تاریخچه

تاریخچه پاریس



پاریزی‌ها قوم و قبیله‌ای از تیره‌ی سلت‌ها بودند که ٢٥٠ سال قبل از میلاد مسیح، آمدند در جایی ساکن شدند که ما امروز به اسم پاریس می‌شناسیمش. این قوم بیشتر اهل قایق‌رانی و تجارت بودند و چون سررشته‌ی زیادی از امور جنگی نداشتند، وقتی رمی‌ها در سال ٥٢ قبل از میلاد به‌شان حمله کردند، مجبور شدند شهر را تسلیم کنند. رمی‌ها در پاریس زیاد بیکار ننشستند: هم اسم شهر را عوض کردند و گذاشتند لوتشیا، که حتماً کار سخت و وقت‌گیری بوده، هم یک عالمه کاخ و حمام و معبد و تئاتر و آمفی‌تئاتر آن‌جا ساختند. بعدها که ژرمن‌ها این قوم را به زور از پاریس بیرون کردند -چون لابد با زبان خوش بیرون نمی‌رفتند- شهر برای مدت کوتاهی از رونق افتاد، اما زیاد طول نکشید که اوضاع مثل سابق شد، حتی اسمش را هم دوباره گذاشتند پاریس.

در سده‌ی ششم میلادی، بعد از مرگ شاه کلوویس، امپراتوری فرانک‌ها اوضاع بدی پیدا کرد، به طوری که کلاً از هم پاشید و کشور تبدیل شد به چندتا ایالت خودمختار. البته پاریس این وسط چندان ضرر نکرد و پایتخت یکی از این ایالت‌ها شد و پایتخت هم باقی ماند، تا وقتی که در سال ٩٨٧ میلادی، یک آقایی به اسم هوگو کاپه پادشاه فرانسه شد و پاریس را هم کرد پایتخت کشور. تا قرن سیزدهم اتفاق خیلی مهمی در تاریخ پاریس نیفتاد، جز این که چند تا دانشگاه و موسسه‌ی اکادمیک تویش راه انداختند و تجارتشان را هم رونق دادند.

سده‌ی سیزدهم میلادی، برای پاریس سده‌ی خوبی نبود. آن موقع انگلستان و فرانسه درگیر جنگی بودند که بعد از تمام شدن، اسمش را گذاشتند جنگ‌های صد ساله، هر چند که لابد شمردن بلد نبودند، چون این جنگ درست صد و شانزده سال طول کشید. دیگر خودتان حساب کنید اوضاع آن موقع چه‌طور بوده؛ پاریس حتی عنوان پایتختی‌اش را هم واگذار کرد. تا وقتی که شارل هفتم در سال ١٤٣٧ پادشاه شد و دوباره پاریس را کرد پایتخت.

اتفاق مهمی بعدی، انقلاب فرانسه بود. فرانسوی‌ها با این خیال انقلاب کرده بودند که اوضاعشان بهتر بشود، اما طولی نکشید که گیر ناپلئون بناپارت افتادند که خیال داشت کل اروپا را تصرف کند و خودش هم این کار نمی‌کرد، بلکه مردم را می‌فرستاد بجنگند. آن موقع را می‌گفتند عصر طلایی اروپا. اوضاع پاریس هم کم کم سر و سامان گرفت. ناپلئون سوم که آمد، دستی هم به سر و روی شهر کشید: راه‌آهن راه انداخت و داد بارون هاوسمن، خیابان‌ها را عریض کند و وضع بهداشت را هم سر و سامان بدهد. بعدش وبا همه‌گیر شد و بیست هزار نفر از مردم پاریس از دنیا رفتند.
سرتان را با شرح جنگ‌های بعدی درد نمی‌آوریم، فرانسه با پروس جنگید و بعد هم جنگ جهانی اول شروع شد و پاریس لطمه‌های زیادی دید، اما بعد معروف شد به پایتخت فرهنگی دنیا و هنرمندان زیادی تحویل جامعه داد. خوشبختانه وقتی که آلمانی‌ها طی جنگ جهانی دوم شهر را اشغال کردند، خیلی به آن آسیب نرساندند. بعد از جنگ هم شهر گسترش بیشتری پیدا کرد و اوضاع حمل و نقلش هم سر و سامان گرفت.
امروز پاریس یکی از دیدنی‌ترین شهرهای توریستی دنیا به شمار می‌رود.

 
پارک‌ها و باغ وحش‌ها و فضاهای طبیعی

پارک‌ها و باغ وحش‌ها و فضاهای طبیعی پوکت



جزیره‌ی فی‌فی
این جزیره یکی از زیباترین جزیره‌های گرمسیری در دنیا، و یکی از اصلی‌ترین جاذبه‌های گردشگری کشور تایلند است. جزیره‌ی فی‌فی در چهل و هشت کیلومتری پوکت قرار گرفته و قایق‌های مختلفی هر روز در این مسیر در حال رفت و آمدند. سواحل مرجانی مناسب غواصی، غارهای مرموز و هیجان‌انگیز و طبیعت بی‌نظیر، برنامه‌های گردش با قایق پارویی و صخره‌نوردی از جمله جذابیت‌های این جزیره‌ی زیبا هستند.

سواحل
سواحل غربی پوکت با ٨١٠ كیلومتر مربع مساحت، مجموعه‌ای از سواحل پاتونگ، كارون و كاتا است. بیشتر این مناطق تحت تاثیر سونامی قرار گرفته‌اند، اما با این حال هنوز هم سواحل شنی بی‌نظیری دارند.
در جنوبی‌ترین قسمت جزیره، ساحل هات نائی هان قرار دارد كه خیلی خلوت و آرام است. اگر به سمت شرق بروید، هات راوائی بهترین ساحلی است كه می‌توانید با قایق‌های آن‌جا چرخی اطراف بزنید.
در جزایر غربی نیز می‌توانید به سراغ لائم سینگ بروید، این ساحل در شمال پاتونگ قرار گرفته است و قطعاً قطعه‌ای از بهشت است كه در زمین جا مانده است. در سواحل شمال غربی نیز هات مائی خائو قسمتی از پارك دریایی ملی سیرینات است.

غواصی
با این‌كه مكان‌های بسیار زیادی برای غواصی در تایلند وجود دارد، اما پوكت بهترین آن‌هاست. این جزیره از قدیم مركز ورزش‌های آبی و فعالیت‌های غواصی در تایلند و یكی از ١٠ مكان اصلی غواصی در دنیا است. شمال جزیره سواحل خوب و مناسبی برای غواصی دارد و در سواحل غربی هم می‌شود این کار را امتحان کرد.
بین دماغه‌های صخره‌ای بین سواحل، با وسائل و تجهیزات غواصی می‌شود به قسمت‌های عمیق‌تر آب رفت وزیبایی‌های داخل آب را بهتر و بیشتر دید.
از دیگر تفریحات در پوکت می‌توان به قایق‌سواری در آب‌های خروشان، فیل‌سواری، گردش در باغ پروانه‌ها، دوچرخه‌سواری در کوهستان، موزه‌ی صدف و بانجی‌جامپینگ اشاره کرد.

 

 بلغارستان

پایتخت: صوفیا( صوفیه)
 زبان رسمی: بلغاری ( رسمی 89%) ، ترکی ( 11%)
نوع حکومت: جمهوری
 واحد پول: لو(lev)
مذهب: ارتودکس (80%) ، اسلام سنی (8%) ...

دیدنیهای بلغارستان

امید طول عمر: 72/6 سال
 رشد سالانه جمعیت: 0.92( july 2004 est)درصد

جمعیت: 7,517,973 نفر(july 2004 est)

ادامه مطلب

اطلاعاتی از شهر تاریخی نسبار در بلغارستان   

شهر تاریخی نسبار در بلغارستان بناهایی را مانند ارگ شهری، معبد آپولو، میدان عمومی، استحکامات شهری و خانه‌های چوبی در خود جا داده است.
 به گزارش ایسنا، شهر باستانی نسبار (Nessebar) در استان بورگاس (Burgas) کشور بلغارستان روی شبه‌جزیره‌ای سنگی در دریای سیاه واقع شده است...

اطلاعاتی از شهر تاریخی نسبار در بلغارستان

این شهر تاریخی سه‌هزار سال قدمت دارد و توسط تراسیان‌ها (Thracian) بنیان گذاشته شده است و در قرن ششم پیش از میلاد مسیح (ع)، مردمی که از یونان به منطقه مهاجرت کرده بودند، در این شهر ساکن شدند.


آنچه اکنون از این شهر تاریخی باقی مانده است، ساختمان‌هایی‌اند که به دوران یونان یا هلنستیک (Hellenstic) تعلق دارند. این بناهای تاریخی شامل ارگ شهر، معبد آپولو (Apollo)، میدان عمومی و استحکام‌های دوران تراسیان‌ها هستند.


همچنین در شهر نسبار، قلعه‌ای وجود دارد که در زمان حکومت بیزانس (امپراطوری رم شرقی) بر این منطقه احداث شده است.


این شهر تاریخی در زمان حاکمیت امپراطوری رم شرقی بر سواحل دریای سیاه، مهم‌ترین شهر بندری این منطقه محسوب می‌شده است. در این شهر تاریخی خانه‌های چوبی نیز وجود دارند که در قرن نوزدهم میلادی احداث شده و هر کدام از آن‌های نمونه‌ای ارزشمند از هنری معماری قرن 19 میلادی در این منطقه‌اند.


یونسکو به‌دلیل خصوصیات ویژه‌ی این شهر تاریخی و تنوع آثار موجود در آن، در سال 1983 شهر نسبار را در فهرست میراث جهانی به ثبت



 بلژیک

پادشاهی بلژیک کشوری است در غرب اروپا. پایتخت آن بروکسل است. بلژیک در شمال با هلند، در شرق با آلمان، در جنوب شرقی با لوکزامبورگ، در جنوب با فرانسه و از شمال غربی با دریای شمال مجاور است...

ادامه مطلب

بلاروس

بلاروس ( بلاروسی: Беларусь ،الفبای لاسینکا: Belaruś ؛ الگو:زبان روسی ، نام قدیمی تر: Белору́ссия تلفظ: بـِلُروسّییا) یک سرزمین دور از دریا در اروپای خاوری است، که با کشورهای روسیه، اوکراین، لهستان، لیتوانی، و لتونی هم مرز می‌باشد. پایتخت آن شهر مینسک است، و شهرهای مهم دیگر آن برست، برست، گرودنو، گومل، موگلیف و ویتبسک هستند...

در بیشتر دوران تاریخ، این ناحیه که هم اکنون تحت عنوان بلاروس شناخته می‌شود،

ادامه مطلب

 

ایسلند وآتشفشانهایش

پایتخت: ریکیاویک
 زبان رسمی: ایسلندی (رسمی)
نوع حکومت: جمهوری
 واحد پول: کرون ایسلند
مذهب: لوتری انجیل گرا ...

ایسلند وآتشفشانهایش

امید طول عمر: 77/1 سال
 رشد سالانه جمعیت: 0.97% درصد (July 2004 est)
جمعیت: 293,966 نفر (July 2004 est)

جغرافیای کشور ایسلند
قسمت عمده ایسلند چشم انداز آتش فشانی دارد آب چشمه‌های آبگرم، آبفشانها و حدود 200 آتش فشان که برخی فعال‌اند. بیشتر این کشور را دشتهای مسطح و بی درخت با خاک منجمد تشکیل می‌دهد. نواحی شمالی و مرکزی پوشیده از میدانهای یخی است.  رودهای مهم کیورسا، اسکیائول واندا، فلیوت.  بلندترین نقطه: قله هوانادالشنوکور، 2119 متر.  آب و هوا:‌آب و هوای خنک و معتدل ایسلند به خاطر وجود جریان خلیج (گلف استریم ) است که این کشور را از اغلب نقاط دیگر در امتداد همین عرض جغرافیایی ملایم تر می‌سازد.

شهرهای مهم: کوپاووگور،آکوریری،کفلاویک ،هافنار فیوردهور
مساحت: 103,001کیلومتر مربع
خط ساحلی: 4988 کیلومتر
مختصات جغرافیایی: 65 درجه شمالی و 18 درجه غربی

حکومت
آلتینگ (پارلمان )63 نفره برای دوره‌ای چهار ساله تحت نظام تعینی تعداد نمایندگان به نسبت جمعیت هر مطنقه با رأی تمامی افراد بالغ انتخاب می‌گردد. این پارلمان 20 تن از اعضایش را برای اشغال کرسیهای مجلس سنا انتخاب می‌کند و 43 نفر باقیمانده در مجلس نمایندگان تشکیل جلسه می‌دهند. رئیس جمهور – که همچنین برای دوره‌ای چهار ساله مستقیما انتخاب می‌شود – نخست وزیر و کابینه‌ای انتصاب می‌کند که به آلتینگ پاسخگو هستند.  احزاب مهم سیاسی عبارتند از : • حزب استقلال (محافظه کار) • حزب ترقیخواه • اتحاد خلق ـ(سوسیالیست) • حزب سوسیال دموکرات • اتحاد زنان.

عضویت: : سازمان ملل متحد، پیمان آتلانتیک شمالی، اتحادیه بازرگانی آزاد اروپا. شورای اروپا، کنفرانس امنیت و همکاری در اروپا، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه.

تاریخ معاصر
ملی گرایی ایسلندی در قرن نوزدهم رشد کرد، و در 1918 این کشور از دانمارک مستقل شد. با این حال، دو کشور به واسطه پادشاهی مشترکشان به هم پیوسته بودند. در جنگ جهانی دوم پیوند دانمارکی گسسته شد و در 1944 جمهوری اعلام شد. در دهه های 1950 و 1970 ، اختلاف درباره حق ماهیگیری در آبهای ساحلی ایسلند منجر به درگیریی با نیروی دریایی بریتانیا گشت.

دفاع
کل نیروهای مسلح: به غیر از نیروی دفاع ساحلی نیروی مسلحی وجود ندارد.

آموزش
میزان با سوادی: 100% سنین تحصیل اجباری: 7 تا 16 سال. تعداد دانشگاه : 1

اقتصاد
صنعت ماهیگیری قسمت عمده صادرات ایسلند را تأمین می‌کند. نیروی هیدروالکتریک در صنایع ذوب آلومینیوم استفاده می‌شود، در حالی که نیروی حرارتی زمین گرمخانه ‌های وسیعی را گرم می‌کند. وسعت کافی مراتع، این کشور را از تولیدات گوشتی و لبنیات خودکفا می‌سازد. مشکلات اقتصادی شامل تورم زیاد و وابستگی بیش از حد به یک صنعت می‌باشد

 

کشور آلبانی

آلبانی Republic of Albania

پرچم جمهوری آلبانی

albani-parcham

 
نقشه سیاسی جمهوری آلبانی
 

albani-naghsheh



مشخصات آماری جمهوری آلبانی

نام رسمی جمهوری آلبانی Republic of Albania
عضو سازمان ملل متحد،کنفرانس امنیت و همکاری در اروپا
مساحت 287480 کیلومتر مربع
خط ساحلی 362 کیلومتر
مختصات جغرافیایی 41 درجه شمالی و 20 درجه شرقی
جمعیت 3544808 نفر
پایتخت تیرانا
شهرهای عمده دوراس، الباسان، اشکودار، والوار
زبان آلبانیایی
مذهب اسلام ، مسیحیت
امید طول عمر 1/72 سال
واحد پول لک
سرود ملی جمهوری آلبانی


حکومت

رئیس جمهور و 140 عضو مجمع تحت نظام تعیین تعداد نمایندگان به نسبت جمعیت هر منطقه با رأی تمامی افراد بالغ برای چهار سال انتخاب میشوند.
مجمع نخست وزیر و شورای وزیران را انتخاب میکند.

 

جغرافی

شهر پرات معروف به شهر هزار پنجره


آلبانی کشوری در جنوب شرقی قاره اروپا است. پایتخت آن تیرانا است. سرزمین آلبانی در سده‌های پیش از میلاد بخشی از سرزمین پهناوری به نام ایلیریا بوده‌است که نام آن برگرفته از نام تیره ایلیری از تیره‌های هندواروپایی است که به سامان‌های شرق شبه‌جزیره بالکان کوچ کرده بودند.

نام بومی این کشور در خود زبان آلبانیایی‌ها، اِشچیپِری (Shqipëria) است ولی بصورت فرامرزی (بین‌المللی) این کشور با نام آلبانی شناخته شده‌است. واژه آلبانی احتمالاً از زمان پیش از دوره کلت‌ها بجا مانده و به معنی سرزمین تپه‌هاست. ریشه آلب در این نام با واژه آلپ (کوهستان آلپ) همریشه‌است. نظر دیگری نیز هست که این نام را با واژه هندواروپایی آلب به همعنای سپید همریشه می‌داند. نام آلبانی در زبان عربی بگونه ارناووط درآمده و در ترکی این واژه معرب ، شکل آرناؤود بخود گرفته و ترکیه‌ای‌ها آلبانی را با این نام می‌نامند


آلبانی در ساحل دریای آدریاتیک وهقع شده و به جز یک حاشیه پست در کناره دریا ،بقیه خاک این کشور،کوهستانی و غیر قابل کشت میباشد.در نواحی پست ساحلی بیشتر کشاورزی کشور انجام میشود. سلسله کوهها بخش اعظم مسات آلبامی را در بر دارند.
رودهای مهم:سمانی،درینی ویوسا.
بلندترین نقطه: کوه کوراب با ارتفاع 2751 متر.
آب و هوا: در امتداد ساحل تابستانها داغ و خشک و زمستانها ملایم و مرطوب است. در مناطق کوهستانی تابستاتها به همان اندازه گرم ولی زمستانها بسیار سرد است.

albania02

مردم
بیشینه مردم آلبانی از تیرهَ آلبانیایی هستند و به زبان آلبانیایی سخن می‌گویند که شاخه‌ای مستقل از زبانهای هندواروپایی است. گویشوران این زبان به دو گویش توسک (Tosk) و گگ (Gheg) سخن می‌گویند . در آلبانی اقلیتهایی از نژادهای یونانی ، صرب ، مقدونیایی ، بلغار ، بوسنیایی ، ایتالیایی ، ولاش و کولی زندگی می‌کنند.


اقتصاد

اقتصاد این کشور هنوز غالباً در تملک دولت است.این کشور دارای منابع معدنی و ذخایر قابل توجه کروم ،مس،نیکل ، زغال سنگ و نفت است.اقتصاد آلبانی نیز بر اساس کشاورزی و صادرات کروم استوار است. در 1990 آلبانی به انزوای اقتصادی خود خواسته پایان داد و تقاضا ی کمک مالی، فنی و انسان دوستانه از خارج کرد.
با این حال دستخوش قحطی، مهاجرت شهروندان و از هم پاشی بیشتر زیر بنای صنعتی شده است


تاریخ معاصر

albani01_400

استقلال از امپراتوری عثمانی در 1912 اعلام شد. این کشور در جنگ جهانی اول و جنگ بالکان اشغال گشت. تشکیل دولتی با ثبات در محدوده مرزهای به رسمیت شناخته شده تا دهه 1920 به وقوع نپیوست.


آلبانی در سال های میان دو جنگ جهانی تحت سلطه احمد زوگو (1895 تا 1961) بود، وی در 1928 خود را (با عنوان زوگ اول) پادشاه خواند و از وامهای ایتالیا برای توسعه کشور بینوایش استفاده کرد و با حملة موسیلنی در 1939 از کشور گریخت.


پس از عقب نشینی نیروهای آلمانی (1944) پارتیزانها به رهبری کمونیستها قدرت را به دست آوردند. این رژیم، تحت رهبری انور خوجه (1908 تا 1985)، به نوین سازی به روش استالینی پرداخت و به ترتیب با یوگوسلاوی، شوروی و چین هم پیمان شد و سپس در 1978 خودکفایی و انزوا را در پیش گرفت. در 1990، مبارزة قدرت درون حزب حاکم کمونیست منجر به پیروزی جناح لیبرال تر به رهبری پرزیدنت آلیا شد و وی برزنامه اصلاحات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را به مورد اجرا گذاشت. در انتخابات چند حزبی که در آوریل 1991 برگذار شد حزب کمونیست اکثریت آراء را حفظ کرد ولی (تحت نام حزب سوسیالیست) در 1992 شکست خورد

اطلاعاتی در مورد پرتغال ( Portugal )

پایتخت: لیسبون
 زبان رسمی: پرتغالی (رسمی)
نوع حکومت: جمهوری
 واحد پول: یورو ...

اطلاعاتی در مورد پرتغال

مذهب: کاتولیک رومی ( نزدیک به 90%)
امید طول عمر: 73 سال
 رشد سالانه جمعیت: 0.41 درصد (July 2004 est.)
جمعیت: 10,524,145نفر (July 2004 est.)

جغرافیای کشور پرتغال
در پس جلگه ای ساحلی , در شمال رود تاگوس ناحیه مرتفعی هست که در مرکز آن سلسله کوه اصلی کشور یعنی سرا دا استرالا قرار داردو فلاتی عریض در شمال شرق ادامه فالت مسستای اسپانیاست. در جنوب رود تاگوس زمین پست پرفراز نشیبی وجود دارد . جزایر مادیرا و آزور در اقیانوس اطلس به ترتیب حدود 1000 کیلومتر و 1200 کیلومتر در سمت جنوب غربی سرزمین اصلی جای دارد.  رود های مهم: تا گوس (ریو تژو) ،‌دورو، گوادیانا،  بلندترین نقطه سرزمین اصلی قله استرلا با 1993 متر ارتفاع است .  آب و هوا:‌پرتغال آب و هوایی معتدل دارد که در شمال مرتوبط و در جنوب و نواحی دور از دریا خشک تر و گرم تر است .
شهرهای مهم: اوپورتو, آمادورا, ستوبال, کویمبرا, براگا, ویلا نووا دو گایا, بار برو, ‌فونشال
مساحت: 92,391کیلومتر مربع
خط ساحلی: 1,793 کیلومتر
مختصات جغرافیایی: 39 درجه و 30 دقیقه شمالی و 8 درجه غربی

حکومت
رئیس جمهور برای دوره‌ای پنج ساله با رای تمامی افراد بالغ انتخاب می‌شود . 250 عضو مجمع مستقیما برای چهار سال انتخاب می گردند. رئیس جمهور شخصی را به نخست وزیری انتصاب می کند که از پشتیبانی اکثریت در مجمع بر خوردار است. نخست وزیر نیز شورای وزیران (کابینه ) را انتصاب می کند، کابینه به مجمع پاسخگوست .  احزاب عمده سیاسی عبارتند از :‌ • حزب سوسیال دموکرات • ‌جزب سوسیالیست • حزب دموکرات (میانه رو متمایل به چپ) • اتحاد کمونیست  مناطق خود مختار پرتغال نام منطقه مساحت(کیلومتر مربع) مرکز آزور (آسوریش) 2,247 پانتاد لگادا مادیرا(شامل جزیره پورتو سانتو) 749 فونشال • جزایر مادیرا و آزور جکومتهای خود مختار خود را دارند .  سرزمین ماوراء البحار پرتغال • ما کائو (این سرزمین در ساحل جنوبی چین قرار دارد و در احاطه آن کشور است.) • مساحت: 17 کیلومتر مربع. • مرکز: ماکائو
عضویت: سازمان ملل متحد ، جامعه اروپا ، کنفرانس امنتیت و همکاری در اروپا، اتحادیه اروپایی غربی، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه

تاریخ معاصر
پرتغال در قرن نوزدهم غالبا دچار بی ثباتی سیاسی بود. امپراتوری پرتغال در افریقا تثبیت شد، هر چند این کشور در رقابت برای استعمار افریقا توان دست یابی به سرزمینهای بیشتر را نداشت. در 1910 نظام سلطنتی با خشونت سرنگون گشت، ولی جمهوری پرتغال نیز بی ثبات بود و در 1926 نظامیان قدرت را در دست گرفتند. از 1932 تا 1968 و تحت دیکتا توری آنتونیو سالازار (1889 تا 1970) نخست وزیر ثبات کسب شد ولی تبدیل گشت و همچنان که می کوشید جلوی جنبشهای استقلال طلب را در انگو و موزامبیک بگیرد، جنگهای پر خرج استعماری ادامه داشت. در 1974 کودتای نظامی چپ گرای وی داد که رهبران آن به مستعمرات افریقایی اساقلال دادند (1974 تا 1975 ) و در آغاز کوشیدند تا نظامی مارکسیستی بر کشور تحمیل کنند . ولی انتخابات در 1976 چپ افراطی را قاطعانه کنار زد. پرتغال انتقال از دیکتا توری به دموکراسی را به اجرا گذاشت و دولت غیر نظامی بار دیگر استقرار یافت و این کشور در عین حال,با از دست رفتن مستعمرات و عضویت در جامعه اروپا (از 1986), اتحاد نزدیکتری با دیگر ملل اروپا یافت.

دفاع
کل نیروهای مسلح: 800/61 (1991) به علاوه 500/43 شبه نظامی. خدمت نظامی: تا 18 ماه (قرار است طی 1993 تا 1994 به 4 ماه کاهش یابد.)

آموزش
میزان با سوادی:‌86% (1988). سنین تحصیل اجباری: 6 تا 15 سال. تعداد دانشگاه:15.

اقتصاد
کشاورزی و دامداری حدود 20% نیروی کار را در بر دارد، ولی به دنبال اصلاحات ارضی در دهه 1970 سرمایه گذاری کمی در این بخش انجام می‌شود و تولید نیز کاهش یافته است. کشتهای اصلی شامل گندم. ذرت، و همچنین انگور ( برای تولید شرابهای مانند پوست و مادیرا) گوجه فرنگی ، سیب زمینی و درخت چوب پنبه است .صنعت توریسم و پولی که پرتغالیهای شاغل در خارج به کشور می فرستند از منابع عمده درآمد ارز خارجی است. علی رغم پیشرفتهای چشمگیر اقتصادی اخیر – به دنبال اختلالات ایجاد شده در طی و بلافاصله بعد از انقلاب 1974- پرتغال همچنان فقیر ترین کشور اروپایی است.

جزایر بالئارس اسپانیا

 

جزایر بالئارس

جزایر بالئارس (به اسپانیایی: Islas Baleares)، مجمع‌الجزایری در غرب دریای مدیترانه و نزدیک به ساحل شرقی شبه‌جزیره بالکان است که یکی از ۱۷ بخش خودمختار اسپانیا و یکی از ۵۰ استان آن محسوب می‌شود. پایتخت این استان پالما دمایورکا و ۶۷ دهستان دارد.

این منطقه شامل جزیره‌های ماخرکا و مینرکا، ایبیسا، فرمنترا و چند جزیره کوچک دیگر است که همه از مناطق گردشگری مشهور اروپا هستند.



 کشور آلمان


جمهوری فدرال آلمان یکی از صنعتی‌ترین کشورهای پیشرو جهان است. این کشور که در قاره اروپا واقع شده از شمال با دریای شمال، دانمارک و دریای بالتیک، از شرق با لهستان و جمهوری چک، از جنوب با اتریش و سوییس و از غرب با فرانسه، بلژیک، لوکزامبورگ و هلند هم‌مرز است.[۱]

آلمان دارای نظام سیاسی جمهوری فدرال دموکراتیک پارلمانی بوده و دارای ۱۶ ایالت است. این ایالت‌ها می‌توانند در برخی مسائل مستقل عمل کنند. آلمان هنگام جنگ فرانسه و پروس در سال ۱۸۷۱ به عنوان یک ملت-دولت متحد شد. آلمان هم اکنون یکی از صنعتی‌ترین کشورهای جهان است و موتور اقتصادی حوزهٔ پولی یورو محسوب می‌شود...

جمهوری فدرال آلمان یکی از اعضای سازمان ملل متحد، ناتو، کشورهای گروه هشت و گروه پنج بوده و از بنیانگذاران اتحادیه اروپا است. این کشور پرجمعیت‌ترین و ثروتمندترین عضو اتحادیه اروپا نیز هست.
۱ تاریخ
۱.۱ نخستین ساکنان
۱.۲ رمی‌ها در سرزمین آلمان
۱.۳ دویچ‌لند
۱.۴ رایش مقدس رمی
۱.۵ رایش مقدس رمی
۱.۶ روحیهٔ پروتستانی
۱.۷ کنگرهٔ وین
۱.۸ برآمد پروس
۱.۹ آلمان قیصری
۲ جغرافیا
۲.۱ طبیعت
۳ آب و هوا
۴ نظام سیاسی
۴.۱ ایالت‌های آلمان
۴.۲ صدر اعظم و وزیران
۴.۳ رئیس جمهور
۴.۴ قوهٔ قضاییه
۴.۵ تشکلهای سیاسی
۴.۶ احزاب
۴.۷ سیاست خارجی
۴.۸ آلمان و ایران
۵ اقتصاد
۵.۱ انرژی
۶ ارتباطات در آلمان
۷ مردم
۷.۱ ویژگی‌های جمعیتی
۸ مسائل اجتماعی
۸.۱ زبان آلمانی
۹ جستارهای وابسته
۱۰ پانویس
۱۱ منابع
۱۲ پیوند به بیرون 
 تاریخ
دوران مهاجرت و فرانک‌ها (۳۰۰ تا ۴۸۳)
کارولنژی‌ها و فرانک شرقی از سال ۷۵۱.
تشکیل امپراتوری مقدس روم در آلمان (رایش اول، با تاجگذاری شارلمانی تا سال ۱۸۰۶.).
وقوع جنگ سی‌ساله (۱۶۱۸-۱۶۴۸).
پادشاهی پروس (۱۷۰۱-۱۹۱۸).
اتحاد آلمان و تشکیل رایش دوم در دوران ویلهلم یکم و صدراعظمی بیسمارک ۱۸۸۸ تا ۱۹۱۸.
شکست رایش دوم در جنگ جهانی اول و تشکیل جمهوری وایمار در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۳.
تشکیل رایش سوم توسط آدولف هیتلر در سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵.
شکست رایش سوم در جنگ جهانی دوم و اشغال آلمان توسط متفقین و شکل‌گیری آلمان فدرال در سال ۱۹۴۹
شکل‌گیری جمهوری دموکراتیک آلمان در سال ۱۹۴۹.
اتحاد دو آلمان در سال ۱۹۹۰ به دنبال سقوط دیوار برلین و تشکیل مجدد آلمان متحد
 
دیوار برلین
 نخستین ساکنان
سکونت دایم انسان در سرزمینی که آلمان خوانده می‌شود تاریخی دست کم دو میلیون ساله دارد. نئاندرتال‌ها نخستین ساکنان آلمان هستند.از یافته‌های دیرین‌شناختی درباره نئاندرتال یعنی دره نئاندر در نزدیکی‌های دوسلدورف برمی‌گردد.

 رمی‌ها در سرزمین آلمان
از گروههای انسانی ساکن در سرزمین آلمان نخست به صورت مکتوب در نوشته‌های یونانی و رُمی نام برده شده است. رُمی‌ها به مدت پنج قرن تا نیمه قرن پنجم میلادی بر آلمان تسلط داشته‌اند. شهرهایی چون کلن، تریر، ماینتس و آوگسبورگ در آغاز مقر نظامی رُمی‌ها بوده اند.

 دویچ‌لند
سرزمین آلمان در سده‌های میانه شاهد هجوم و جابجایی اقوام است. سرنوشت‌ساز برای آن تسلط فرانکها بر اروپای میانه و غربی بوده است. کارل کبیر یا شارلمانی چهرهٔ مشهور آنان است که در سال ۸۰۰ امر کرد که پاپ در رم تاج قیصری بر سر وی نهد. وحدت امپراطوری او به دلیل ستیز در میان خاندانش دیری نپایید. آنچه بعدا آلمان نام گرفت در فرانک شرقی تولد یافت که یکی از سه قسمت امپراطوری تقسیم شدهٔ کارل کبیر به سال ۸۴۳ بود.ین بخش در میان اعقاب کارل کبیر نصیب لودویگ شد که لودویگ شاهِ آلمانی (König Ludwig Germanicus) خوانده می‌شود. در این بخش به تدریج گرد زبانی که با آن سخن می‌گفتند و "دویچ" خوانده می‌شد، احساسی از همبستگی پدید آمد. سرزمین مردم دویچ‌زبان دویچلند، نام گرفت. برخی همسایگان غربی‌ دویچ‌لند را با یک طایفهٔ دویچ‌زبانی که با آن برخورد داشتند، می‌شناختند. این طایفه آلِمان‌ها (Alemannen) بودند که در قرون وسطا در منطقه‌ای که شوابن خوانده می‌شود، سکونت داشتند. چنین شد که فرانسویان دویچ‌لند را آلمان و زبانشان را آلمانی خواندند. ایرانیان نیز که با اروپا عمدتا از طریق فرانسه آشنا شدند، به پیروی از آنان دویچ‌لند را آلمان ‌نامیدند.

 رایش مقدس رمی
سرزمین آلمان ابتدا زیر سیطرهٔ "رایش مقدس رمی" بود. در قرن پانزدهم قید "ملت آلمان" نیز به این عنوان اضافه شد. فرمانروایان این رایش (دولت فخیمه / امپراتوری)، که قیصر (به آلمانی: Kaiser) نامیده می‌شدند، بارها ‌کوشیدند بر اقتدار و نفوذ کلام خود بیفزایند. رایش اما هیچگاه یکپارچه نشد و امیران محلی قدرت خودمختار ماندند. پس از جنبش اصلاح دینی، که در کلیسای یکپارچهٔ مسیحیت رمی شکاف ایجاد کرد، و جنگهایی که پی‌آمد آن بودند، قدرت قیصر باز صوری‌تر شد

 رایش مقدس رمی
در قرنهای ۱۷ و ۱۸ در آلمان نیز به شیوهٔ فرانسه حکومتگری به قدرت مطلقه (Absolutismus) تمایل داشت. این گرایش اما نه در قدرت مرکزی، بلکه در سطح ولایات و امیرنشین‌های شهری کارساز شد. دستاورد این جریان بوروکراسی متمرکز دولتی در ولایات و شهرها بود. جنبش اصلاح دینی‌ای که لوتر پرچمدارش بود نواحی‌ای از آلمان را، عمدتا در بخش شرقی، به کلیسای جدید که پروتستان نام گرفت، گرواند

 روحیهٔ پروتستانی
پروتستانتیسم با خود روحیاتی به همراه آورد که بر فرهنگ آلمانی سخت تأثیر گذاشت سخت‌کوشی و ساده‌گرایی و انضباط و روحیهٔ تبعیت از مقررات دولتی و نیز باز بودن برای انسان‌گرایی عصر جدید و روشنگری و انتقاد از نظمهای کهن عقیدتی و اجتماعی. تأثیرات متناقض بودند. در جایی تعصب ایجاد کردند، در جایی و به اعتباری آزادمنشی

 کنگرهٔ وین
"دولت فخیمهٔ رمی ملت آلمان" با حملهٔ ناپلئون فروپاشید. حملهٔ ناپلئون فقط یک حملهٔ نظامی نبود. ایده‌های انقلاب کبیر فرانسه نیز در اروپای مرکزی گسترش یافتند. نظم کهن از هم گسست.کنگرهٔ وین (۱۸ سپتامبر ۱۸۱۴ تا ۹ ژوین ۱۸۱۵)، که بر آن بود اروپای پس از غلبه بر ناپلئون را بنیاد گذارد، در جهت احیای نظم کهن کوشید. از ۳۸ دولت ریز و درشت آلمانی اتحادیه‌ای به سرپرستی اتریش تشکیل شد. در این اتحادیه، که مجلس آن به نام بوندستاگ (Bundestag مجمع اتحادیه) در فرانکفورت تشکیل می‌شد و در آن امیران روابط خود را تنظیم می‌کردند، استانهای شرقی پروس و نیز شلسویگ که در اتحاد با دانمارک قرار داشت، شرکت نداشتند.

 برآمد پروس
بلافاصله پس از انقلاب رقابت و ستیز در میان حکومتهای آلمانی بویژه میان اتریش و پروس بالا گرفت. پروس از جنگ آلمانی ۱۸۶۶ پیروز بیرون آمد. اتحادیهٔ آلمان فروپاشید و پروس بر شمال آلمان نیز سلطه یافت. از تعداد حکومتهای خودمختار آلمانی کاسته شد پروس چنان قدرت یافت که پس از جنگ با فرانسه در سالهای ۱۸۷۰/۷۱ که آن را به نفع خود تمام کرد، توانست با سیاستگزاری صدراعظم بیسمارک اتریش را کنار گذاشته، دیگر حکومتهای خودمختار آلمانی را از میان برداشته و آلمان قیصری را با رهبری پروس بنیاد گذارد.

 آلمان قیصری
آلمان قیصری به لحاظ نظامی و اقتصادی نیرومند بود. چون در ردیف قدرتهای بزرگ جهانی بود مایل بود در تقسیم استعماری جهان سهم بزرگی را نصیب خود کند. ایدئولوژی آن ناسیونالیسمی بود که برخلاف بینش رایج در انقلاب ۱۸۴۸/۴۹ هیچ همخوانی‌ای با دموکراتیسم نداشت و به نظامی‌گری متمایل بود. گسست میان ناسیونالیسم و آزادیخواهی و در عوض پیوند میان آن با نظامی‌گری عواقب وخیمی به بار آورد. یک مشخصهٔ حکومت دورهٔ حکومت قیصری، که با بیسمارک شروع شد، انجام اصلاحات دولتی در امور اجتماعی بود تا جنبشهای اجتماعی نتوانند پا گیرند. فقط با سانسور و زندان به جنگ سوسیال‌دموکراتها نمی‌رفتند: بیمه‌های اجتماعی مشهور آلمانی حربهٔ مهمی برای کاستن از نفوذ چپ بودند

 جغرافیا
جمهوری فدرال آلمان کشوری است در قاره اروپا. مساحت آن ۳۴۹٬۲۲۳ کیلومتر مربع است. فاصلهٔ دورترین نقطه از شمال به جنوب آن در خط هوایی ۸۷۶ کیلومتر و غرب به شرق آن ۶۴۰ کیلومتر است. جمعیت آلمان حدود ۸۲٫۴ میلیون نفر است. روز ملی آن سوم اکتبر است. سال ۱۹۹۰ روز اتحاد آلمان است

 طبیعت
طبیعت آلمان بسیار متنوع است. رشته کوه‌های بلند و گاه کم‌ارتفاع با جلگه‌های مرتفع، تپه‌ها، کوه‌پایه‌ها و دریاچه‌ها و دشت‌های باز در کنار هم قرار گرفته‌اند. آلمان از شمال تا جنوب به پنج ناحیهٔ بزرگ طبیعی تقسیم می‌شود.
رشته کوه‌های آلپ در جنوب ایالت بایرنسرزمین‌های پست در شمال با دریاچه و تپه‌ماهورها، با مراتع و باتلاق‌ها و هم‌چنین کشت‌زارهای حاصل‌خیز تا آستانهٔ ارتفاعات مرکزی دامن می‌گسترد. از جمله خلیج‌های این منطقه می‌توان از خلیج نیدرراین، خلیج وست فالی و زاکسن – تورینگی نام برد. نزدیک به سواحل دریای شمال تعداد زیادی جزیره وجود دارد مانند بورکوم، نوردرنی، سیلت و هلگولاند. در دریای بالتیک جزایر روگن، هیدنزه و خمارن قرار دارند. بخشی از سواحل دریای بالتیک شنی و مسطح و بخشی دیگر صخره‌ای و مرتفع است. میان دریای شمال و بالتیک زمین‌هایی با تپه‌های کم ارتفاع وجود دارند که «سوییس هولشتاین» نامیده می‌شوند.

رشته‌کوه‌های میانه، شمال آلمان را از جنوب آن جدا می‌کند. درهٔ راین وسطی و مناطق پرنشیب هسن راه‌های طبیعی هستند که شمال و جنوب را به هم وصل می‌کنند. از جمله کوه‌های بخش مرکزی عبارت‌اند از هونزروک، ایفل، تانوس و وستروالد. در قلب آلمان کوه‌های هارتس قرار دارند. در شرق می‌توان از جمله از جنگل‌های بایرن، کوه‌های فیشتل و کوه‌های ارتس نام برد.

در حاشیه مناطق پست راین علیا، جنگل سیاه، اشپسارت و شوبیش آلب قرار دارند. مهم‌ترین محور ارتباطی در مسیر شمال – جنوب راه خود را در دل دره‌ای تنگ از میان کوه‌های راین شیفر می‌گشاید.

دامنهٔ کوه‌های آلپ در جنوب آلمان از تپه و ماهورها و ساحل دریاچه‌های بزرگ در جنوب و هم‌چنین جلگه‌های وسیع شنی و تپه‌های بایرن سفلی و منطقهٔ کم عمق رود دانوب سر بر می‌کشد. شاخص طبیعت این منطقه باتلاق‌ها، تپه‌های گنبدمانند و دریاچه‌هایی هم‌چون خیم و اشتارن برگ و دهکده‌هایی کوچک است.

سهم آلمان از رشته کوه‌های آلپ بین دریاچه بودن و برشتس­گاردن قرار دارد و بخش کوچکی از این رشته کوه به شمار می‌رود که محدود است به آلپ‌های آلگو، بایرن و برشتس­گاردن. در منطقهٔ کوهستانی آلپ دریاچه‌هایی دل‌فریب هم‌چون کونیگ در برشتس­گاردن و مناطق توریستی پرطرف‌داری مانند گارمیش­پاتن – کیرشن و میتن­والد جلب‌نظر می‌کنند

 آب و هوا
آلمان در منطقهٔ بادهای معتدل و خنک غربی میان اقیانوس اطلس و آب و هوای قاره‌ای در شرق قرار گرفته‌است. دامنه تغییر دما در آن اندک است. ریزش باران در تمام فصول ادامه دارد. میانگین درجه حرارت در زمستان بین ۵/۱ درجه سانتی‌گراد در مناطق پست و منهای شش درجه در مناطق کوهستانی در نوسان است. میانگین دما در ماه ژوئیه بین ۱۸ درجه سانتی‌گراد در مناطق پست و ۲۰ درجه سانتی‌گراد در دره‌های محفوظ جنوب است. دشت‌های پست اطراف راین با آب و هوایی ملایم، بایرن علیا با گاه‌گداری بادهای خشک و گرم از سمت جنوب، کوه‌های آلپ و منطقهٔ هارتس با بادهای تند، تابستان‌هایی خنک و زمستان‌هایی پر برف از این قاعده پیروی نمی‌کنند. این مناطق دارای آب و هوایی ویژه هستند

 نظام سیاسی
سازماندهی دولتی بر پایهٔ قانون اساسی است. در رأس دولت صدراعظم قرار دارد که نقش وی نمادین است. رئیس حکومت رئیس جمهور است. وی تعیین‌کنندهٔ سیاست حکومتی است.[۲]

اعلامیه جهانی حقوق بشر رکن جدایی‌ناپذیر قانون اساسی آلمان است. ماده ۲۰ قانون اساسی نظام سیاسی، آلمان را با مشخصه‌های دموکراتیک بودن، اجتماعی بودن، مبتنی بر قانون بودن و فدرال بودن معرفی می‌کند.[۲]

 ایالت‌های آلمان
 
ایالت‌های آلمانآلمان ۱۶ ایالت دارد به قرار زیر:

بادن-وورتمبرگ (Baden-Württemberg)
بایرن (Bayern)
برلین (Berlin)
براندنبورگ (Brandenburg)
برمن (Bremen)
هامبورگ (Hamburg)
هسن (Hessen)
مکلنبورگ-فورپومرن (Mecklenburg-Vorpommern)
نیدرزاکسن (Niedersachsen) (زاکسن سفلی)
نوردراین-وستفالن (Nordrhein-Westfalen)
راینلاند-فالتز (Rheinland-Pfalz)
زارلاند (Saarland)
زاکسن (Sachsen)
زاکسن-آنهالت (Sachsen-Anhalt)
اشلسویگ-هولشتاین (Schleswig-Holstein)
تورینگن (Thüringen) 
 
 صدر اعظم و وزیران
بوندس‌تاگ صدراعظم را برمی‌گزیند. وی را پیش از انتخابات مجلس فقط می‌توان با "رأی عدم اعتماد سازنده" برانداخت. منظور از سازنده این است که مجلس باید جانشینی برای او داشته باشد و تا زمانی که مشخص نباشد چه کسی به جای او می‌نشیند، نمی‌توان او را برکنار کرد. حکومت یا به اصطلاحی دیگر کابینه تشکیل شده است از صدر اعظم و وزیران. صدراعظم لزوماً عضو مجلس است، وزیران معمولاً از دل مجلس درمی‌آیند، اما حتماً لازم نیست چنین باشد. صدراعظم در عمل قدرتمندترین مقام سیاسی است اما مقام تشریفاتی آن پس از رئیس جمهور و رئیس بوندس‌تاگ قرار دارد.

 رئیس جمهور
رئیس جمهور توسط همایش اتحادیه (Bundesversammlung)، که آن را به فارسی اجلاس فدرال نیز گفته‌اند، انتخاب می‌شود. همایش اتحادیه تشکیل شده است از کل نمایندگان بوندستاگ بعلاوهٔ به تعداد همینان، نمایندگان برگزیدگان مجلس‌های ایالتی. این برگزیدگان لزوماً عضو مجلس ایالتی یا سیاست‌مدار رسمی نیستند، ممکن است مثلاً از چهره‌های فرهنگی و هنری باشند.

 قوهٔ قضاییه
دادرسی به قصد رعایت حق نیرویی می‌طلبد که در قوهٔ قضاییه جمع است. بیان حق بر عهدهٔ قاضی است و امر قاضیان را قوهٔ قضاییه سامان می‌دهد. قضاوت یا تخصصی است یا عمومی در حد قانون اساسی. شاخه‌های تخصصی قضاوت در دادگاه کار، دادگاه امور اداری، دادگاه امور اجتماعی و دادگاه امور مالی تجسم می‌یابند. قضاوت در عمومی‌ترین سطحش از نظر بررسی همخوانی تصمیمی، رأیی یا قانونی با قانون اساسی اتحادیه، بر عهدهٔ دادگاه فدرال قانون اساسی است که مرکز آن در کارلسروهه است. در کارلسروهه قاضیان تک تک قوانین مجلس را بررسی نمی‌کنند. آن قانونی بررسی می‌شود که شکایت شود که با قانون اساسی تضاد دارد. شکایت پس از طی سلسله مراتبی به دادگاه کارلسروهه می‌رسد. از آنجایی که دادگاه قانون اساسی فقط از طریق شکایت فعال می‌شود، به اصطلاح گفته می‌شود که از خود ابتکار ندارد،یعنی حق ندارد خود رأساّ تصمیم بگیرد امری را برای بررسی از نظر سازگاری با قانون اساسی در دستور کار خود قرار دهد. دادگاه فدرال قانون اساسی دارای دو مجلس سناست. مجلس اول به قانونهای پایه و مجلس دوم به قانونهای مربوط به امور دولتی می‌پردازد. هر سنا هشت عضو دارد. نیمی از قاضیان دادگاه قانون اساسی از سوی یک کمیتهٔ ویژهٔ بوندستاگ و نیمی دیگر از سوی بوندس‌رات انتخاب می‌شوند. مدت قضاوت آنان در این دادگاه عالی ۱۲ سال است.

 تشکلهای سیاسی
امر سیاسی در آلمان در سطوح کشوری و ایالتی و تا حدی کمتر در سطح امور شهری از طریق حزبها و با جانبداری حزبی پیش برده می‌شود. ادعای پیشبرد سیاست غیرحزبی یا فراحزبی در آلمان بی‌معنا و حتا فریبکارانه جلوه می‌کند. علاوه بر احزاب، مردم می‌توانند خواسته‌های سیاسی خود را از طریق انواع و اقسام تشکلهای پایدار یا موقتی پیش برند. مردم آلمان اهل تشکل هستند. به ندرت خواسته‌ای وجود دارد که برای پیشبرد آن تشکلی پدید نیاید

 احزاب
امور و مسائل سیاسی در آلمان در سطوح کشوری و ایالتی و تا حدی کمتر در سطح امور شهری از طریق حزبها و با جانبداری حزبی پیش برده می‌شود. ادعای پیشبرد سیاست غیرحزبی یا فراحزبی در آلمان بی‌معنا و حتی فریبکارانه جلوه می‌کند.[۲]

احزاب نیرومند آلمان عبارت اند از حزب دموکرات مسیحی (CDU) و حزب سوسیال‌مسیحی (CSU)، حزب سوسیال‌ دموکرات (SPD)، حزب لیبرال (دموکراتهای آزاد FDP)، حزب اتحاد ۹۰/سبزها (Bündnis 90/Die Grünen) و حزب چپ (Die Linke). تعداد کثیری هم حزب‌های کوچک وجود دارند که به ندرت می‌توانند به مجلس راه یابند، زیرا برای ورود به مجلس در هردو سطح ایالتی و کشوری باید ۵ درصد آرا را به دست آورد.[۲]

حزب سوسیال‌ دموکرات
 حزب دموکرات مسیحی
 
 سیاست خارجی
آلمان در سیاست خارجی بازیگر تنها نیست. سیاست آن تقویت بلوکی است که "غرب" خوانده می‌شود. آلمان در این بلوک سیاست خود را پیش می‌برد. یک وجه اصلی سیاست خارجی آلمان فعالیت آن در صحنهٔ اروپا و جهان در چارچوب اتحادیهٔ اروپاست. آلمان نزدیکی ویژه‌ای با فرانسه دارد. همکاری و همراهی با ایالت متحدهٔ آمریکا رکن دیگری از سیاست خارجی آلمان فدرال است. آلمان با اسراییل روابط دوستانهٔ ویژه‌ای دارد و تقویت مناسبات با کشورهای عربی را نیز همواره جزو اولویتهای سیاسی خود قرار داده است. در سرتاسر جهان مبنای اعلام‌شدهٔ سیاست خارجی آلمان تحکیم صلح، گسترش روابط مودت‌آمیز و کمک به رشد اقتصادی خاصه در "جهان سوم" است. در سالهای اخیر حقوق بشر به یک مفهوم راهنمای عمدهٔ در سیاست خارجی آلمان بدل شده است.

 آلمان و ایران
در سایت سفارت آلمان در تهران روابط آلمان و ایران چنین توصیف شده است: «ایران و آلمان به تاریخی طولانی در روابط سیاسی خود می نگرند که تا به اوایل قرن هفدهم می‌رسد. در سال 1885 اولین نمایندگان سیاسی بین ایران و در آن زمان امپراتوری آلمان اعزام شدند. روابط دیپلماتیک بین ایران و جمهوری فدرال آلمان از سال 1952 وجود دارد. این روابط در سال های گذشته خالی از تشنج نبوده. به عنوان مثال اعلام رأی دادگاه معروف به میکونوس در آوریل 1997 بحرانی طولانی را به دانبال داشت. با سفر موفقیت آمیز ریاست جمهوری اسلامی ایران، آقای خاتمی به آلمان در ژوئن 2000 زیربنایی استوار برای روابط دو کشور گذاشته شد.اخیراً در کنار روابط بازرگانی و فرهنگی، مسئله حقوق بشر و به ویژه نگرانی جامعه بین المللی در ارتباط با برنامه هسته‌ای ایران درکانون روابط قرار گرفته است.»

 اقتصاد
 برای این بخش از این مقاله منابع لازم نیامده‌است. لازم است بر طبق اصول اثبات‌پذیری و شیوه‌نامهٔ ارجاع به منابع منبعی برای آن ذکر شود. مطالب بی‌منبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد.

آلمان بزرگترین اقتصاد اروپا را داراست و پس از آمریکا و ژاپن سومین قدرت صنعتی جهان است.از نظر درآمدسرانه رتبه پنجم می‌باشد.رشداقتصادی آلمان در سال ۲۰۰۷ برابر ۲.۴ بوده است.آلمان با صادرات ۱.۳۳ میلیاردی جزو بزرگترین صادرکنندگان جهان است.سهم هر یک از بخشهای خدمات صنعت و کشاورزی به ترتیب برابر ۷۰٪.۲۹.۱٪.۰.۹٪ است. بهبود اقتصادی این کشور پس از جنگ جهانی دوم «معجزه اقتصادی آلمان» خوانده شده‌ است.بیشتر تولیدات آلمان تولیدات مهندسی بویژه صنایع الکتریکی، مکانیکی، خودروسازی، مواد شیمیایی، منسوجات، هوافضا، غذایی و وسایل نقلیه‌است. صنایع سنگین و مهندسی در منطقه روهر، شیمیایی در شهرهای کنار رود راین و وسایل نقلیه موتوری در مراکز بزرگ ایالتی مانند اشتوتگارت تمرکز دارد.آلمان همچنین در ساخت و بکارگیری توربینهای بادی واستفاده از انرژی خورشیدی در جهان پیشرو می‌باشد.
فرانکفورت یک مرکز مالی مهم و مقر بانک مرکزی اروپاست.از بین ۵۰۰ شرکت بزرگ دنیا«از لحاظ سرمایه»۳۷تای آنها در آلمان می‌باشد.ده شرکت برتر بترتیب:دایملر.فولکس واگن.آلیانتس«سودده ترین».زیمنس.دویچه بانک«دوم در سودده».اآن.دویچه پست .دویچه تله کام.مترو وbasf است.در این میان بیشترین تعداد کارمند برای دویچه پست و بوش است.از برندهای معروف آلمان می‌توان به مرسدس بنز.ب ام و.آدیداس.پورشه.فولکس واگن و نیوآ اشاره کرد.

از آغاز دهه ۱۹۸۰، رشد کلانی در صنایع تکنولوژی پیشرفته روی داده‌است. آلمان بجز ذغال سنگ معادن نسبتاً کوچک سنگ آهن، بوکسیت، سنگ مس، نیکل، قلع، نقره ، پتاس و نمک ، ذخایر طبیعی نسبتاً کمی دارد و شدیداً به واردات مواد اولیه متکی است.

عرضه نیروی کار با کمبود روبرو بوده‌ است و تعداد زیادی «کارگر مهمان» (گاست اربایتر) بویژه از ترکیه و یوگسلاوی سابق به کار گرفته شده‌اند. از ۱۹۹۰ کمبود نیروی کار در غرب کشور با مهاجرت از شرق، جمهوری دموکراتیک آلمان سابق، نیز مواجه شده‌است. تعداد افراد شاغل در صنایع خدماتی نزدیک به دو برابر کارکنان صنعت تولیدی است. بانکداری و امور مالی از منابع مهم درآمد ارز خارجی است، و شهرفرانکفورت یکی از مراکز اصلی امور مالی و تجاری در جهان است. اتحاد دو آلمان در اکتبر ۱۹۹۰ چالش بزرگی را در پیش روی اقتصاد این کشور قرار داد. در گذشته جمهوری دموکراتیک آلمان دارای موفقترین اقتصاد در بین کشورهای عضو شورای همکاری متقابل کومکون بود، ولی بر حسب میزان و کیفیت تولید محصولات، و سطح زندگی مردم کمتر از آلمان غربی سابق توسعه یافته بود.

 انرژی
آلمان بزرگترین تولید کنندهٔ انرژی بادی در جهان است.[۳] در سال 2002 میلادی آلمان پنجمین مصرف‌كننده انرژی در جهان بود و دو سوم انرژی اولیه در این كشور وارد می‌شد. در همین سال آلمان بزرگترین مصرف‌كننده الكتریسیته در میان كشورهای اروپایی بود.

در همین سال دولتمردان آلمان تامین نیمی از انرژی‌های مصرفی كشور از انرژی‌های تجدیدپذیر را در دستور كار خود قرار دادند

 ارتباطات در آلمان
این كشور از نظر ارتباطی جزو كشورهای پیشرفته است. 54 میلیون خط تلفن ثابت در این كشور وجود دارد و بیش از 84 میلیون خط تلفن همراه.

373 شبكه تلویزیونی در این كشور برنامه پخش می‌كنند و 38میلیون و 600 هزار كاربر اینترنت دارد.

16 میلیون و 494 هزار میزبان اینترنتی در این كشور وجود دارد و دامنه اینترنتی آن de. است.

 مردم
در آلمان حدود ۸۲٫۴ میلیون نفر زندگی می‌کنند. از این تعداد حدود ۹٫۲ میلیون نفر خاستگاه غیرآلمانی دارند که ۸٫۳ درصد از مجموع جمعیت آلمان را تشکیل می‌دهند. از نتایج این ترکیب جمعیت تنوعی است که مهاجرین ساکن آلمان، اقلیت‌های قومی و هم‌چنین مناطق و ایالت‌های دارای سنت‌ها و لهجه‌های متفاوت همه در آن سهم دارند.

 ویژگی‌های جمعیتی
پراکندگی جمعیت در آلمان بسیار ناهم‌گون است. حدود یک سوم جمعیت، یعنی ۲۵ میلیون نفر در ۸۲ شهر بزرگ زندگی می‌کنند و ۵۰٫۵ میلیون نفر در بخش‌ها و شهرهایی که بین ۲٬۰۰۰ تا ۱۰۰٬۰۰۰ نفر جمعیت دارند. حدود ۶٫۴ میلیون نفر ساکن آبادی‌هایی با حداکثر ۲٫۰۰۰ نفر سکنه هستند. جمعیت برلین که از زمان اتحاد مجدد کشور به سرعت افزایش یافته در حال حاضر بیش از ۴/۳ میلیون نفر است. در منطقهٔ صنعتی راین و روهر، جایی که شهرها بدون مرزهای مشخصی به هم پیوسته‌اند، بیش از ۱۱ میلیون نفر ساکنند که معادل ۱۱۰۰ نفر در هر کیلومتر مربع است. این مناطق پرجمعیت در برابر مناطقی با تراکم جمعیت بسیار کم مانند بخش‌های بزرگی از مارک- براندنبورگ و مکلن بورگ – فورپومرن قرار دارند.

آلمان در مجموع با میانگین تراکم جمعیت ۲۳۰ نفر در هر کیلومتر مربع از جمله پرتراکم‌ترین کشورهای اروپاست که از ایالات قدیمی در غرب تا مناطقی که قبلاً جمهوری دموکراتیک آلمان نامیده می‌شدند تفاوت فاحشی را به نمایش می‌گذارد. در این ایالات جدید و شرق برلین تراکم جمعیت ۱۴۰ نفر در هر کیلومتر مربع است و در ایالات قدیمی این رقم به ۲۶۷ نفر می‌رسد. آلمان با ۹ تولد به ازای هر هزار نفر جمعیت در سال از جمله کشورهایی است که از پایین‌ترین میزان زادوولد در جهان برخوردارند. کودکان بسیاری در میان‌سالی مادران پا به عرصه وجود می‌گذارند. زنان اغلب اولین فرزند خود را در آغاز دهه چهارم زندگی به دنیا می‌آورند و به ازای هر زن در حال حاضر به‌طور متوسط ۴/۱ کودک وجود دارد. با این وجود جمعیت آلمان در سال‌های اخیر ثابت مانده و کمبود زاد و ولد با ورود حدود ۳ میلیون مهاجر جبران شده‌است. میزان پایین زاد و ولد و افزایش میزان امید به زندگی (برای هر پسر تازه متولد ۴/۷۴ سال و هر دختر تازه متولد ۶/۸۰ سال) تأثیر مستقیم بر هرم سنی جمعیت دارد. سهم افراد بالای ۶۰ سال احتمالاً از ۲۳ درصد درحال حاضر به ۳۰ درصد در سال ۲۰۳۰ افزایش خواهد یافت و نسبت آن بخش از جمعیت که به‌طور فعال به کار اشتغال دارد و بازنشستگان به تدریج به سود بخش اخیر تغییر می‌یابد.

خانواده هنوز به عنوان بهترین شکل زندگی مشترک ترجیح داده می‌شود. اکثریت بزرگی ازجمعیت در یک خانوار زندگی می‌کنند. تقریباً نیمی از جمعیت در یک خانواده سنتی شامل والدین و فرزندان زندگی می‌کنند. با این وجود گرایش به سمت خانواده کوچک و افزایش تعداد خانوار قابل مشاهده‌است. در شهرهای بزرگ از هر چهار نفر و در شهرهای کوچک و روستاها از هر هفت نفر، یک نفر تنها زندگی می‌کند. حدود ۴/۲ میلیون نفر، که اغلب آنان زن هستند، به تنهایی با فرزندان خود زندگی می‌کنند 

 زبان آلمانی
آلمانی جزو گروه بزرگ زبان‌های هند و ژرمنی است و در حوزهٔ زبان‌های ژرمنی قرار می‌گیرد. این زبان با دانمارکی، نروژی و سوئدی، هلندی، فلمی و همچنین انگلیسی هم خانواده است. در آغاز قرون وسطی تعداد کثیری زبان‌های نوشتاری محلی وجود داشت. با گسترش ترجمه لوتر از انجیل، به تدریج یک زبان نوشتاری متحد که به طور عمده بر زبان دیوانی زاکس (مایسنر) استوار بود، جای خود را باز کرد.

در آلمان به لهجه‌های گوناگونی صحبت می‌کنند، اغلب از لهجه و تلفظ مردم آلمان می‌توان به منشا محلی آن‌ها پی­برد. چنانچه مثلاً یکی از اهالی مگلن‌بورگ و یک بایری هر کدام با لهجه خود با یک‌دیگر سخن بگویند، به سختی یکی سخن دیگری را خواهد فهمید. در ابتدا در سرزمین کنونی آلمان قبایل مختلفی مانند فرانک‌ها، زاکس‌ها، شواب‌ها و بایری‌ها زندگی می‌کردند. امروز این قبایل در هیبت اولیه خود دیگر وجود ندارند ولی سنت‌ها و لهجه‌هایشان در گروه‌های منطقه‌ای به حیات خود ادامه داده‌است.

امروزه در اتریش، لیختن‌اشتاین، بخش بزرگی از سوییس، تیرول جنوبی (در شمال ایتالیا)، شلزویک شمالی (در دانمارک) و بخش‌هایی از بلژیک و لوکزامبورگ در امتداد مرز آلمان به زبان آلمانی تکلم می‌شود و زبان مادری به حساب می‌آید. هم‌چنین اقلیت‌های آلمانی در لهستان، رومانی، منطقهٔ سودت جمهوری چک و در کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق زبان آلمانی را حفظ کرده‌اند. آلمانی زبان مادری بیش از ۱۰۰ میلیون نفر است[نیازمند منبع]. از هر ده کتابی که در جهان منتشر می‌شود، یکی به زبان آلمانی نوشته می‌شود
 

استان مورد نظر خود را انتخاب کنید .
آذر بایجان غربی آذر بایجان شرقی اردبیل گیلان زنجان کردستان قزوین همدان کرمانشاه ایلام لرستان مرکزی قم مازندران سمنان گلستان اصفهان خراسان شمالی چهار محال بختیاری خوزستان کهکیلویه و بویر احمد بوشهر فارس یزد خراسان رضوی خراسان جنوبی کرمان سیستان بلو چستان هرمزگان البرز تهرانمناطق گردشگری

 

فرصتی که در جعل نام خلیج فارس می‌سوزد! + تصاوير


با اتخاذ این تاکتیک جعل نام خلیج فارس به نفعمان تمام خواهد شد! بدین ترتیب بدون

کوچک‌ترین حرف و حدیثی می‌توانیم که هم حقانیتمان را ثابت کنیم و هم یک تیر و

چند نشان کرده و به اهداف دیگرمان برسیم؛ کافی است عده‌ای را مامور یافتن ا

شتباهاتی کنیم که دست بر قضا کم هم نیستند و بعد از آن به مراجع بین المللی

و دادگاه‌های جهانی شکایت ببریم تا...

جعل نام خلیج فارس در دهه‌های اخیر بار‌ها مورد اعتراض واقع شده تا جایی که

سازمان ملل متحد تا کنون پنج بار طی ادوار مختلف، بر رسمی بودن نام «خلیج فارس»

تاکید کرده و علاوه بر آن، از هیات‌های بین‌المللی خواسته که در مکاتبات رسمی

به ویژه در اسناد سازمان ملل از نام کامل «خلیج فارس» استفاده نمایند.

به نظر شما این موضع گیری قاطع از کجا نشات گرفته است؟

از زمان روی کار آمدن جمال عبدالناصر در مصر و بروز تفکرات پان عربیسم م

وجی در میان کشورهای عربی منطقه به راه افتاد که تا بروز چند جنگ -

مانند جنگ تحمیلی علیه کشورمان- ادامه یافت و اثرات سو آن هنوز هم

قابل مشاهده است؛ تفکراتی بر مبنای برتری نژادی که چون معادل خارجی نداشت،

ناگزیر از جعل شد؛ غافل از آنکه زمان آخال‌ها و ترکمانچای‌ها گذشته است.


بعد از کتیبه‌های بدست آمده از آشوریان که خلیج فارس را رود تلخ می‌خواندند،

داریوش هخامنشی خلیج فارس را دریایی می خواند که از پارس می‌گذرد؛

البته نسبت دادن یک اسم تاریخی به یک منطقه خاص جغرافیایی با استفاده ا

ز نقشه بسیار راحت‌تر است حتی اگر نقشه چیزی شبیه این اسب

بالدار نقاشی شده باشد که ابن بطوطه نسبت داده می‌شود!

بدین ترتیب مناقشه‌ای بزرگ آغاز شد که یکی از شاخص ترین‌های آن، ت
غییر نام آبراهی

بود که نخستین نشانه‌های بشر در نزدیکی آن کشف شده است و به عقیده برخی

گهواره تمدن جهانیان محسوب می‌شود؛ خلیج فارس که در زبان انگلیسی

پرشین گلف (Persian Gulf) نامیده می‌شود و در کتب تاریخی سینوس

پرسیوس (Sinus Persicus) خوانده شده است.

دستمایه این جعل هم استدلالاتی نیم‌دار بود که‌گاه جمعیت ساکنان حاشیه

این دریا یا تعداد کشورهای عرب زبان مجاور را محل برتری می‌دانست و‌گاه از

حق انسانی برای نامگذاری محیط زندگی به سلیقه خود سخن به میان می‌آورد

غافل از اینکه با این دست استدلال‌ها، می‌بایست نام دریای عمان و دریای عرب

خیلی پیش تغییر می‌کرده و مثلا اقیانوس آرام می‌بایست دست کم به تعداد

کشورهای حاشیه‌اش اسم می‌داشته!




خلیج فارس در بسیاری از نقشه های قدیمی به شکل مستطیل ترسیم شده است.

این ماجرا زمانی بحرانی می‌شود که پای دلارهای نفتی و سفارش جعل به میان آمده

و سایر اغراض سیاسی هم در آن تاثیر می‌گذارد؛ بدین ترتیب، ماجرا رنگ یک نوع تجارت

سیاه به خود می‌گیرد و برخی حاضر می‌شوند که شرافت حرفه‌ایشان را به دلار بفروشند

و اینجاست که حتی نشریه‌های معتبری چون نشنال جئوگرافیک هم به کمک جاعلان می‌آیند

و از نام جعلی به جای خلیج فارس بهره می‌گیرد تا موجی از اعتراضات ایرانیان در سطح

جهان به راه بیافتند که تا کنون سابقه نداشته است.

این در حالی است که گسترش روز افزون امکاناتی چون اینترنت سبب ب
روز

واکنش‌های سریع به ماجرا می‌شود و پیش تازی مردمی کار را به جایی

می‌رساند که سرانجام پیشنهادی که در وبلاگ‌های مختلف مطرح می‌شد، جامه

عمل بپوشد و روز ملی خلیج فارس شکل بگیرد. روزی که از بین سه گزینه ۱- ۹ آذر

(برگشت سه جزیره به مام میهن) ۲- ۲۹ اسفند (روز ملی شدن نفت) ۳- ۱۰

اردیبهشت (روز اخراج پرتغالی‌ها از خلیج فارس)، به انتخاب مسئولان و پس از

نظر سنجی با مقبول‌تر ارزیابی کردن سالروز اخراج پرتغالی‌ها از تنگه هرمز،

در دهم اردیبهشت هر سال گرامی داشته می‌شود.


نقشه با متن انگلیسی در ژاپن




دو نقشه اروپایی  با نام خلیج فارس




نقشه هلندی


نقشه فرانسوی
نقشه‌های قدیمی گوناگونی در سراسر جهان نگهداری می‌شود که هرچند گاه ب

ه زبان محلی نوشته شده، اما خلیج فارس را در بر می‌گیرد؛ اینجاست که

خلیج فارس و خلیج پارس یکسان می‌شود!

از اخراج پرتغالی‌ها تا جزایر سه گانه

با توجه به اتفاقات اخیر و گستاخی برخی مقامات کشورهای حاشیه جنوبی

خلیج فارس نسبت به سفر رئیس جمهور کشورمان به جزیره ابوموسی،

شاید به نظر برسد که سالروز اخراج پرتغالی‌ها در رده دوم اهمیت نامگذاری

این روز ملی قرار داشته اما کافی است که کمی در ماجرا دقیق‌تر شویم

تا به اتفاق بزرگی که در پس نامگذاری روز ملی خلیج فارس قرار دارد پی ببریم:

هنگامی که امام قلی خان، امیر فارس و سپهسالار ایران به سمت قشم

لشکر کشی کرد، چه بسا از این نکته اطلاع نداشت که استثمار هند نه به

دست انگلیسی‌ها، بلکه از پرتغالی‌ها آغاز شده بود و این کشور پهناور

زمانی در تسلط کامل کمپانی هند شرقی قرار گرفت که دولت پرتغال جزیره

بمبئی را به چارلز دوم پادشاه انگلیس هدیه کرد. چه بسا هم این موضوع

یکی از عامل‌های انگیزشی امام قلی برای خاتمه دادن به حدود ۱۱۸

سال (از ۹۱۳-۱۰۳۱) اشغال جزایر ایرانی و تنگه هرمز محسوب می‌شد

که در کنار پاسداشت تمامیت ارضی مطرح بود.

نقشه موسوم به نام هرودت


یکی از راههای اثبات نام خلیج فارس، نقشه هایی مانند نمونه بالاست

که دریای احمر فعلی را خلیج عربی خوانده است؛ به نقشه های بالا دقت کنید

تا از تکرار نام خلیج عربی برای دریای احمر در غرب عربستان شگفت زده شوید!

جنگ بازپس گیری تنگه به این صورت آغاز شد که ابتدا به دستور امام قلی خان

و بر طبق نقشه قبلی، خروج آب شیرین و آذوقه از قشم به مقصد هرمز ممنوع شد

و عامل امیر هرمز در طرف دیگر خلیج فارس هم به تحریک امام قلی علیه پرتغالی‌ها

شورش کرد و مانع ارسال آب و آذوغه شد. بدین ترتیب امام قلی در قدم بعدی از

پرتغالی‌های مقیم جزیره هرمز خواست که به رسم گذشته، خراج خان لار را بپردازند

و مخالفت شدید ایشان با این درخواست و دست درازی به قشم برای رسیدن به آب،

‌‌‌ همان بهانه بود که برای لشکر کشی به هرمز لازم بود؛ جزیره‌ای با موقعیت

فوق العاده استراتژیک که با یک قلعه مستحکم محافظت می‌شد و حاکمیت

بر آن مترادف بود با تصاحب امتیازات تنگه.

بدین ترتیب سپاهیان ایرانی که البته از کمک دریایی انگلیسی‌ها هم بهره می‌بردند

موفق شدند که طی یک نبرد سنگین، سرزمین‌های اشغال شده را پس بگیرند و

آخرین پایگاه پرتغالی‌ها در خلیج فارس را در هم بشکنند. با اتمام نبرد، ‌

چند هزار اسیر پرتغالی به انگیس‌ها رسید و اندک غنیمتی که سهم ایشان بود

نیز خریداری شد تا دست انگلیسی‌ها نیز از سواحل شمالی این آبراهه کوتاه شود

و چه بسا جرقه نفوذ در سرزمین‌های جنوبی خلیج فارس و دخالت در اموری

مثل حاکمیت بر جزایر ایرانی از همین جا زده شد.

این جنگ به نتایجی منجر شد که حاکمیت قدرتمند کشورمان بر تنگه هرمز

شاخص‌ترین آن‌ها به شمار می‌آید و شیرینی آن زمانی احساس می‌شود که

با قراردادهای ننگینی چون آخال که منجر به جدایی خوارزم از کشورمان شد، قیاس شود.




این دو تصویر از نقشه‌ای تهیه شده است که متعلق به وزارت نفت عربستان سعودی است؛

با وقایع رخ داده در سالهای اخیر، به نظر نمی‌رسد که این نقشه هنوز در

معرض دید قرار داشته باشد!

از تهدید داخلی تا فرصت خارجی!

اما چند سالی است که روز ملی خلیج فارس از جهاتی مهم‌تر هم شده است

به ویژه زمانی که این موضوع به مناظرات انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری هم

کشیده شد و صرف و نحو عربی هم برای توجیه یک اشتباه به چالش کشیده شد

چرا که کم نیستند کسانی که استفاده از نام ناقص خلیج را هم نوعی جعل قلمداد می‌کنند؛

موضوعی که در اعتراضات رسمی کشورمان به سازمان ملل متحد نیز ذکر شده و در

درخواست سازمان ملل از هیات‌های بین المللی نیز با «... از نام کامل

«خلیج فارس» استفاده نمایند...» مورد تاکید قرار گرفته است.



این تابلو هم نشانه‌ای برای تایید نام خلیج عربی برای نقطه‌ای غیر از خلیج فارس است

وگرنه توجیهی برای نام هر دو وجود نخواهد داشت!


با دیدن تصاویری مثل این دو عکس، کارکرد ابزاری مثل اینترنت بیش از پیش به چشم می‌آید!

اتفاقاتی از این دست که غالبا از روی احساسات رخ می‌دهد -و تقریبا در همین

محدوده هیجانی باقی می‌ماند- از این منظر قابل ارزیابی است که مقوله جعل نام

برای بسیاری از مردم جا نیافتاده است؛ ‌ بدین ترتیب‌گاه با طرح دفاع از خلیج فارس

ممکن است که برخی در اختلاف «پارس» و «فارس» تشکیک کنند و ذهنشان

را در مقابل ورود معانی هم ببندند و یا اینکه ممکن است برای تایید و رد

موضوع به یادآوری اسامی باستانی بپردازند و یا تغییر اسامی برخی مناطق

دیگر را پیش بکشند که مثلا چون آن‌ها پذیرفته شده، ما هم باید تغییر نام خلیج فارس را بپذیریم!

این گونه بد دفاع کردن که کم از تخریب ندارند چه بسا نشان دهنده اوج

بی‌تدبیری‌های ما برای دفاع از حقانیتی است که به گواه تاریخ، در نقشه‌های

سراسر دنیا به ثبت رسیده و چه بسا ساده انگاری مغفول مانده است؛

بدین ترتیب که پیگیری‌های قاطع ما در مجامع بین المللی با استناد به اسناد

فراوان می‌تواند منجر به خلق فرصتی بی‌نظیر از تهدیدات موجود شود که هم

حقانیت کشورمان را به اثبات خواهد رساند و هم می‌تواند سند محکمی برای

مقابله با ادعاهای واهی امثال امارات متحده باشد.



اسنادی از این دست را در همه کتابخانه های دنیا می‌توان یافت.

بی گمان این اسناد موجب شده‌ که سازمان ملل متحد بر نام خلیج فارس

صحه بگذارد؛ حتی اگر مانند نمونه آخر خلیج فارس را بندر بصره بنامد و شرق هرمز

را دریای پارس بخواند!

این در حالی است که اجرای طرح‌هایی چون پل خلیج فارس که تنها در حد وعده

مانده نیز می‌تواند که سهم بزرگی در فرصت زایی از این جنجال سازی‌های گسترده

دشمنان ایفا کند و بدین ترتیب و با راه اندازی گردشگری در سایر جزایر

ایرانی خلیج فارس به ویژه ابوموسی، از شیپورهای آن سوی آب به نفع خود

بهره تبلیغاتی ببریم و تا آنجا پیش برویم که با استفاده از مواهب خدادای،

در گردشگری اسلامی سرآمد شده و نام خلیج فارس و جزایر ایرانی را به

زبان سایر ملل جاری‌تر سازیم.

شکایت از افراد، شرکت‌ها و یا حتی مقاماتی که از نام جعلی به

جای خلیج فارس استفاده می‌کنند، می‌تواند شروع خوبی برای خلق فرصت

از تهدید برایمان باشد؛ اگر مسئولین این فرصت را نسوزانند!


این هم نقشه سازمان ملل از جغرافیای امروزی کشورمان (البته فارغ از

چند خراسانی شدن و استان البرز و ریز نکاتی از این قسم) و خلیج فارس


 

  محصولات کشاورزی کلات

با توجه به اینکه بالاترین میزان رطوبت در خراسان در این منطقه وجود دارد و میانگین سالانه بارش باران بیش از 350میلیمتر است شرایط ویژه ای در خصوص منابع طبیعی ، کشاورزی ، شیلات و... بوجود آمده است .شهرستان کلات دارای 5 رودخانه اصلی و 6 رودخانه کوچکتر است که البته همگی دائمی اند.
 
محصولات کشاورزی کلات

 

  صنایع دستی کلات

ابریشم بافی کلات از جمله مهمترین هنر سنتی مطرح در منطقه کلات ابریشم بافی است و زاوین در کلات مرکز بافت ابریشم محسوب می گردد. هنرمندان ابریشم باف زاوینی در بافته‌های خویش از رنگ‌های درخشان مشکی، سبز، زرد، سرمه ای و سفید استفاده می کنند.  طرح‌های هندسی این بافته‌ها قابل مقایسه با قالی و گلیم میباشد
 
صنایع دستی کلات

 

  سوغات شهرستان کلات

از سوغات مشهور شهرستان کلات انواع بافته‌های رنگارنگ ابریشمین است که در زاوین تولید شده و عشایر کرد با استفاده از این پارچه‌ها لباس‌های محلی خاص مردم کرمانج را می دوزند.داشتن نمونه هایی از این البسه زیبا می تواند دلخواه هر گردشگری باشد که به کلات وارد می شود. 
 
سوغات شهرستان کلات

 

  آبشار ارتکند کلات

روستاى ارتکند مجموعه‌اى از کوه و رودخانه و جنگل و آبشار است.  که طبيعت چشم نواز آن سالانه هزاران نفر را به سوى خود مى‌خواند. آبشار زيباى ارتکند، در فاصله 107 کيلومترى مشهد و در حدود 40 کيلومترى شهرستان کلات، چشم هر گردشگرى را به خود خيره مى‌کند.‌
 
آبشار ارتکند کلات

 

  آبشار قره‌سو کلات

آبشار قره‌سو در جنوب غربی شهرستان کلات نادری و در فاصله ده کیلومتری آن و در یک کیلومتری جاده لاین از سمت کلات واقع شده‌است.  طبیعت زیبا وآب و هوای ییلاقی، وجود آبشارهای بلند با دره‌های تنگ، موقعیت قره سو را ممتاز می‌کند. وجود هشت آبشار و چشمه‌های خنک و نردبان‌های فلزی تعبیه شده
 
آبشار قره‌سو کلات
 

  بند نادری کلات

بند نادری، سدی آجری است در انتهای جلگه شهرستان کلات استان خراسان رضوی در شمال شرقی ایران.این بند در حدود ۴ کیلومتر پایین‌تر از شهر کلات به سمت روستای نفطه و بر روی رودخانه ژرف‌رود ساخته شده‌است.ارتفاع این بنا از کف رودخانه ۷۰ متر است به نحوی که هر قدر از کف رودخانه به طرف بالا ادامه می‌یابد
 
بند نادری کلات

 

  حمام نادری کلات

این حمام بر روی پایه‌های تخریب شده غرفه‌های ضلع شمال غربی مسجد کبود گنبد شهرستان کلات نادر ساخته شده و مربوط به دوران حکومت نادر شاه افشار است.  ورودی این حمام از طرف غربی خارج مسجد کبود گنبد بوده و هدف این بوده که افراد پس از طهارت به فضای مسجد وارد شوند.
 
حمام نادری کلات

 

  دربند ارغونشاه کلات

دربند ارغونشاه، تنگه‌ای است به نام دربند کلات که ورودی اولیه به شهرستان کلات از این مکان انجام می‌گرفته‌است همچنین به دروازه ارغونشاه نیز معروف می‌باشد.شهر کلات دارای دو در ورودی اصلی به نام دربند ارغونشاه و دیگری تونل ورودی اولیه شهر است که از سمت مشهد وارد کلات می‌شوند. 
 
دربند ارغونشاه کلات
 

  مسجد کبود گنبد

مسجد کبود گنبد، یا مسجد جامع بنای مذهبی است که مورد احترام و توجه اقوام مختلف در طول تاریخ شهرستان کلات نادر بوده‌است و به همین علت، کاملترین هنر هنرمندان در خدمت معماری و تزئین نقوش این بنا بکار رفته‌است.  این مسجد چهار ایوانه، دارای گنبدی دو پوشه و نیلگون، صحن و طاق می‌باشد
 
مسجد کبود گنبد

 

  کاخ خورشید کلات

بناي اين كاخ كه در وسط باغ بزرگي قرار دارد از آثار دوره‌ي نادر شاه افشار است و احتمالاً براي سكونت خانواده‌ي سلطنتي احداث شده است.  نماي اين كاخ كه به شيوه معماري هنري ساخته شده به شكل استوانه‌اي بوده و با سنگ هاي مر‌مر سياه تزيين شده است.بلندي آن در گذشته در حدود 25 متر بوده است
 
کاخ خورشید کلات

 

  دخمه سنگی فرهاد ماکو

 
دخمه سنگی فرهاد ماکو
 
دخمه فرهاد، دو اتاق تو در تو است که در دل کوه و درون صخره ای بزرگ تراشیده شده است و با راه پله ای سنگی به کوه متصل می شود و به زبان محلی به آن خانه فرهاد (فرهاد دامو) می گویند. در ورودی آن تقریبا یک و نیم متر در دو متر و اتاق ها یکی بزرگ (تقریبا 3*4) و دیگری کوچکتر (تقریبا2*2) است؛ که با دری 1*1.5متری به هم متصلند. بر روی دیواره ها طاقچه هایی تراشیده شده است و برای روشنایی گویا از مشعل استفاده می شده است.
 
اطلاعات زیادی از تاریخچه این اثر به دست نیامد؛ ولی مردم محلی آنرا به فرهاد اسطوره تاریخی دوره ساسانی نسبت می دهند که اثر معروف فرهاد تراش بیستون و بعضی آثار سنگ تراشیده در مناطق دیگر نیز به او منسوب است. در این زمینه گفته شد که فرهاد مدتی در منطقه ماکو و در این خانه! زندگی می کرده و سپس به منطقه بیستون کرمانشاه رفته است! این دخمه در روستایی در غرب ماکو به نام سنگر واقع شده که تا شهر ماکو چند دقیقه ای بیشتر فاصله ندارد.
 
پیدا کردن این اثر منحصر به فرد، بدون راهنما بسیار مشکل است.
 
متاسفانه هیچ تابلوی راهنمایی برای پیدا کردن آن وجود ندارد و با توجه به وجود علائم راهنمایی برای رفتن به باغچه جوق عدم توجه به این اثر کم نظیر تاریخی تعجب برانگیز به نظر می رسد.
 
در غرب و جنوب غربی روستا، کوه کم ارتفاعی وجود دارد که این دخمه در پایین ترین نقطه در جبهه شمالی کوه واقع شده است.
 
در فصل تابستان اطراف دهانه دخمه فرهاد به وسیله درختان پر برگ مخفی شده است و در صورت نداشتن راهنما گردشگران را با مشکل روبرو می کند.
 
دیواره های سنگی دخمه فرهاد به نحو اعجاب انگیزی صاف و صیقلی است، به نحوی که تراشیدن چنین دیوارهای صافی در دل صخره های سخت کوه حتی در زمان حال هم مشکل به نظر می رسد.
 
داخل دخمه کاملا تاریک است و هیچ منبع نوری وجود ندارد و لازم است منبع نوری مناسبی برای دیدن داخل به همراه داشته باشید.
 
لازم به یادآوری است دَخمه یا برج خاموشان سردابی است سنگی که زرتشتیان مرده خود را در آن قرار می‌دهند.
 
دخمه معمولا بر فراز بلندی‌های شهر ساخته می‌شده‌است. در ایران هنوز دخمه‌هائی یافت می‌شود اما زرتشتیان دیگر از آن استفاده نمی‌کنند. از معروف‌ترین دخمه‌های ایران دخمه بندر سیراف است که بعد از اسلام به قبرستان مسلمانان تبدیل شد.
 
در زبان فارسی به آن دخمه دان هم می‌گویند.
 
دخمه‌ها و آرامگاه‌های تاریخی مربوط به پیش از نفوذ اسلام در ایران که نوعی معماری صخره‌ای محسوب می‌شوند را گوردخمه می نامند.
 
چون زرتشتیان بر این عقیده‌اند که سرچشمه نیروی زندگی انسان از آفتاب است. بنابراین پس از جدایی روح از کالبد بایستی آن را در معرض آفتاب قرار داد تا نیروی نامبرده به اصل خویش برگردد.

تعداد صفحات : 68