوخ آفتاب درون آن‌ها- برخی روش‌ها کارا نخواهند بود. اگر از علامت‌های طبیعی استفاده می‌کنید، برای تصمیم‌گیری، باید هر چند تا علامت مختلف را که می‌توانید پیدا کنید.

بسیاری از روش‌های زیر بر اساس آفتاب هستند: در نیمکرهٔ شمالی زمین، جهت رو به جنوب در معرض آفتاب بیشتری است. تابش خورشید رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می‌کند.

1- جهت‌یابی با خزه‌ها و گلسنگ‌ها: سمت شمالی درختان و تخته‌سنگ‌ها، گلسنگ‌ها و خزه‌های بیشتری دارد؛ چرا که نمناک‌تر و مرطوب‌تر از سمت جنوبی آن‌هاست.

خزه در جایی رشد می‌کند که دارای سایه و آب زیادی باشد؛ محل‌های خنک و نمناک. تنهٔ درختان در سمت شمالی سایه و رطوبت بیشتری دارد، و در نتیجه خزه‌ها معمولاً بیشتر در این سمت می‌رویند.

این روش همیشه نتیجهٔ درست به ما نمی‌دهد. 1) هرچند سمت شمالی در سایهٔ بیشتری است، ولی لزوماً رطوبت سمت شمال بیشتر نیست؛ و برای رشد خزه‌ها رطوبت مهم‌تر از سایه است(جایی که رطوبت در آن‌جا بیشتر ماندگار است). 2) گاه ممکن است درختان و پوشش گیاهی مجاور طرف دیگر درخت را هم سایه کند. 3) در یک اقلیم بارانی(جنگل‌ها و بیشه‌های مرطوب) ممکن است همه طرف درخت نمناک باشد(یعنی خزه دور برخی درختان در همه‌طرف رشد کرده؛ البته معمولاً در جهت جنوب بیشتر رشد کرده‌است). 4) ممکن است باد مانع رشد خزه در طرف شمالی درخت شود. 5) در مناطق خشک هم که اصلاً خزه‌ای وجود ندارد!

ضمناً در نظر داشته باشید که معمولاً خزه در جهت نور آفتاب(جنوب) خرمایی رنگ است و در مکان‌های سایه و مرطوب سبز یا طوسی رنگ.

 

2- جهت‌یابی با درختان: از آن‌جا که سمت شمالی درختان در معرض آفتاب کمتری است، درختان در این سمت‌شان شاخ‌وبرگ کمتری دارند.

به دلیل آن‌که آفتاب بیشتر از سمت جنوب می‌تابد، درختان جنوب بهتر و بیشتر رشد می‌کنند. وجود درختانی مانند صنوبر سیاه و سفید، راش، بلوط، درختان آزاد، شاه بلوط هندی، افرا نروژی و درخت اقاقیا صحت این مسئله را ثابت می‌کند. این درخت‌ها در جنوب بیشتر دیده می‌شوند.

پوست درختان قدیمی در سمت رو به آفتاب(جنوب) معمولاً نازک‌تر است.

پوسیده بودن یک طرف از اکثر درختان جنگل، جهت شمال را به ما نشان می‌دهد؛ سمت پوسیده شمال است.

به خاطر نوع تابش خورشید، شاخه‌های جنوبی اکثر درختان افقی‌تر و شاخه‌های شمالی عمودی‌ترند.

در کوه‌های سنگی، کاج‌های انحناپذیر در شیب جنوبی، و صنوبرهای انگلمان در شیب شمالی می‌رویند.

معمولاً درختان برگ ریز در شیب‌های جنوبی تپه‌ها می‌رویند و سراشیب‌های شمالی همیشه سبز است.

زمینِ اطراف ریشهٔ درختان، به سمت جنوب سست‌تر و توخالی‌تر از قسمت شمالی است. پس زمین به سمت شمال سفت‌تر بوده و به خشکی زمین جنوبی نیست.

رشد پوشش گیاهی در سمت جنوبی تپه‌ها بیشتر از سمت شمالی خواهد بود.

 

 

3- جهت‌یابی با تنهٔ درختان بریده‌شده:

توجه کنید که: به درختی نگاه کنید که ریشه‌اش در زمین باشد، نه به کنده‌ای که بریده شده و بر زمین افتاده!

اگر مقطع درخت بریده‌شده‌اى را نگاه کنید، تعدادى دایرهٔ هم مرکز را مشاهده خواهید کرد، که هر یک از آنها نشان یک سال عمر درخت می‌باشد.

 درختى که بطور دائم آفتاب به تنه‌اش بتابد، دایره‌هاى نشاندهنده عمر آن درخت در یک سمت به هم نزدیک‌تر شده و در سمت دیگر از هم دور خواهند بود. سمتی که فاصله خطوط حلقه‌های سنی درخت به هم نزدیک‌تر باشد سمت شمال را مشخص می‌کند، و سمتی که خطوط حلقه‌های سنی از هم فاصلهٔ بیشتری داشته باشد سمت جنوب را نشان می‌دهد؛ به علت تابش زیاد آفتاب و رشد شدیدتر آن.

 

4- جهت‌یابی به کمک گل‌ها و گیاهان: گیاهان، و گل‌های درختان تمایل دارند رو به آفتاب قرار بگیرند؛ یعنی جنوب یا شرق.

برخی گیاهان برای جهت‌یابی اشتهار یافته‌اند. مثلاً در آمریکا گُلی وجود دارد که همیشه جهت‌گیری شمالی-جنوبی دارد (رشد برگهایش به سمت خط شمال- جنوب است) و آن را «گیاه قطب‌نما(یا Compass Plant)» و یا «رُزینوید(Rosinweed)» می‌خوانند. نام علمی آن «سیلفیوم لاکینیاتوم» (Silphium laciniatum) است، و مسافران اولیهٔ این سرزمین از این گیاه برای جهت‌یابی استفاده می‌کرده‌اند.

اکالیپتوس استرالیایی هم گیاهی جهت‌یاب است. این گیاه که در سرزمین‌های گرم و خشک می‌روید، برگ‌هایش رو به شمال یا جنوب است.

همچنین درختی به نام «نخل رهنوردان([ یا Traveler’s Palm])» وجود دارد که محور شاخه‌هایش شرقی-غربی اند.

همان‌طور که گفته شد، این که کدام طرف شرق است و کدام طرف غرب، یا کدام یک از طرفین شمال یا جنوب است را می‌توان با توجه به سمت خورشید و ماه در آسمان یا روش‌های دیگر یافت -ماه و خورشید تقریباً در سمت جنوبی آسمان قرار دارند.

5- جهت‌یابی به کمک باد غالب: بادها را از جهتی که می‌وزند، نام‌گذاری می‌کنند مانند باد شمالی از شمال. هر منطقه‌ای باد غالب و برجسته‌ای دارد که در فصل خاص یا گاهی در تمام فصول حکمفرماست. باد غالب، باد خاصی است که وزش آن طولانی‌تر بوده و در جهت خاصی می‌وزد. با دانستن جهت بادهای غالب می‌توانید چهار جهت اصلی را تشخیص دهید.

معمولاً نام باد را از جهتی که وزیده‌است، نام‌گذاری می‌کنند. مثلاً باد شمال یعنی بادی که از شمال به سمت جنوب می‌وزد.

برای جهت‌یابی به کمک باد غالب، 1) ابتدا باید جهت باد غالب منطقه را دانست. 2) سپس باید در جایی که هستیم جهت باد غالب را تشخیص دهیم. برای نمونه، اگر بدانیم که در منطقهٔ ما باد غالب از شرق می‌وزد، و ضمناً جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم، طرف منشأ باد شرق خواهد بود؛ که با دانستن شرق، دیگر جهت‌های اصلی هم به سادگی یافته می‌شوند.

نکتهٔ اول: اگر جهت باد غالب منطقه‌تان را نمی‌دانید، اطلاعات زیر ممکن است کمک‌کار باشد:

در نواحی معتدل، باد غالب از غرب می‌وزد. (در هر دو نیم کره شمالی و جنوبی)

در نواحی گرمسیری، باد غالب بین مناطق شمال شرقی و جنوب شرقی جریان دارد.

در نواحی استوایی، باد غالب معمولاً از سمت شرق می‌وزد.

نکتهٔ دوم: جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم:

در هر منطقه‌ای باد غالب ویژگی‌های خاص خود را دارد؛ مثل درجه حرارت، رطوبت و سرعت که در فصول مختلف تغییر می‌کند.

باد غالب بر رشد درختان و گیاهان، جهت جمع شدن برف‌های باد آورنده و در جهت علف‌های بلند تأثیرگذار است. در واقع باد غالب بیشترین تأثیر را بر روی جهت پوشش گیاهی، برف، ماسه یا دیگر اشیای روی سطح زمین دارد.

الف)درختان:

جهت خم شدن اغلب درختان منطقه نشان دهنده جهت وزش باد غالب منطقه است. برای نمونه اگر درختان به طرف شمال منحرف و متمایل شده‌اند، باد غالب محتملا از سمت جنوب وزیده‌است.

اثر دیگری که باد غالب بر درختان دارد این است که: در جهتی که از وزش باد در امان است، شاخ و برگ بیشتری رشد کرده‌است.

در واقع باد ممکن است با صدمه زدن یا خشک کردن شاخه‌های جوان، رشد درخت را کند یا متوقف کند. معمولاً وزش باد، باعث کند شدن رشد درختان می‌شود؛ برعکسِ خورشید، که رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می‌کند.

در زمستان باد غالب معمولاً با برف و تگرگ همراه است، که باعث شکستن شاخه‌های جوان می‌شود.

درختی که برای تعیین جهت استفاده می‌شود، باید در محلی باز و وسیع باشد. نباید در پناه تپه، درختان دیگر یا ساختمانها باشد. چند تا از درختان نزدیک به هم را مورد آزمایش قرار دهید. مطمئن شوید که درختان هرس نشده باشند.

از آن‌جا که درختان تحت تأثیر عوامل زیادی هستند، و باید یافته‌های خود را با مشاهدهٔ درختان متعددی در همسایگی یکدیگر تأیید کنید.

 

ب)ماسه و برف:

امواج ماسه در بیابان‌ها، و امواج پستی-بلندی‌های برف در مناطق قطبی جهت باد را نشان می‌دهند. البته گاه به خاطر آن‌که این موج‌ها خیلی کوچک‌اند و از چند سانتی‌متر تجاوز نمی‌کنند، برای یافتن باد غالب نمی‌توانند کمک‌کار باشند، زیرا می‌توانند با هر باد تند موضعی به سرعت تشکیل شوند.

در بیابان‌ها انواع مختلف تلماسه‌ها وجود دارند، که شکل آن‌ها جهت باد غالب را نمایان می‌سازد؛ همچنین در مورد تل‌یخ‌های قطب: در مناطقی که به شدت پوشیده از برف‌اند، باد غالب توده‌های برف را می‌راند و آن‌ها را تبدیل به تل‌های برآمده‌ای می‌سازد. این تل‌ها از چند سانتی‌متر تا یک متر ارتفاع دارند، و موازی باد غالب تشکیل می‌شوند. در واقع برف از لحاظ فیزیکی شبیه ماسه عمل می‌کند.

 

ج) نسیم: برخی مناطق الگوی حرکت جریان هوایشان نوسان بیشتری نسبت به جاهای دیگر دارد. مثلاً مردم کنار ساحل یا نسیم دریا مأنوس‌اند. معمولاً بعدازظهرها نسیم مداومی از طرف دریا می‌وزد. در شب هم معمولاً جهت نسیم برعکس می‌شود و از خشکی به سمت دریا می‌وزد. نسیم مشابهی در دره‌ها و کوه‌ها می‌وزد: در روز نسیمی از دره به سمت بالای کوه وزیدن می‌گیرد؛ و در شب برعکس، نسیم از بالا به سمت دره می‌وزد. اگر -مثلاً به کمک نقشه- بدانیم که دریا یا کوه (یا ساحل یا دره) در کدام جهت‌مان است، می‌توانیم جهت‌های اصلی را بیابیم.

 

د) هوای گرم و سرد: در نیم‌کرهٔ شمالی زمین هوایی که از شمال می‌آید معمولاً سردتر از هوایی است که از جنوب می‌آید(بادهای شمالی از بادهای جنوبی سردتر است).

 

هـ) سایر موارد:

اگر گمان می‌کنید که بادی که در لحظه می‌وزد باد غالب منطقه است، می‌توانید به درختان در مسیر باد نگاه کنید. با نگاه به نوک درختان می‌توانید جهت باد را بفهمید.

می‌توانید به تغییر جهت ابرها دقت کنید؛ به‌ویژه ابرهای بلندی که توسط بادهای غالب آورده می‌شوند.

در روی دریا و اقیانوس‌ها بادهای غالب دارای ویژگی‌ها و ابرهای خاص خود هستند.

 

6- جهت‌یابی به کمک رودخانه‌ها:

بسیاری از رودها و نهرها در نیم‌کرهٔ شمالی زمین رو به جنوب سرازیرند، یعنی رو به استوا. این روند عمومی رودهاست، ولی همیشه درست نیست. مثلاً رود نیل -که تماماً در نیم‌کرهٔ شمالی است- به سوی شمال جریان دارد و به مدیترانه می‌ریزد.

 

 

 

7- جهت‌یابی به کمک حیوانات و حشرات:

مورچه‌ها خاکِ لانهٔ خود را به سمت جنوب یا شرق می‌ریزند. مورچه‌ها چنین می‌کنند تا در هنگام روز خاکریز‌شان به عنوان سایه‌بانی برایشان عمل کند، تا راحت‌تر کار خود را انجام دهند.

مورچه‌ها خانه‌های خود(مورتپه‌ها) را بر روی شیب‌های جنوب شرقی می‌سازند؛ زیرا خورشید در پاییز و زمستان بیشتر به این قسمت‌ها می‌تابد. آن‌ها مورتپه‌های خود را نزدیک درختان و صخره‌های جنوبی و جنوب شرقی بنا می‌کنند.

اگر شما در کنار برکه یا دریاچه‌ای باشید که پرندگان، ماهیان یا دوزیستان در حال تولیدمثل هستند، در نظر داشته باشید که آن‌ها معمولاً ترجیح می‌دهند در سمت غربی زاد و ولد (تولیدمثل و پرورش) نمایند.

دارکوب(شانه‌به‌سر) معمولاً حفره‌هایش را در سمت شرقی درخت حفر می‌کند.

سنجاب‌ها هم معمولاً در سوراخ‌های سمت شرقیِ درختان خانه و لانه می‌گزینند.

 

8- جهت‌یابی به کمک خانه‌های شهری:

امروزه معمولاً خانه‌ها را به موازات شمال -جنوب یا شرق-غرب می‌سازند؛ یعنی نسبت به جهت‌های اصلی مورب نمی‌سازند. این می‌تواند در تنظیم صحیح جهت‌ها و تصحیح روش‌های تقریبی بالا کمک‌کار باشد. باید توجه کرد که در بسیاری موارد این اصل رعایت نشده است.

روش دقیق‌ آن چنین است: به سایت‌هایی مانند گوگل اِرس(Google Earth) یا کتاب اول(برای تهرانی‌ها) بروید و خانه یا خیابان خود را بیابید. در این سایت‌ها جهت‌های جغرافیایی مشخص شده است(معمولاً شمال سمت بالاست). اگر خانه یا خیابان‌تان دقیقاً مطابق جهت‌های جغرافیایی (موازی با لبهٔ صفحه) باشد، می‌توانید به راحتی 4 جهت اصلی را بیابید، که در جهت دیوارهای خانه‌اند (با این فرض که خانه مستطیلی است). اگر خانه یا خیابان‌تان نسبت به جهت‌های جغرافیایی زاویه دارد، می‌توانید تنظیم مقتضی را انجام دهید.

همچنین می‌توانید به نقشه‌های [چاپی] شهرتان نگاه کنید و ببینید که آیا خیابان‌تان جهت شمالی-جنوبی یا شرقی-غربی دارد، یا نسبت به جهت‌های جغرافیایی انحراف دارد.


يافتن شمال جغرافيايی در روز و شب

يافتن شمال جغرافيايی در روز و شب -

جستجوی شمال جغرافيايی ، اگر چه فعاليتی ساده است اما نياز به تمرين دارد و حداقل يک بار بايد هر يک از راههای يافتن شمال جغرافيايی را به تنهايی انجام داد. برای سهولت آشنايی با راههای جستجو ؛ آنها را به دو دسته کلی تقسيم می کنيم .

يافتن شمال جغرافيايی در روز

در روز با استفاده از قطب نما به سادگی می توان شمال مغناطيسی را يافت و با انجام اصلاحات لازم آن را به شمال جغرافيايی تبديل نمود. برای اين منظور کافيست يک قطب نما در مقابل خود نگه داريد و متناسب با حرکت عقربه آن ؛ آن قدر جابجا شويد تا صورتتان در جهت نوک عقربه قرار کيرد در اين حالت شما رو به شمال ايستاده ايد .

معمولا عقربه قطب نما ها يا با حروف انگليسی مشخص شدده اند ويا با رنگ آبی و قرمز .که رنگ قرمز قطب شمال و رنگ آبی قطب جنوب را نشان می دهد.

در روز همچنين می توان با استفاده از يک ساعت عقربه دار ؛ جهت شمال جغرافيايی را پيد ا کرد. اگر طور ی ساعت عقربه دار را به حالت افقی در مقابل روی خود قرار دهيد که نوک عقربه ساعت شمار به سمتی باشد که خورشيد قرار گرفته است، خطی که نيمساز زاويه بين عقربه ساعت شمار و عدد ١٢ ساعت را می سازد ؛ جهت جنوب را نشان می دهد. و امتداد آن جهت شمال را .البته بايد اضافه کرد که اين امر در روزهای ابری کار چندان ساده اینيست.

به طور ساده اگر به هنگام طلوع خورشيد طوری بايستيم که دست راستمان به سمت  خورشيد باشد، به طور طبيعی دست چپ مان به سمت غرب ؛ روبروی مان شمال و پشت سرمان جنوب خواهد بود.

يکی ديگر از روشهای يافتن شمال در روز استفاده از سايه اجسام است. برای اين منظور کافی است ميله ای را در زمين همواری فرو کنيم . و در ساعت مختلف روز محل نوک سايه ميله را روی زمين علامت بزنيم .دو نقطه اول و آخر اين علائم را به وسيله کمانی به هم متصل کنيم.

نيمساز زاويه ای که راس آن پای ميله و زوايای آن دو خط از پای ميله تا دو نقطه بر روی کمان مذکور است؛جهت شمال را نشان می دهد.اين نيمساز ، منطبق بر کوتاه ترين سايه است.

ريشه درختان به طور نامحسوسی به سمت شمال جغرافيايی تمايل دارد . در نيم کره شمالی سمت شمال درختان در جنگل های مناطق مرطوب،بوسيله خزه پوشيده شده است ويا حداقل رطوبت آن از بخش جنوبی بيشتر است.

محراب مساجد و جهت قبور مسلمين نيز از راه های ديگری است که می توان بر اساس آن در طول روز جهت شمال جغرافيايی را پيدا کرد.

يا فتن شمال جغرافيايی در شب

در شب نيز می توان به دو روش جهت جغرافيايی را يافت . يکی با استفاده از اهله ماه و ديگری استفاده از ستاره قطبی است. در طول يک ماه قمری ماه اشکال متفاوتی را به نمايش می گذارد. کافی است که بدانيم در چندمين شب ماه قمری هستيم. در نيمه او ماه قمری تحدب ماه به سمت غرب است و بالعکس در نيمه دوم ماه تحدب به سمت مشرق قرار می گيرد . در نيمه ماه هم که قرص ماه کامل است جهت حرکت ماه که از مشرق به مغرب می باشد راهگشاست.

البته با توجه به تاخير طلوع ماه که هر شب ٥٠ دقيقه نسبت به شب قبل خود دارد ، رويت ماه در اوايل شب به معنای نيمه اول ماه قمری خواهد بود. ستاره قطبی نيز که علامتی تقريبا ثابت است جهت نمای شب می باشد . چنانچه دو ستاره انتهايی دب اکبر را ٥ برابرهمان فاصله بين دو ستاره، امتداد دهيم به ستاره جدی يا ستاره قطبی می رسيم که جهت شمال را با اندکی اختلاف نشان می دهد.


چگونه ارزان سفر کنيم؟

  

عکس های چادرهای مسافرتی جالب

 

عکس های چادرهای مسافرتی جالب

 

 

 

عکس های چادرهای مسافرتی جالب

 

عکس های چادرهای مسافرتی جالب

 

 

  وقتي حرف از سفر به ميان مي‌آيد افراد واکنش‌هاي مختلفي به آن نشان مي‌دهند، برخي به مقصد سفر فکر مي‌کنند، برخي ديگر به هزينه سفر و برخي به هر 2 آن. جدا از قشر خاصي از جامعه که دستشان حسابي به دهانشان مي‌رسد و از صرف هزينه مالي براي خوشگذراني هيچ ابايي ندارند، بسياري از افرادي که در قشر متوسط جامعه قرار مي‌گيرند سفر را در مقاصد دور مي‌بينند و با اين تصور پيش از آنکه مقصد سفر خود را انتخاب کنند به ناگاه با يک حساب سرانگشتي هزينه‌هاي جاري در طول سفر از پول بنزين، محل اقامت و خورد و خوراک گرفته تا سوغات و ساير هزينه‌هاي پيش‌بيني نشده را جمع و تفريق کرده و پس از آن با گفتن اين جمله که «ديگه کي مي‌تونه مسافرت بره!»، فکر سفر را از ذهن خود پاک کرده و ماندن در خانه را به بيرون رفتن از آن ترجيح مي‌دهند. اين در حالي است که با اندکي مديريت هزينه که برخي راهکارهاي آن در ادامه مورد اشاره قرار مي‌گيرد همه افراد و خانواده‌ها مي‌توانند سفري ارزان را تجربه کنند.

1- مهمترين معيار براي انتخاب مقصد سفر طول مسير است. بسياري از افراد سفر را در انتخاب مقاصد دور و صرف پول بيشتر مي‌دانند، اين در حالي است که سفر با هدف بهبود در روحيه و کسب تجارب جذاب و جديد انجام مي‌شود و بعد مسافت تاثيري در روحيه بخشي و نوع تجارب اکتسابي در طول سفر ندارد؛ پس الزاما نبايد مقاصد طولاني را براي سفر انتخاب کنيد، چراکه علاوه بر خستگي هزينه‌هاي زيادي را به شما تحميل مي‌کند.

2- چنانچه براي آسايش بيشتر سفر با وسيله نقليه شخصي را ترجيح مي‌دهيد در صورتي که جيبتان صاف و ساده است بهتر است مقاصد کوتاه را براي سفر انتخاب کنيد و اگر هواي سفر به مناطق دورتر را داريد بايد به فکر انتخاب وسيله نقليه عمومي نيز باشيد؛ پس مي‌توان نتيجه گرفت انتخاب مقاصد کوتاه مي‌تواند به عنوان راهکاري مهم براي کاهش هزينه‌هاي سفر شما انتخاب شود.

3- انجام سفرهاي يک‌روزه نيز راهکار ديگري براي کاهش هزينه‌هاي سفر است که اين نوع سفرها را مي‌توانيد در داخل استان محل سکونت خود و يا استان‌هاي همجوار انجام دهيد و با حذف هزينه اقامت هزينه سفر خود را مديريت کنيد. اگر کمي در مورد استان محل سکونت خود مطالعه داشته باشيد متوجه خواهيد شد در استان شما نيز منابع گردشگري بسياري وجود دارد که تاکنون از آنها بي‌اطلاع بوده‌ايد و يا از وجود آنها آگاهي داشته‌ايد اما تمايلي براي بازديد از خود نشان نداده‌ايد. بنابراين انتخاب استان خود به عنوان مقصد سفر به مديريت هزينه شما کمک مي کند.

4- اگر قصد يک شب اقامت در مقصد را داريد مي‌توانيد اتاقي را براي يک شب در هتلي ساده و يا اماکن اقامتي خصوصي استيجاري رزرو کنيد. به طور معمول هدف از سفرهاي يک روزه دور شدن از فضاي زندگي روزمره است، بنابراين مي‌توانيد تنها يک يا 2 مورد از ديدني‌هاي مقصد سفر خود را انتخاب کرده و تصور بازديد از بيشتر ديدني‌هاي مقصد سفر را که ممکن است براي شما خستگي به دنبال داشته باشد از ذهن خود خارج کنيد.

5- اگر حوصله محيط‌هاي شلوغ را داريد مي‌توانيد سفر را به صورت گروهي انجام دهيد. در سفرهاي گروهي که با برنامه‌ريزي مشترک انجام مي‌شود مي‌توانيد از اتوبوس و يا ميني‌بوس کرايه‌اي استفاده کنيد؛ از اين طريق علاوه بر کاهش هزينه سفر در مصرف سوخت و هزينه آن صرفه‌جويي مي‌کنيد.

6- سفر با تور نسبت به سفرهاي شخصي به مراتب ارزان‌تر، بهتر و با کيفيت‌تر است. با اين وجود بيشتر افراد تصور مي‌کنند رفتن با تور به معناي پرداخت هزينه‌اي سنگين است. در حالي که استفاده از تور براي سفر نه تنها باعث پرداخت هزينه کمتر مي‌شود، بلکه از نظر کيفيت به مراتب بهتر از سفرهاي شخصي است. سفر با تور خريد يک مجموعه از خدمات از هزينه رفت و برگشت تا محل اقامت، صبحانه، ناهار و شام است که چون به شکل عمده توسط آژانس خريداري مي‌شود، تا 40 درصد ارزان‌تر از سفرهاي شخصي براي مسافر تمام مي‌شود، علاوه براين از ايمني بيشتري برخوردار است.

7- چنانچه با وسيه نقليه شخصي سفر مي‌کنيد بهتر است پيش از سفر در مورد مسير سفر و مکان‌هايي که قصد بازديد از آنها را داريد اطلاعات لازم را جمع کنيد؛ با اين روش در طول سفر نسبت به انتخاب مقصد و مکان قرارگيري جاذبه‌هاي گردشگري دچار سردرگمي نمي‌شويد و اين خود گامي ديگر در راستاي بهينه‌سازي مصرف سوخت و کاهش هزينه سفر است. همچنين آگاهي از نوع تجاربي که ممکن است در طول سفر کسب کنيد نيز به انتخاب نوع مقصد سفر کمک مي‌کند و از اين طريق حسرت هزينه‌هاي صرف شده در طول سفر را نخواهيد خورد.

8- پيش از سفر ليست کاملي از وسايل مورد نياز را تهيه کنيد، از چادر مسافرتي گرفته تا لوازم بهداشتي همچون صابون، شامپو، خميردندان و حتي دارو؛ استفاده از محصولاتي که در منزل است مانع از اين مي‌شود که شما در طول سفر هزينه‌اي را بابت تهيه هريک موارد مورد اشاره صرف کنيد و به اين ترتيب بازهم موفق شده‌ايد در هزينه‌هاي خود صرفه‌جويي کنيد.

9- برنامه آشپزي را پيش از سفر تدارک ببينيد. طبيعتا اگر امکان طبخ غذا در مقصد سفر و يا طول مسير براي شما فراهم باشد پس پختن غذا بهتر از خوردن آن در رستوران است، چراکه غذايي که توسط خود شما پخته شود علاوه بر اينکه سالم‌تر است، هزينه کمتري را به شما تحميل مي‌کند. آگاهي از اينکه در سفر و با توجه به منطقه‌اي که به آن سفر مي‌کنيد ممکن است هوس خوردن چه نوع غذاهايي را داشته باشيد بسيار مهم است؛ چراکه در اين صورت مي‌توانيد مواد غذايي لازم را در مقدار مورد نياز از منزل بياوريد، از اين طريق ديگر نيازي به تهيه مواد غذايي نخواهيد داشت و با اين روش باز هم توانسته‌ايد هزينه سفر خود را مديريت کنيد. بسياري از افراد مايل‌اند در طول مسير، بساط پختن کباب و جوجه کباب برپا کنند تا غذاي سالم، مطبوع و با کيفيتي خورده باشند که در اين مورد بهتر است گوشت و مرغ را از منزل و در ظرف يخ گذاشته و دقت کنند در طول راه و قبل از کباب کردن، کاملا سرد نگهداري شود.

10- تنقلات جز جدانشدني سفر است، به طوري‌که تمامي افراد از مصرف تنقلات در طول سفر لذت مي‌برند؛ اين در حالي است که زياده‌روي در مصرف تنقلات که در اشکال مختلف قابل تعريف است علاوه بر هزينه بالا سلامت افراد به خصوص کودکان را در سفر به خطر مي‌اندازد. تمايل به مصرف سوسيس و کالباس در طول سفر به عنوان ميان وعده و يا غذاي اصلي در ميان بسياري از خانواده‌ها ديده مي‌شود، قيمت سوسيس و کالبس درجه عالي و با کيفيت نيز بالا است که مصرف حتي يک وعده آن در کنار ساير مخلفات همچون خيارشور، چيپس، سس، نوشابه و ... نيز هزينه‌بر است. از سوي ديگر احتمال فسادپذيري کالباس و سوسيس زياد است،‌ بنابراين مصرف اين گونه غذاهاي آماده براي سفر توصيه نمي‌شود؛ چراکه در صورت مسموميت هزينه درمان در سفر نيز به ساير هزينه‌ها اضافه خواهد شد.

در اينجا تنها نکاتي کلي در مورد چگونگي برنامه‌ريزي سفر در راستاي ارزان‌سازي و کاهش هزينه‌هاي آن ارائه شد. بي‌ترديد نکات زيادي وجود دارد که به کاهش هزينه‌هاي شما در طول سفر کمک مي‌کند که با اندکي تامل مي‌توانيد به آنها دست پيدا کنيد و گامي بزرگ در راستاي ارزان‌‌سازي سفر خود برداريد.


معمولا اولين سفر با کوچولوها جالب و در عين حال نگران‌کننده است. والدين جوان معمولا تجربه سفر با يک نوزاد، شيرخوار يا کودک را نداشته‌اند و در مورد نحوه آغاز سفر، مکان سفر و چگونگي مراقبت از فرزندشان سوالاتي پیش می اید مهمترین مواردی که باید درسفر باید توجه نمود:

1- چمدان‌ها را ببنديد!

به اندازه کافي بايد براي فرزندتان لباس برداريد زيرا کوچولوها زياد لباس کثيف مي‌کنند و اگر به اندازه لباس برنداريد مرتبا مجبوريد طي سفر لباس‌هاي او را بشوييد و خشک کنيد -ترجيحا لباس‌هايي که برمي‌داريد نخي باشند. لباس‌هايي که راحت شسته شوند، لک نگيرند و نيازي به اتو نداشته باشند. لباس گرم را فراموش نکنيد چون ممکن است شب‌هنگام هوا سرد شود.

 اگر هوا گرم است و کوچولوي شما دختر، باز هم دنبال تي‌شرت‌هاي آستين کوتاه يا بندي نباشيد زيرا آفتاب مي‌تواند دست‌ها و سرشانه‌هاي او را بسوزاند.

 لباس‌هاي خنک ولي آستين‌دار برداريد و براي اينکه عکس‌هاي زيبايي داشته باشيد لباس‌هايي را انتخاب کنيد که با هر لباس ديگري بيايد تا اگر مثلا دامن يا شلوار کوچولوي شما کثيف شد، بتوانيد به سرعت آن را عوض کنيد و نيازي به تعويض تمام لباس‌ها نباشد. داخل چمدان فرزندتان يک پتو و بالش کوچک و تمام داروهاي مورد نياز او را هم بگذاريد. کلاه لبه‌دار اگر تابستان است و کلاه پشمي اگر هنوز هوا خنک است، عينک آفتابي، کرم ضدآفتاب، پوشک، کرم سوختگي، کرم مرطوب‌کننده و کفش‌هاي او را هم از قلم نيندازيد.


ادامه مطلب

تعداد صفحات : 105


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران